آرمان - توجه به مناسبات قدرت در جامعه هسته اصلی شاخه جامعه شناسی سیاسی را شکل میدهد. سخن بیراهی نخواهد بود که اگر قدرت را در مرکزیت توجه نه تنها جامعه بلکه هرگونه ساختار در نظر بگیریم. به گونهای که مطابق با دیدگاه کلاسیک و مدرن به امر سیاست، چگونگی به دست آوردن، حفظ، گسترش و اعمال قدرت مبنای عملکرد ساختارهای اجتماعی قرار میگیرد. با عنایت به اینکه از گذشته تا کنون همواره دولت به معنای تعریف علمی آن (State) و مشخصتر از آن حکومت (Government) مهمترین ساختار جامعه بوده است و قدرت متمرکز در آن نهادینه شده است، هسته اصلی مناسبات و جریانهای قدرت را در بر میگیرد. نیازی نیست که بخواهیم زیاد به این موضوع اشاره داشته باشیم که رقابتها و استراتژیهای اجتماعی و فردی عمدتا به منظور کسب موقعیت در این ساختار مهم، بوده است. به عبارتی دیگر، تلاشهای حزبی، سندیکایی و فردی مجموعهای از رویکردها را در بر میگیرد که به آن استراتژی قدرت گفته میشود. این استراتژی قدرت هم از سوی افراد، گروهها و احزاب مورد توجه است، همچنین مجموعهای از نهادهای قدرت متمرکز است که این گونه عملکردها را اجتناب ناپذیر میکند. جامعه ایران نیز جدای از این وضعیت نیست و قدرت در مجموعهای از ساختارهای آن متمرکز و عمدتا در درون این مجموعه به گردش در میآید که کمتر جامعه به صورت «مستقیم» در این فرآیند درگیر است. توجه داشته باشیم که منظور از این که جامعه به صورت مستقیم درگیر قدرت نمیباشد، دموکراسی نیست، چون که دموکراسی خود شیوه اعمال قدرت غیر مستقیم و زمانی است، یعنی صرفا زمان انتخابات رخ میدهد. اما اتفاق جدیدی رخ داده است، شاید پیش از این کمتر به این موضوع اندیشیده شده بود، یا اینکه توجهی به تحولات رخ داده در لایههای مختلف جامعه نشده است. ساختار جدیدی در حال ظهور است که بر آن ویژگیها هم تاثیر خواهد گذشت و آن قدرت فناوری اطلاعات است. فناوری اطلاعات (IT) ذاتا مولد قدرت نیست، بلکه بستر و زمینه نوع خاصی از کنش اجتماعی است که تولید قدرت اجتماعی میکند. این بستر شکل گرفته در حال پخش کردن و سیال کردن قدرت در بدنه جامعه است نه در ساختاری واحد که پیش از این بوده. به عبارتی بهتر، شاخصهایی که پیش از این بهواسطه عملکرد محدود قدرت در جامعه دیده نمیشد، امروز به راحتی به واسطه این بستر مورد توجه، سوال و واکنش قرار میگیرد. در صورتی که این زیرساخت توسط قدرت متمرکز قبلی نتواند کنترل و جهتدهی شود که بسیار کار سختی است، قدرت دچار تحول از ساختارهای قبلی که عمدتا دولتی بودهاند به ساختارهای در حال شکلگیری جامعه میشود. به بیان دقیقتر، ساختارهای منظم شده در جامعه بهواسطه عملکرد موردی، مانند حقوق زنان، حقوق حیوانات، محیط زیست، بودجه و غیره منبع اصلی قدرت اجتماعی در جامعه خواهند بود. البته باید به این نکته توجه کرد که این فرآیند در جامعه در حال شکلگیری است و زمان آن در ایران به اواسط دهه 80 پس از انقلاب اسلامی باز میگردد که ضریب نفوذ IT در ایران و جامعه رو به گسترش گذاشت و این یک جریان جهانی بود. نکته دیگر اینکه، فضای عملکرد مناسبات جدید قدرت یک تفاوت ماهوی با آنچه که ما تحت عنوان واقعیت مینامیم دارد. بدین معنی که قدرت اجتماعی جدید در فضای مجازی عمل میکند نه در فضای واقعی (ساختمان و خیابان) و آنچه که ما در خیابان شاهد آن هستیم، تاثیر واقعی این قدرت اجتماعی است. بنابراین، شاخص تحلیل این قدرت اجتماعی جدید در تعداد افراد حاضر در خیابانها قرار ندارد، بلکه هسته اصلی تاثیرگذاری آن مجموعه مناسبات و نگرشها در فضای زمینه یعنی مجازی واقع است. در صورتی که این بستر با توجه به گسترش آن محدود شود، خود این عمل انباشت نارضایتی را بههمراه خواهد داشت که میتواند نتایج مختلفی را به دنبال داشته باشد. نکته دیگر اینکه فضای جدید منحنی قدرت را بهگونهای ترسیم میکند که گروههای نادیده شده در جامعه امکان کنش داشته باشند. به عبارت بهتر، قدرت را از مرکز و تمرکز به حاشیه ارجاع میدهد. این نه تنها قدرت واقعی یعنی آنچه را که ما منبع محسوس قدرت (ثروت، مقام سازمانی، تخصص، ابزارها و غیره) مینامیم، بلکه منابع نامحسوس قدرت (دانش، مدیریت، درایت، روشنفکری و غیره) را نیز در برمیگیرد که شاهد ظهور روشنفکران جدید و جوان هستیم که مدیریت کانالهای مختلف اجتماعی را برعهده دارند. عمده حرکتها در فضای واقعی این قدرت جدید توجه به حواشی و گروههایی است که تا کنون در مناسبات قدرت ساختاری دیده نشدهاند. بنابراین، انحنای قدرت از مرکز به حاشیه و فضای واقعی به مجازی و همینطور از ساختاری به فراساختاری در حال گذار است.