بستن
کد خبر: ۷۷۴۴۲

خدمتی که ترامپ به برجام کرد!

خدمتی که ترامپ به برجام کرد!
احمد شیرزاد- استاد دانشگاه

آرمان - با اینکه فرصت چک کردن همه برنامه‌های صداوسیما را ندارم ولی کلا خط و مشی اصولگرایان با دو سال پیش خیلی فرق کرده به طوری که بعد از روی کار آمدن دولت ترامپ، حرف‌های ضدبرجامی خیلی کمتر شده البته جز یکی، دو روزنامه خاص که گاهی اظهارنظرهای ضدبرجامی دارند، شخصیت‌های اصولگرا کمتر اظهارنظر ضدبرجامی دارند و صداوسیما هم خنثی است. یعنی نه از دستاوردهای برجام دفاع می‌کند و نه خیلی بدان تاخت و تاز می‌کند. ولی اگر دو سال قبل را در نظر بگیریم نباید فراموش کنیم که صداوسیما با تمام قوا روی اذهان نسبت به مذاکرات 1+5 کار می‌کرد و ضدیت با برجام را نشان می‌داد؛ هرچند اظهارنظرهای داخل ایران تاثیر چندانی روی روند مذاکرات نداشت. طبیعتا نظرات مخالف در هر دو سمت ماجرا یک مقدار بالا گرفت ولی نهایتا با همه چالش‌هایی که وجود داشت در ایران به تصویب مجلس رسید و همین‌طور شورای عالی امنیت ملی هم آن را تصویب کرد. آن طرف هم کشورهای 1+5 امضا کردند و نهایتا شورای امنیت سازمان ملل با آن قطعنامه تاریخی خود قطعنامه‌های قبلی را لغو و بی‌اثر کرد. به نظر می‌رسد صداوسیما در این میان مجموعا نقش مثبتی ایفا نکرد. کارشناسان ثابت، معین و در کلیشه‌ای خاص را دعوت می‌کردند که همه جا صدای آنها را می‌شنیدیم. در برنامه‌های تولیدی گاه در ادامه خیانت‌های تاریخی از توافقنامه برجام هم یاد می‌کردند درحالی که برجام به هیچ وجه چنین چیزی نبود و صرفا توافقی بین دولت ایران با دولت‌های خارجی بود و کل نظام ایران آن را امضا کرد. نهایتا بجز دولت و نماینده آن (وزیر خارجه)، شورای امنیت ملی و مجلس هم بر آن صحه گذاشتند و مقام معظم رهبری هم بعد از این مراحل با شروطی که اعلام کردند، بر این کار صحه گذاشتند. البته بدبینی که نسبت به طرف مقابل وجود داشت و هنوز هم وجود دارد، همان زمان برنامه ثریا در سیمای جمهوری اسلامی ایران یکی از محورهای ضدبرجامی بود و به خاطر دارم که در آن دوره مذاکرات بسیار تخریبی عمل می‌کرد. این برنامه با کارشناسانی که دعوت می‌کرد نسبت به فکت‌ها و حقایق تاریخی نقل قول‌های غیرواقع ارائه می‌داد. به نظر می‌رسد مشکل این نیست که تیم مذاکره‌کننده صداوسیما را تحریم کرده باشند، کما اینکه آقایان ظریف و عراقچی و کارشناسان دیگر آمده‌اند اما ترجیح‌شان این است که در برنامه‌های بی‌طرفانه‌تر، مودبانه‌تر، سنگین‌تر و باوقار شرکت کنند. مثل بخش‌های خبری که وجهی دارد ولی در برنامه‌ای که چندان خوشنام نیست و حتی گاه ضد منافع ملی هم عمل می‌کند، طبیعی است که شرکت نخواهند کرد. نکته قابل توجه اینکه در زمان بر سر کار بودن آقای اوباما و جان کری در کسوت وزیر خارجه، بحث بر سر اینکه منافع ما در نظر گرفته شده یا نشده در مجموع می‌توانست وجهی داشته باشد البته نمی‌خواهم بگویم که درست است ولی ممکن بود بگوییم کسانی که بدبین هستند فکر می‌کنند که ممکن است در جاهایی از این توافقنامه ضرر کرده باشیم. ولی می‌توان گفت که رویکرد ترامپ همه چیز را تغییر داد و همه چیز را روشن‌تر کرد. وقتی می‌بینیم که جمهوریخواهان تندرو آمریکا و لابی صهیونیست‌ها و کشورهایی نظیر عربستان و امارات در منطقه همه یکپارچه معتقدند که موافقتنامه به نفع ایران بوده و قصد دارند به نحوی زیر میز بازی بزنند، عقلانیت حکم می‌کند که شاید منافعی برای ما بوده وگرنه چه دلیلی دارد که دولت ضدایرانی دونالد ترامپ اینطور دنبال برهم زدن آن باشد؟ نه اینکه فکر کنیم کسی را فریب دادیم بلکه مذاکرات در نهایت صداقت ولی با دیپلماسی متعارف، متعادل و منطقی وزارت خارجه ایران پیش رفت و نهایت اینکه فریبی نخوردیم. ممکن است که در یک جاهایی در بعضی از محاسبات کسی نتواند آینده را پیش‌بینی کند. مثلا در بحث مسائل بانکی سیستم مبادلات پولی در جهان چنان پیچیده است که بعضی موارد را کارشناسان ما در آن زمان نتوانستند به درستی پیش‌بینی کنند که چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد. فکر می‌کنم در این میان هیچکس نه غرضی داشته و نه اینکه اساسا قابل محکوم کردن است. اما مجموعه مذاکرات بسیار حرفه‌ای و سنجیده انجام شده، ما هیچ فریبی نخوردیم و یک بازی برد-برد را دنبال کردیم. الان کسانی که واقعا به دنبال این هستند که با اعمال فشار ایران را وادار به تسلیم کنند و سیاست مستقل ایران در منطقه و جهان را به زانو در بیاورند، اولین هدفشان این است که به هر شکل ممکن این توافقنامه را بهم بزنند.

