آرمان - ظاهرا بحث در مورد تغییر نظام طرح ترافیک در جریان است. من سالهاست به ایدهای از نوع «سقف و مبادله» (Cap and Trade) فکر میکنم که در حوزههای دیگری در دنیا (خصوصا در بحث تولید آلودگی) بسیار موفق بوده و احتمالا با مقداری تغییرات در این حوزه قابلیت کاربرد دارد. شمای ساده شده و کلی طرح از این قرار است؛ شهرداری به همه شهروندان ساکن تهران مقدار مشخصی «ساعت استفاده از طرح ترافیک» تخصیص میدهد (مثلا ۲۰ ساعت در سال). شهروندان میتوانند خودشان از حق طرح ترافیکشان استفاده کنند یا در بازاری که شکل میگیرد آن را به افراد متقاضی بفروشند. شیوه عملیاتی هم به این شکل خواهد بود که هر شهروند تعدادی کوپن الکترونیکی (فرضا هر کدام معادل یک ساعت تردد) دریافت میکند. شهرداری هر روز متناسب با آلودگی هوا و سایر متغیرها، سقف کوپنهای قابل استفاده در روز بعد را اعلام میکند و افراد میتوانند روز قبل و روی سایت کوپنشان را برای فردا فعال کنند. اگر تعداد متقاضی زیر سقف سفر بود که کوپن فعال میشود ولی اگر متقاضی زیاد بود فرد باید سفرش به محوطه مرکزی شهر را برای روز دیگری برنامهریزی کند. در کنار این یک بازار برای خرید و فروش این کوپنها بین متقاضیان هم شکل میگیرد. شهروندانی که نیاز به تردد به مرکز ندارند میتوانند کوپن خود را به قیمت لحظهای به متقاضیانی که تقاضای سفر بالا دارند بفروشند. در هر روز «قیمت» خرید کوپن هم متغیر خواهد بود: در روزهایی که تقاضا برای سفر زیاد است (و کوپن مازاد در بازار کم است)، قیمت کوپن سفر بالا میرود و خود این قیمت بالا به شهروندان متقاضی خرید کوپن علامت میدهد که شاید بهتر باشد سفر خود را به روز دیگری بیندازند. به این ترتیب و با استفاده از علامت قیمتی بار ترافیکی روی زمان توزیع میشود. شهرداری هم باید از محل فروش طرح ترافیک درآمد کسب کند. این کار را میتوان به صورت یک مالیات ثابت اضافه در زمان فعال کردن کوپنها دریافت کرد. شهروندان فاقد خودرو این مالیات را عملا نمیپردازند و فقط درآمدی از فروش کوپن خود کسب میکنند. شهروندان متقاضی سفر ولی مالیات را به شهرداری میپردازند. این شیوه چند مزیت دارد: اول اینکه سقف میزان تردد در محدوده طرح در هر روز را خیلی روشن و شفاف میکند و همان سقف را هم اعمال میکند. دوم جلو رانتخواری در دریافت مجوزها را گرفته و به همه شهروندان میزان برابری از دسترسی به فضای شهری را میدهد (که میتوانند آن را به دیگری منتقل کنند). سوم با مشاهده سقف سفر و فعال شدن/نشدن کوپن امکان برنامهریزی سفر روز آتی را به شهروندان میدهد. چهارم، با فراهم کردن امکان مبادله سهمیهها بین شهروندان (در یک روز) و امکان بهینهسازی دورهای برای یک شهروند (تصمیم به استفاده آزادانه از سهمیه در طول یک سال) کارایی تخصیصی اقتصاد را بهینه میکند. مثل هر ایده جدیدی، این موضوع نیاز به مقداری کار اداری، فناوری و فرهنگی برای طراحی جزئیات عملیاتی دارد. اگر این طرح پایلوت در تهران موفق شود، ایده سهمیههای قابل مبادله را میتوان در حوزههای متنوع دیگری (مثل استفاده از منابع آب، باشگاهها و تفریحگاههای سازمانهای دولتی، ماهیگیری و...) خلاصه هر جایی که میخواهیم اعمال سقف مجاز استفاده و امکان مبادله بین شهروندان را داشته باشیم هم به کار گرفت.