آرمان - تلخ كاميها و شكستها و معايبي كه به سبب عجله و شتاب زدگي دامنگير انسانها بوده، فراوان است. خوشبيني بيش از حد نسبت به يك موضوع، از عوامل شتابزدگي در كارهاست و از آنجا كه بررسيهاي سطحي و مقدماتي براي پي بردن به حقيقت يك امر و درك سود و زيان آن كافي نيست، معمولاً عجله و شتاب زدگي در كارها موجب ندامت و پشيماني ميشود.
شتاب زدگي، سبب لغزش ها
شتاب زدگي انسان را از فكر و انديشه بازمي دارد و او را به سوي لغزش ميكشاند. امامصادق (ع) ميفرمايد: «مع التّثبُّتِ تكون السلامهُ، و مع العجله تكون النّدامه»؛ با آرامش و درنگ، سلامت (از خطا و لغزش) همراه است و با شتاب زدگي پشيماني. امامعلي (ع) ميفرمايد: با شتاب زدگي لغزشها زياد ميشود و همچنين نقل شده است: عجله خوي كم خردان بيتجربت است و بار شتاب زدگي پشيماني است. شتاب و عجله در كارهاي روزمره باعث ارتكاب بسياري از اشتباهها از سوي ما ميشود. به ويژه اگر اين خطاها مربوط به تصميمگيري درباره ديگران باشد، سبب ايجاد كدورت و ناراحتي بين افراد ميشود و آنان را از يكديگر رنجيده و ناراحت ميكند. پيامبر خدا (ص) ميفرمايد: «انّما اهلك الناس العجلهٌ و لو انّ الناس تثبّتوا لم يهلِك احدٌ»؛ مردم را در حقيقت، شتاب زدگي به هلاكت افكنده است. اگر مردم آرام و از شتابكاري به دور بودند، هيچ كس هلاك نميشد.
عجله و ريختن آبروي ديگران
شتاب و عجله در كارها پسنديده نيست و بهتر است در كارها و تصميمها از شتاب و عجله دوري شود. به ويژه اگر اين كار مربوط به ديگران بوده و آبروي آنان در ميان باشد. بسياري از افراد درباره ديگران قضاوتهاي زود و عجولانه ميكنند و در نتيجه خود را به گناه آلوده ميكنند. آنان درباره عواقب گفتار و رفتار خويش نميانديشند و در نتيجه از يك سو سبب ارتكاب گناهان كبيرهاي همچون غيبت و تهمت و... ميشوند و از سوي ديگر آبروي ديگران را به خطر مياندازند. امام علي (ع) ميفرمايد: «يا عبدا...! لا تعجل في عيب احدٍ (عبدٍ) بذنبه، فلعلّه مغفورٌ له و لا تامن علي نفسك صغير معصيهٍ فلعّك معذّبٌ عليه»ِ؛ اي بنده خدا! در عيبجويي هيچ كس به خاطر گناهش شتاب مكن؛ زيرا ممكن است آمرزيده شده باشد و درباره خودت از گناه كوچكي هم كه كردهاي ايمن مباش؛ چرا كه شايد براي همان عذاب شوي. ايشان در سخن ارزشمند ديگري ميفرمايد: آدم شتابكار دچار اشتباه ميشود، هر چند به مطلوب برسد؛ كسي كه با آرامش كار كند، تيرش به هدف ميخورد، گر چه هلاك شود؛ العجول مخطِي ء و ان ملك، المتانّي مصيبٌ و ان هلك.
شتاب در كار خير
شتاب زدگي در كارها، همواره ناپسند نيست، بلكه گاهي هم ميتوان شتاب ورزيد. در انجام كار خير شتاب نيكوست نه تاني و درنگ. منظور از عجله و شتاب در كارهاي نيك، همان سرعت در انجام آن است، در برابر اهمال كاري و تاخيرهاي بيجا كه معمولاً سبب بروز مشكلات و موانعي ميشود. رسول خدا (ص) ميفرمايد: خداوند كار نيكي را دوست دارد كه در آن شتاب شود؛ انا... يحب من الخير ما يعجّلُ. امام باقر (ع) نيز در بيان ديگري ميفرمايد: «من همّ بشي ءٍ من الخير فليعجِّلهُ، فإنّ كلّ شي ء فيه تاخيرٌ فإنّ للشيطان فيه نظره»؛ كسي كه تصميم به كار خيري گرفت بايد عجله كند؛ زيرا هر كاري را كه در آن تاخير كند، شيطان در آن حيلهاي ميكند. امام صادق (ع) در روايت ديگر فرمودند: پدرم ميفرمود: هرگاه آهنگ كار خوبي كردي، بشتاب؛ زيرا نميداني كه چه پيش خواهد آمد؛ كان ابي يقول: إذا همت بخير فبادر فإنّك لا تدري ما يحدُثُ. پيشواي ششم در حديث ديگري فرمودند: انّ الرجُل ليسألني الحاجه مما بادِرُ بقضائها؛ مخافه أنْ يستغني عنها فلا يجد لها موقعها اذا جاءتْهُ؛ هرگاه مردي دست نياز به سوي من دراز كند، در رفع نياز و مشكل او شتاب ميكنم؛ زيرا بيم آن ميرود كه كار از كار بگذرد و اقدام من در كمك به او ديگر موثر نباشد.
نتيجه
با توجه به فرمايشات معصومين (عليهم السلام) ميتوان پي برد كه عجله و شتاب در برابر تاني و درنگ بجا ناپسند است نه كندي در كارها و درنگهاي بيجا. همواره بايد تلاش كرد تا كارها را بر اساس معيار منطقي و موضوع سنجي مناسب پيش برد. اگر هدف انجام كار خير يا تحصيل علم و دانش است بايد در اين كار شتاب ورزيد ولي اگر هدف انجام كارهاي روزمره است و ميتوان آن را بهطور عادي پيش برد، شتاب و عجله جايز نيست و بايد درنگ كرد.