بستن
کد خبر: ۷۷۶۵۲

پایان اصلاحات کلاسیک درایران

پایان اصلاحات کلاسیک درایران
حامد روشن چشم - جامعه شناس سیاسی

آرمان - اصلاحات همواره در ایران صدای خاصی داشته است. این صدا بیش از هر چیز دریچه‌هایی از امید را در هر عصر به‌عنوان چشم‌اندازی از حرکت جامعه نمایان می‌کرد. اصلاحات در ایران بیش از هر چیزی دال مرکزی تغییر را مفصل‌بندی می‌کرد. به‌گونه‌ای که هربار صدای مردم بر مدار این مفصل‌ها نشسته و امیدهای توسعه و ایرانی آرمانی را نقش بندی می‌کرد. طوریکه اصلاحات آلام درد شهروند دور شده از خواست‌هایش بود. اما چه اتفاقی در جامعه ایران رخ داد؟ اصلاحات با تمام حمایت‌های اجتماعی خود کدامین مسیر را رقم زد؟ چه رابطه‌ای بین شخص و جریان اصلاحات وجود دارد؟ پیش از پرداختن به رویکرد اصلاح‌طلبی و مجموعه احزابی که پس از انقلاب اسلامی ایران شروع به پرورش اصلاحات در ایران کردند باید یک تعریف بسیار ساده برای اصلاحات قائل شویم. این تعریف نه از گذر واژه‌های تخصصی و روشنفکرانه می‌گذر نه سخن اندیشمندانی پر تلالو چون هایدگر، فوکو و هگل و غیره است. اصلاحات یک تعریف مشخص دارد: « برهم‌زدن نظم مبتنی بر نارضایتی موجود و ایجاد نظم جدید مطلوب». بر این اساس، اصلاحات رودخانه‌ای اجتماعی در حال جریان است. به تعبیر هراکلیت؛ «انسان‌ها هیچگاه دوبار وارد یک رودخانه نمی‌شوند». هیچ‌اصلاحاتی نمی‌تواند برچسب شخص را بخورد چرا که توقف در اشخاص یعنی پایان این رودخانه و تبدیل شدن آن به مرداب. از طرفی دیگر مهم‌ترین عملکرد اصلاحات ایجاد بستر و ساختارها به منظور آگاهی اجتماعی و توانایی به گردش درآوردن این چرخ به واسطه جامعه است. اصلاحاتی که بر مدار جامعه قرار نگیرد و عناصر تحول خود را از جامعه گزینش نکند و در یک رابطه متقابل پاسخگویی خواست جامعه و به حرکت درآوردن آن نباشد، عملا هر چیزی هست به جز اصلاحات. اما شرایط اجتماعی ایران اکنون چگونه است و چرا بایستی از اصلاح‌طلبان یا اصلاح‌طلبی کلاسیک و شخص محور عبور کرد؟ روشن است که جامعه ایران اکنون بیشتر در فضای ذهنی در حال تکاپو است. تحولات آگاهی که ذیل گردش آزاد اطلاعات بر اساس توسعه زیرساخت‌های کنش ارتباطی در دنیا رخ داده باعث شده است که جامعه ایران دارای یک خودآگاهی فزاینده باشد. این آگاهی پیش از هر چیز امکان ابراز خواست فردی و گروهی را در جامعه افزایش داده است. شاید به تعبیر استراتژیست‌ها این صرفا یک مجاز است و فقط عرصه مجازی را در برمی‌گیرد! اما بایستی توجه نمود که واقعیت‌های ذهنی و تاثیر گذار بر روانشناسی اجتماعی در ایران به شدت تغییر کرده است. ذهنیت در ایران به سمت عبور از تمام شاخص‌های اصلاحات کلاسیک در حال رأی دادن است. بایستی نشست و شاهد واقعیت‌های عینی این تاثیر بود. اکنون اصلاحات در ایران رنگ و بوی کهنگی به خود گرفته است. اصلاحات کلاسیک پس از انقلاب در ایران که اکنون جامعه و جوانان در مورد آن قضاوت می‌کنند، ساختار بسته و بر اساس شخص تعریف گردیده است. تشکیلات اصلاح‌طلبان به خوبی نشان داد که محیط اصلاح‌طلبی محدود است و هیچ‌کس جز خود نمی‌تواند وارد این جریان بشود و ساختار اصلاح‌طلبان در ایران قائم به شخص شده است. اشخاصی که دیگر فقط نام‌های آنان جامعه را به صدا در می‌آورد. اصلاحات در ایران با «کت» سیاسی اما «شلوار» اقتصادی فردی نمود پیدا کرده است که این کت را هر بار بردوش کسی انداخته اما شلوار آن را تغییر نداده‌اند. مهم‌ترین مشکل جریان اصلاحات عدم گردش نخبگان به معنای واقعی نه به معنای خانوادگی است. به جای اینکه اصلاحات در ایران به سوی توسعه شایسته سالاری حرکت کند بر مدار نوعی الیگارشی سنتی در حال چرخش است. اصلاحات نه شخص است، نه حزب، نه خانواده، اصلاحات باید جریان اجتماعی بر دوش جوانان تحول خواه باشد. اصلاحات در ایران امروز مجموعه‌ای محافظه‌کار است. به خوبی نمایان است که چگونه محافظه‌کاری و ترس از تغییرات جوانان اصلاح‌طلب مانع از رشد و حرکت جوانان رو به بالا شده و ساختار حزبی به جای تاکید بر شایستگی و توانمندی از نسب گرایی، روابط خانوادگی و پول در سیستم تاثیر پذیرفته است. این در حالی است که جوانان تحصیل کرده اصلاح‌طلب در پشت دیوارهای آهنین و مردان غصب کرده به انتظار نشسته‌اند. قبول کنیم که جامعه تغییر کرده و جوان امروزی با بغض و غضب به لیدرهای پیراصلاحات می‌نگرند. قبول کنیم که اصلاح‌طلبان مجلس توانایی درک جوان‌های دهه‌های 60، 70 و 80 را ندارند و هیچ‌تصوری از خواست آنان متصور نیستند. قبول کنیم که اصلاحات برای زنده ماندن باید تغییر کند و در «خود» تغییر کند. واقعیت عینی این شرایط این خواهد بود که جریان اجتماعی از تمام نمودهای اصلاحات کلاسیک در تمام صحنه‌های سیاسی گذر خواهد کرد. بهتر است که تئوریسین‌های «اصلاحات پیر» به فکر ساماندهی و موجی جدید برای انتخابات با شعارهای عامه فریب حقوق شهروندی و آزادی نباشند، چون بزرگ‌ترین منع آزادی از سوی کسانی بود که نام اصلاح را بر خود گذاشتند. روشن است در صورت عدم تحول در ساختار اصلاح‌طلبی و عدم ایجاد فضای جدید برای نسل جوان اصلاح‌طلب که معنای واقعی اصلاحات در آن نهفته است، پایان کاری سنگینی جامعه برای اصلاحات در ایران رقم زده و مسیر واقعی اصلاح را خواهد گشود.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی