آرمان - «قدرت تیز» نوعی از فرهنگ اجتماعی است که عمدتا به نفوذ و تاثیرگذاری بر ساختارها تاکید میکند. این نوع از قدرت با آنچه که «قدرت نرم» و «قدرت سخت» نامیده میشود تفاوت دارد. منظور از قدرت نرم نوعی از فرهنگ موجود و پذیرش آن در جامعه است و قدرت سخت بر قابلیتهای اقتصادی و نظامی جوامع توجه دارد. اما منظور از قدرت تیز، ساختی از فرهنگ اجتماعی و منطقهای است که قابلیت نفوذ و بهدست آوردن خواستهها را بههمراه دارد. این نوع قدرت بهواسطه مجموعهای از رویکردها تبیین شده و در راستای اهداف مورد نظر برای جامعه مورد استفاده قرار میگیرد. نمونه این نوع فرهنگ در کشور چین و براساس فرهنگ کنفوسیوس که بهواسطه خود رهبران منطقهای درک شده است، برای توسعه و نفوذ در مناطق دیگر جهت حصول اهداف مورد نظر استفاده میشود. مهمترین ویژگی این قدرت، در اجتماع نهفته است و البته با عصبیتهای کور و بیمعنی تفاوت دارد و با نفوذ در موانع، آنها را درهم شکسته و نتیجه مطلوب را حاصل میکند. منطقه مغان بهدلیل برخورداری از ساختهای متعدد و در عین حال قرار گرفتن ذیل عشایر شاهسون از این قدرت برخوردار است. برخورداری از روحیه مبارزه با سختیها و باور به خویشتن یکی از ویژگیهای آن است که در صورت اتکا به آن و ساماندهی در راستایی کسب اهداف منطقهای میتواند، بسیاری از موانع ساختاری در راه توسعه را کنار بزند. این قدرت به خوبی از دیدگاههای سازنده دیگر استفاده کرده و از آن میآموزد که چطور در برابر سختیها مقاومت کند و بر موانعی از جمله، رقابتهای بین طایفهای غلبه کند. مغان به دلایل مختلف، اکنون نیازمند این نوع از رویکرد در توسعه منطقهای خود است، چرا که این منطقه بهدلیل برخورداری از قابلیتهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بیش از آنکه از این ظرفیتها در جهت توسعه خود بهره ببرد، دچار درگیریهای ساخته شده و تضعیف روحیه بهخاطر شیطنتهای برخی بدخواهان است. از طرفی دیگر مغان بهدلیل قرار گرفتن در مرز با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان، توانایی تاثیرگذاری مناسب بر فرهنگ کشورهای دیگر و نفوذ در آنها برای توسعه ساختهای اقتصادی و سیاسی خود را دارد. لذا، توانمندی فرهنگی مغان باید به درستی توسط افراد آگاه جامعه درک شده و بهجای آنکه برای توسعه منطقه مورد استفاده قرار بگیرد، برای ایجاد تنش و هدر رفتن ظرفیتهای منطقه ساماندهی نشود. یکی از موانع اصلی در جلوگیری از این قدرت در منطقه مغان، عدم استخراج منابع انسانی و مدیریتی از درون خود است. از بین رفتن اعتماد به نفس جوانان بزرگترین ضربه و شکست این بافت فرهنگی خواهد بود. فرهنگ طایفهای توسعه یافته در مغان در طول تاریخ بارها مورد حمله و تضعیف قرار گرفته است. اکنون منطقه نیازمند آگاهی و بازگشت نسبت به این مساله است. مغان برای توسعه بیش از هر چیز به توانایی جوانان و نخبگان منطقه نیاز دارد. هیچاتفاقی در مغان رخ نخواهد داد مگر با تکیه و تاکید بر توانمندی منطقه. باید نگاهها به دیگران و توجه به تواناییهای بیرون از منطقه را آموخت تا از آن برای کمک به توسعه پایدار منطقه استفاده کرد. هوشیاری در این خصوص مهمترین گام میباشد. نباید از قدرت تیز برداشت اشتباه داشت. این همان فرهنگی است که میتواند فرصت دستیابی و غلبه بر موانع توسعه را ممکن کند.