بنابراین این احتمال را می‌توان داد که تحلیل‌های ضدبرجامی برخی از روزنامه‌ها و محافل راست مقرون به صحت نبوده و در حال حاضر این مهم‌ترین سنگری است که در سطح دیپلماسی بین‌المللی داریم و همین سنگر باعث می‌شود که روس‌ها و چینی‌ها کنار ما بایستند و حتی اروپایی‌ها تا حد زیادی در کنار ما ایستاده‌اند و نباید به آسانی آن را از دست بدهیم. فراموش نکنیم که بنا به فتوای مقام معظم رهبری به هیچ وجه به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم و سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران پرهیز از این مساله است. از آن طرف فرض بگیریم که یک نیروگاه هزار مگاواتی برق هسته‌ای داریم که آنهم با ساخت روس‌ها کار می‌کند و هیچ ربطی به سوخت تولیدشده نطنز ندارد ولی حالا فرض کنید که نیروگاه مشابه این هم کار کند. آیا این می‌ارزد که در صدها مورد دیگر تن به تحریم‌های جهانی بدهیم و به شرایط انزوای قبل از برجام برگردیم؟ نمی‌دانم محاسبه بر چه اساسی است و چرا برخی سانتریفیوژپرست و اورانیوم‌پرست شده‌اند؟ برای آنها بحث بر سر دیپلماسی منافع ملی نیست و انگار اصل بر اورانیوم است که قطعا منافعی برای ملت ایران ندارد.غیرمنطقی بودن حرف‌هایی مثل اینکه پیش نویسی قبل از برجام وجود داشته، بر همگان واضح و مبرهن است. برجام که یک وجب مطلب نیست و حدود 110 صفحه متن با جزئیات بسیار زیاد است که سر این جزئیات ساعت‌ها گفت‌وگو شده است. اما گویی صداوسیما هیچ تعهدی نسبت به اینکه اطلاعات مستندی ارائه شود، ندارد. یا اینکه به نظر می‌رسد که برخی از ساعت‌های خود را اجاره داده است، درست مثل این آگهی‌هایی که چند دقیقه‌ای از وقت برنامه‌ای را در ازای مبلغی اجاره می‌کنند. واقعا مدیران صداوسیما باید در قبال چنین برنامه‌هایی پاسخگو باشند که آیا واقعا تولیدکنندگان و مسئولان بر صداوسیما نظارت دارند یا اینکه چنین برنامه‌هایی در ساختمان‌های دیگر تهیه و پخش آن به صداوسیما تحمیل می‌شود؟

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی