آرمان - سانحه پرواز تهران-یاسوج بهعنوان یک حادثه غیرمترقبه محسوب میشود. این در حالی است که خانواده و بازماندههای محرومان در این سانحه هیچگونه احتمال بروز فاجعه را نداده، بلکه با امید در پی برگشت یا رسیدن سالم عزیزانشان به مقصد بودند. حال باید برای تسلی این افراد اقدامات مناسب انجام داد. این مقوله با حمایت و توجه اجتماعی بروز میکند. با این گونه اقدامات میتوان به اطرافیان بازماندگان و عزیزان این سانحه آرامش داد. باید دانست که در این زمینه نباید کنجکاوی کرد. برای مثال در اغلب مواقع بسیاری از صحبتها که جنبه تحریکآمیز دارد، نهتنها موثر نیست، بلکه مشکلات موجود را دو چندان میکند. با این تفاسیر دیگر افراد باید بدانند عزیزان و خانوادههای داغدار سانحه این پرواز نیازمند توجه و همراهی دیگر افراد هستند. برای مثال میتوان با همراهی از خانوادههای این افراد حمایت کرد. درضمن دیگر افراد باید بدانند که اجازه پرداختن به حواشی را ندارند، بلکه باید اجازه دهند تا این افراد بیشتر صحبت کنند. برای مثال برخی افراد در کنار خانوادههای داغدار به صحبت درباره سیستم هوایی فرسوده و نا مناسب میپردازند. این در حالی است که چنین صحبتهایی هیچکمکی به فرد داغدار نمیکند. اغلب این افراد بهدلیل مواجهه با بحران در زندگی خواستار گریههای فراوان و بیقراری هستند. در این شرایط دیگر افراد و همراهان باید به افراد داغدار اجازه بروز احساسات را دهند. افراد داغدار باید بدانند که دیگر افراد توانایی درک وضعیت آنها را دارند. از سوی دیگر مسئولان هم نباید افراد داغدار را رها کنند، بلکه باید بتوانند بهعنوان مسئولان همدرد رسالت خود را انجام دهند. درضمن در این اتفاق بهدنبال مقصر گشتن راهگشا نیست. باید بتوان به خانوادههای داغدار آرامش را هدیه کرد، نه اینکه با تحریک احساسات آنها تحمل شرایط را برای آنها درد آور و زجر آور کرد. هماکنون در تراژدی سانحه پرواز تهران- یاسوج شاهد بروز نگرانیها و بحرانهای تازهای در بین خانوادههای آنها هستیم. در این وضعیت میتوان از ظرفیت تیمهای مداخلهگر در بحران استفاده کرد. در این شرایط وقتی خانوادههای افراد داغدار بدانند که برخی افراد توانایی درک آنها را داشته، طبیعتا میتوانند به سهولت به بیان احساسات خود بپردازند. همچنین این گونه رفتارها میتواند آرامشهای موقت و لحظهای به افراد داغدار هدیه کند. درضمن افراد نزدیک به خانوادههای داغدار میتوانند در کنار آنها بوده و از ظرفیت روانپزشک و روانشناسی برای مواجه با این بحران کمک بگیرند. این در حالی است که بسیاری از این افراد داغدار به یک فرد همدل نیاز دارند. کشور ایران یک کشور بحران خیز است و از این اتفاقات به وفور میافتد. از سوی دیگر آستانه تحمل جامعه هم اندک است و هر یک از این اتفاقات ناگوار میتواند جرقهای برای بر هم خوردن آرامش باشد. درضمن برای افراد داغدار پند، اندرز و موعظه مناسب نیست، بلکه افراد داغدار خواستار افرادی هستند که بتوانند برایشان حس آرامش و درک را به ارمغان بیاورند. از سوی دیگر میتوان با ارتقای آستانه تحمل در مقابله با بحرانهای زندگی مقاوم بود.