آرمان - «باران آن موقع که من میگویم باید ببارد، به آن شکلی که من میگویم باید ببارد، آن جایی که من میگویم باید ببارد ضمنا به آن میزان که من میگویم باید ببارد وگرنه مسئولیتی نمیپذیریم!» این دقیقا همان دیدگاه این روزهای مسئولان برخی شهرهایی است که چهره زمستانی به خود دیدهاند. شاید انتقادی که به عملکرد روزهای اخیر شهرداری تهران وارد است، «بیخبری» باشد که بیشتر از «بیعملی» به چشم میآید. با فرض اینکه شهرداری تهران محدودیتهای زیادی دارد که حتما هم دارد، اما چرا حاضر نیست به صراحت و به روشنی راجع به محدودیتها اطلاعرسانی کند تا اندکی از بار مشکلات کمتر شود؟ آیا صرف دعوت شهردار از جوانان برای تکاندن درختان از بار برف، کفایت میکند؟ این انتقاد البته که فقط به شهردار به تنهایی وارد نیست و فرودگاه بینالمللی امام خمینی که از روز اول بنا بوده سالانه 20 تا 30 میلیون ورودی و خروجی مسافر داشته باشد، هم از این قاعده مستثنا نیست. یک فرودگاه بینالمللی که بتواند بر اثر یک برف سنگین 50 سانتیمتری به مدت چهارروز از کار بیفتد به گونهای که تمام اروپا را تحت تاثیر قرار دهد، قابل تامل است. درحالی که مسافران در فرودگاه های آتاتورک، فرانکفورت و... سرگرداناند به گونهای که بعضا نه پول دارند، نه غذا و نه حتی امکان برگشت چون محل اقامتشان خارج از فرودگاههاست. احتمالا در حال حاضر همانند کشورهای جنگ زدهایم که مسافران امکان ورود و خروج ندارند و شاید هم در حال انجام تست گرم هستیم! این شاید نمونهای از سمبل ناکارآمدی مدیریت است. مدیریتی که بارها و بارها کارشناسان لزوم توجه به بهرهوری و کارآمدی را در آن گوشزد کردهاند. این همان نمونه عینی ناکارآمدی است که در اثر بارش یک برف طوری زمینگیر شدهایم که کاملا طبیعت حکمفرما میشود. یعنی اگر خورشید تابید و برف را زدود که زدود وگرنه کسی به داد نخواهد رسید. به نظر میرسد شورای شهر پنجم آنقدر سرگرم مسائل فردی شده که راه شورای اول را طی میکند. یعنی به جای اینکه به منظور حل معضلات تهران شروع به بحثهای نظری کند فقط به بحثهای بلندمدت مشغول است؛ مثل طرح ترافیک! اما تا وقتی زبالههای شهروندان تلنبار شده، چگونه میتوانند راجع به طرح ترافیک سال 97 تصمیم بگیرند؟ طرح ترافیکی که شاید اصلا اجرای آن عملیاتی نباشد و با اما و اگرهایی همراه است. شورای شهر و شهرداری تهران میتواند هر بحثی در مورد بهبود و تغییرات دارد در کنار حل معضلات روزمره شهروندان انجام دهد نه اینکه معضلات روزمره را نادیده بگیرد که منجر به نارضایتی شود و احتمالا به غرق شدن کل شورای شهر و شخص شهردار بینجامد.