بستن
کد خبر: ۷۷۵۹۵

مصاحبه‌ای نه چندان متفاوت و نه چندان خاص

مصاحبه‌ای نه چندان متفاوت و نه چندان خاص
عبدالصمد خرمشاهی- وکیل پایه یک دادگستری

آرمان - گفت‌وگوی رضا رشیدپور، مجری تلویزیون با دکتر روحانی، رئیس‌جمهور، همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، نه متفاوت بود و نه خاص و نه جذاب، بدان‌سان که در این گونه مصاحبه‌ها در سایر کشورها شاهد هستیم. سوالات پیرامون حادثه کشتی سانچی، زلزله کرمانشاه، افزایش نرخ ارز، ریزگردها در جنوب غربی کشور، موسسات مالی غیرمجاز و سپرده‌گذاران مالباخته در این گونه موسسات و آلودگی هوا در تهران و اغلب کلانشهرها در ایران بود. همان‌گونه که عنوان شد، این گفت‌وگو فاقد جذابیت بود. به چند دلیل؛ اولا معلوم بود و احساس می‌شد که عناوین سوالات از قبل مشخص و روشن بوده است. ثانیا، دکتر روحانی قاعدتا کسی نیست که در این گونه موارد غافلگیر شود (اگرچه در دو مورد، یکی بحث حضور او همراه با محافظان فراوان در میان مردم زلزله‌زده کرمانشاه و دیگری حذف بودجه در رابطه با معضل ریزگرد در جنوب غربی ایران به‌خصوص اهواز به نوعی دچار چالش شد و نتوانست پاسخ صحیحی به آنها بدهد و با ظرافت خاصی از کنار این دو سوال گذشت)، اما به سایر سوالات پاسخ‌های روشنی داد و درواقع در این گفت‌وگو به جای رشیدپور او بود که از وقت استفاده کرد و برنامه‌ها و اقدامات انجام‌شده را ارائه کرد و درواقع شخص رشیدپور بود که غافلگیر شد. می‌دانیم دکتر روحانی کسی است که حقوق خوانده و ید طولایی در سخنرانی دارد و بر گفتار خود مسلط است و به همین خاطر در پاسخ‌ها نه تپق زد و نه گاف داد و نه جمله یا عبارتی از دستش در رفت که مانند رئیس‌جمهور سابق دستمایه طنز و مطایبه عامه مردم در فضاهای واقعی و مجازی شود. قطع نظر از این مسائل این گفت‌وگو می‌توانست جذاب باشد، می‌توانست متفاوت باشد و می‌توانست اگر به درستی انجام می‌شد و دارای جاذبه می‌بود اندکی از اعتماد از دست رفته مردم به دولتمردان و صداوسیما را بازگرداند، اما نتوانست. جالب اینکه رضا رشیدپور بارها موقع سوال کردن از عبارت «جسارت است» استفاده کرد. در حالی که نیازی در به‌کار بردن این اصطلاح نبود. در برنامه‌ای اینچنینی که هدف غافلگیر کردن مقامات بلندپایه کشور با طرح سوالات متفاوت است، مجری یا مصاحبه‌کننده باید بدون ملاحظه و بدون رودربایستی و صدالبته با رعایت احترام و با زیرکی و با آگاهی تمام به نمایندگی از سوی مردم، دمل‌های چرکین را بگشاید و حرف‌های ناگفته را بزند و در این راه از چیزی نهراسد. یک سوال ظریف و پربار و دیکته‌نشده که حکایت از حرف دل مردم است، به دور از تعارفات معمول می‌تواند طرف گفت‌وگو را به تفکر و چالش بکشاند و فضای جذابی در صحنه گفت‌وگو برای مردم ایجاد کند. در هر حال، قطع نظر از این مطالب همه می‌دانیم دکتر روحانی چه قبل از انتخابات و چه بعد از شروع به کار در مسند ریاست‌جمهوری وعده‌های مختلفی در حوزه‌های گوناگون از جمله اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به مردم داده است و کماکان شاهد هستیم که این وعده‌ها ادامه دارد. کما اینکه، در مصاحبه او باز هم چندین نوبت دادن این وعده‌ها تکرار شد و دکتر روحانی به مردم قول داد که به وعده‌های خود عمل خواهد کرد. شکی نیست نفس این عمل یعنی وعده دادن و قول دادن ایراد چندانی ندارد، اما اگر به تکرار مکررات و دور و تسلسل بی‌سرانجامی برسد، باعث ملال خاطر عامه مردم خواهد شد. نیاز امروزه مردم ما شنیدن پاسخ‌های شیک نیست. اگر آنها تنها در یک زمینه، یعنی رفع مشکلات مالی که بسیار ملموس‌تر و سریع‌تر از سایر مشکلات دیگر می‌تواند محقق شود، شاهد حرکت مثبتی باشند حتما به فراخور حالشان عکس‌العمل مثبتی نشان خواهند داد. چه بسا احتمالا مسائل و مشکلات و وعده‌های تحقق‌نیافته باعث بروز اعتراضات جسته و گریخته اخیر در کشور شد. بنابراین می‌بینیم که مردم خواستار عمل هستند و گوش آنها از شنیدن وعده‌های گوناگون خسته و روحشان رنجور گردیده است. رئیس‌جمهور به‌اندازه کافی دانا و هوشیار است. او می‌داند که حرف دل مردم چیست و چه بسا جزئیات سوالات را بهتر از خود مجری که در لفافه احترام و تعارف بیان می‌کرد، می‌داند. شکی نیست در صدر اولویت خواسته‌های مردم رفع مشکلات مالی و نیازهای ضروری آنان است. شایسته نیست مردم کشوری با داشتن منابع و ذخایر غنی زمینی و زیرزمینی و دریایی، دغدغه شکم و مسکن داشته باشند. چه بسا یک حرکت کارساز عملی که به سرعت می‌تواند در جامعه ظهور عینی داشته و نمود پیدا کند، بسیار کارسازتر از ده‌ها مصاحبه از این نوع است و به‌راحتی می‌تواند آب‌های زیادی را که از جوی دولت رفته است، به ‌آن بازگرداند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی