آرمان - او پزشک تیم ژیمناستیک آمریکا بود و طبیعتا این اجازه را داشت تا به کسانی که به عنوان بیمار به او مراجعه میکنند دست بزند. ولی بیماران احساس کردند که او از بدن آنان سوء استفاده میکند و در لمس اندامهای آنان جهت تشخیص، به دنبال اهدافی فراتر از وظایف حرفهایاش است. او از موقعیت شغلی سوء استفاده کرده است و این از نظر جامعه قابل گذشت نیست. درکشورهای توسعهیافته خیانت به اعتماد مردم جرمی بس سنگین است. اینکه یک استاد دانشگاه، معلم، مربی ورزشی، پزشک یا یک کشیش باشید و به اقتضای شغل روزانه با زنان یا کودکان بسیاری سر و کار داشته باشید و بنا به همین موقعیت و فرصت موجود، به اعتماد عمومی ضربه بزنید، نابخشودنی است. صدمه زدن به اعتماد عمومی، ایجاد هراس جمعی، صدمه به شأن و منزلت یک شغل، ایجاد بدبینی به کارآمدی سازمانهای رسمی از جمله پیامدهایی هستند که سوءاستفاده یک فرد از موقعیت شغلیاش میتواند به بار آورد. به همین دلیل است که در کشورهای پیشرفته، سیستم قضائی جامعه در خصوص چنین مسائلی با کسی شوخی ندارد. شاید اگر در گوشهای از یک پارک خلوت از کسی سوء استفاده جنسی میشد با واکنشی چنین گسترده مواجه نمیبودیم. مساله آن است که او از موقعیت شغلیاش سوءاستفاده کرده و امانتدار شایستهای برای اعتماد عمومی نبوده است. این پزشک بهرغم ابراز شرم و اندوه فراوان از اعمال خود در دادگاه، به 175 سال زندان محکوم شد. چند نفر از مقامات ورزشی و دانشگاهی مرتبط با مساله نیز با دیدن حزن، اندوه، اشکها و حرفهای شاکیان در دادگاه، احساس شرم کردند و استعفا دادند. در کشورهای توسعهیافته با چنین سازوکارهایی اعتماد عمومی حفظ میشود و نگاه مثبت جامعه به سیستم قضائی پایدار میماند. در کشورهای توسعهیافته چیزی به نام «احساس شرم»؛ چه در بین مجرمان و چه در بین مسئولان، هنوز زنده است و این رمز بقای آنهاست. چنین رفتارهایی باید موجب نوعی اعتماد بین مردم و دستگاههای مختلف میشود. باید به سمت ایجاد فرصتهای مختلف حرکت کرد. جامعه باید در چنین مواردی احساس نوعی همدلی کند.