آرمان - حادثه ساختمان پلاسکو به دلیل گستردگی عوامل موثر در بروز و همچنین نوع مدیریتش به یک فاجعه ملی تبدیل شد، چرا که ساختمان پلاسکو در طی نیم قرن از عمر خود به عنوان یک ساختمان بلند و خاطره انگیز در تهران شاهد اتفاقات زشت و زیبای بسیاری در پیرامون خود بود که اگر زبان داشت میتوانست شعر بسراید، قصه بگوید و مثنوی بنویسد. همچنین با آغاز نگرانیها و خطرآفرینیهای ناشی از فرسودگی که در طی 20سال گذشته وجود داشت، باز هم پلاسکو شاهد رویکردهایی نظیر ضعف مدیریت مالک و سهل انگاری ساکنانش بود. بنابراین همه آنهایی که از جایگاه تجاری آن سود بردند، در بروز آنچه که بر سر پلاسکو آمد، سهیم هستند. به عبارت دیگر پروسهای که منجر به حادثه ساختمان پلاسکو شد یک پروسه طولانی 50ساله یا همان 20ساله بود. دقیقا زمانی که اولین اخطار به مالک پلاسکو یعنی بنیاد مستضعفان داده شد، این ساختمان میتوانست خطر آفرین باشد. در واقع شروع فاجعه از همانجاکلید خورد، تا جایی که این بیتوجهی ها منجر به حادثه شد و نه تنها مردم تهران بلکه مردم کل کشور را دچار غم و اندوه کرد، چرا که ما قهرمانان بزرگی را در طی این حادثه از دست دادیم. قهرمانانی که دلیرانه برای نجات هموطنانشان از جان خود گذشتند و برای همیشه نام خود را در تاریخ زنده نگه داشتند.
جوگیری در حوادث
ما در روز حادثه هم متاسفانه شاهد ردپای ضعف مدیریتی و عدم فرماندهی مناسب مدیریت بحران واحد بودیم. هر کسی به سلیقه خودش مداخله کرد، از شهردار وقت گرفته تا کسانی که به نوعی در کنترل و مهار آتش و بحران سهیم بودند. در واقع هر کدام از آنها به دور از مبانی علمی برای کنترل آتش دستوری را صادر کردند که منجر شد آتش نشانان به دل آتش بزنند و بدون توجه به عمق حادثه بی مهابا برای نجات مردم کوشش کنند. گرچه فداکاری آتش نشانان از کشته شدن تعداد زیادی از ساکنان ساختمان جلوگیری کرد، ولی میتوانستیم این حادثه را با تلفات کمتری مدیریت کنیم که متاسفانه این اتفاق نیفتاد. آن چنان که یکی از دلایل از دست رفتن 16 تن از آتش نشانان زبده و مسلط این بود که ما دچار اقدامات هیجانی شدیم. در واقع یکی از پاشنههای آشیل مدیریت درست در حوادث غیر مترقبه و بحرانها همان اقدامات هیجانی است، یعنی برخی افراد در حالت جوگیر شدن و هیجانی عمل کردن خود را عقل کل فرض میکنند که این مساله میتواند در روند حادثه و مهار بحران اختلال ایجاد کند. اگر ما یاد بگیریم که هر فردی کار خود را انجام دهد و همه خود را متخصص همه چیز ندانند، کنترل حوادث و مهار بحرانها آسانتر و با تلفات کمتری خواهد بود. بنابراین در اینجا هم کنترل و مدیریت بحران نقش قابل ملاحظهای دارد که میتواند از بروز تبعات جلوگیری به عمل آورد. در غیر این صورت تجمعهای مردمی و ناهماهنگی در مدیریت امور عمق فجایع را چندین برابر میکند.
یادمان شهدای آتشنشان
حادثه ساختمان پلاسکو گرچه غم انگیز و دردآور بود، اما درسهای بسیاری داشت. اگر ما بتوانیم حوادث را خوب تحلیل کنیم و از دل آنها آموزههایی را بیرون بیاوریم، هم به درد مدیران امروز به ویژه مدیریت شهری و مدیریت بحران میخورد و هم برای آینده چراغ راهی خواهد بود، به شرطی که مجددا درگیر منیتها و مداخله در همه امور نشویم. اکنون برای ساختمان جدید پلاسکو هم نگرانیهایی وجود دارد، آن چنان که مبادا بدون مطالعات عمیق اقدام به ساخت یک سازه چندین طبقه کنیم. از این رو میطلبد که دو نکته را در نظر بگیریم. در ابتدا باید یادمانی برای این ساختمان برقرار کنیم که همواره یادآوری کند چه گذشت و چه اتفاقی افتاد که میتوانست نیفتد. دوم اینکه این منطقه یک منطقه تاریخی و فرهنگی برای پایتخت است و در اطراف آن ساختمانهای بسیار با ارزش و مراکز تجاری، تاریخی و فرهنگی وجود دارند که باید حفظ شوند بدون اینکه آسیب ببینند و ترکیبشان خراب شود. چنانچه این منطقه به دقت بازسازی و بهسازی شود، میتواند به قلب گردشگری تهران تبدیل شود. به گونهای که به عنوان مرکز تجارت جهانی در حوزه نساجی یا دیگر صنوف الگویی برای بقیه مراکز تجاری کشور و تهران باشد و بتواند چرخ اقتصاد کشور را به حرکت درآورد.
مالک پلاسکو تنها به فکر ساختن نباشد
من ضمن اینکه سالگرد حادثه ساختمان پلاسکو را مجددا به خانوادههای داغدار آتش نشانان تسلیت عرض میکنم، خواهشمندم که مالک این منطقه یعنی بنیاد مستضعفان به مسائل پیرامون این منطقه توجه داشته باشد و به دور از اینکه فقط به فکر ساختن و بهرهبرداری تجاری از این منطقه باشد، به این فکر کند که پیشانی تهران در این منطقه شفاف، روشن و نورانی شود. با وجود این، باید خانوادههای شهدای آتش نشان درگیر تصمیمگیری و تصمیمسازی در منطقه پلاسکو باشند. بنده چندی پیش با آنها ملاقاتی داشتم. خانوادههای شهدای آتش نشان واقعا درد و رنج فراوانی را تحمل کردند و هر کدام انتظاراتی دارند که بحق هم است. در واقع اگر آنها انتظار دارند که یادمانی به نام عزیزانشان طراحی یا معبری به نام تک تک آتشنشانان نامگذاری شود، باید پیشبینیهایی صورت بگیرد. به هر حال باید به نحوی نام این 16 تن را همیشه زنده نگه داریم. این در حالی است که انتظار میرود از کارشناسان فنی و فرهنگی، خانوادههای شهدای آتشنشان، تجار ساکن پلاسکو که اکنون در جاهای دیگری مستقر هستند و تمامی افرادی که همجوار با این ساختمان هستند، نظرخواهی شود تا اگر قرار است ساختمانی مجدد شکل گیرد با رویکردی باشد که بتواند برای ما تاریخی را بیان کند، یعنی سازه جدید به شیوهای باشد که بتواند نقطهای از تاریخ پر افتخار کشور و شرایط بحرانی پر فراز و نشیب تهران را تداعی کند. آن چنان که ساختمان پلاسکو به عنوان یک نوستالژی خاطرات بسیاری رادر دل پایتختنشینان زنده میکرد.