آرمان - به دنبال فیلترینگ تلگرام و اینستاگرام نظرات متفاوتی ابراز میشود که بعضا بیسابقه است. آقایخرمآبادی به عنوان مسئول فضای مجازی میگوید چون این رسانهها در تجمعات اخیر نقش داشتهاند، باید مسدود شوند. از طرف بعضی از امامان جمعه و مسئولان حکومتی نیز مشابه این اظهارات انتشار یافته است. در مقابل رئیس و معاون اتاق بازرگانی تهران با فیلترینگ این رسانهها مخالفت کردهاند. آقای پدرام سلطانی اعلام داشته انسداد تلگرام روزانه صد تا دویست میلیارد تومان خسارت وارد میکند. مدیرعامل بانک ملی نیز از نقش تاثیرگذار این وسائل ارتباطی نو در رونق خدمات اقتصادی سخن به میان آورده است. گفته میشود 40 میلیون ایرانی به تلگرام وابستهاند. در این میان البته نظرات مسئولان اقتصادی، بخش خصوصی از اهمیت ویژهای برخوردار است. چون آنها روزانه براساس واقعیتهای مالی، پولی و اقتصادی با این رسانهها سروکار دارند و تحلیل آنها واقعی است نه ذهنی و انتزاعی. اگر خسارت اعلامی از طرف نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران را مبنا قرار دهیم، از مبلغ کل یارانهها بیشتر میشود. تردیدی وجود ندارد که نیروی محرکه و علت اصلی ناآرامیهای اخیر، وضعیت بسیار بد اقتصادی بوده است و هرج و مرجطلبان با بهرهگیری از این بستر آماده، برنامههای خود را سازماندهی کردند. خیل جوانان تحصیلکرده بیکار بهعلاوه کارگران و کارمندانی که به علت تعطیل بنگاههای اقتصادی مشاغل خود را از دست دادهاند، لشکر بزرگی تشکیل میدهند مردم تا همین انتخابات اخیر، به دولت آقای روحانی چشم امید بسته بودند ولی انتشار لایحه بودجه و حضور کمرنگ رئیسجمهور در سخنرانیهای بعد از انتخابات این امیدها را به یأس بدل کرد. چگونگی توزیع منابع درآمدی دولت و اختصاص اعتبارات بزرگ به بخشهایی که محصول و بازده قابل قبولی نداشتهاند، همه را عصبانی کرده است. نگاه خاصی بر صداوسیما حاکم است که بدون تاثیرپذیری از همه واقعیتهای اجتماعی به روال خود ادامه میدهد. هر روز از جذابیت برنامهها کاسته میشود و به همین اندازه میل و اشتیاق مردم و خصوصا جوانان به دیدن و شنیدن برنامههای رسانههای دیگر شدت میگیرد.
آقای روحانی همزمان رئیس دستگاه اجرایی، رئیس شورای امنیت ملی، رئیس شورای انقلاب فرهنگی و رئیس شورای عالی مجازی است و مسئول اجرای قانون اساسی نیز میباشد. بعد از بروز ناآرامیهای اخیر او و سخنگوی دولت با لبخند آمار و ارقامی را ارائه میدهند که در جامعه قابل لمس نیست. مرتبا به مهار تورم و رشد اقتصادی 6 درصدی تاکید میکنند. اما به این پرسش بزرگ پاسخ نمیدهند که چرا این بهشت برین فقط بر روی کاغذ است و مردم از آن بهرهمند نیستند؟ ملت ما در مقاطع مختلف که یکی از آنها نهضت ملی شدن نفت است به خوبی نشان داده است که اگر دولت و دولتمردان پاکدست و ملی باشند، مردم حاضرند حتی ریاضت اقتصادی را تحمل کنند اما کدام وزیر و رئیس و مدیرکل و نماینده را میشناسیم که فرزندانشان در حال تحصیل در آمریکا و اروپا نباشند و خودشان برای زمان بعد از اشتغال دولتی شرکتی یا بنگاهی و ممر اقتصادی قابل توجهی بیرون از مرزها دست و پا نکرده باشد؟ روحانی همه سعی و تلاشش را مصروف برجام کرد و تخممرغهایش را در یک سبد گذاشت و از برجامهای بعد سخن گفت. توافق برجام پذیرفته شد با این هدف که کشور از مواهب اقتصادی آن بهرهمند شود. یعنی سرمایه و سرمایهدار خارجی وارد کشور شود و شغل ایجاد کند و به تولید و فضای کسب و کار رونق ببخشد. اما آقای روحانی وقتی دید که به علت برخی مخالفتهای داخلی و سنگاندازیهای ترامپ قادر به چیدن محصولات اقتصادی برجام نیست، دریک برنامه تلویزیونی باید صادقانه با مردم سخن میگفت و با ارائه یک تحلیل شفاف از اسباب و علل ناکارآمدیها و ناکامیهای اقتصادی پردهبرداری میکرد. مردم در حوادث اخیر نشان دادند که به بیانات کلیشهای و وعدههای توخالی امید ندارند. اگر رئیسجمهور در موضوعاتی قادر به تاثیرگذاری نیست که در مواردی از ابتدا معلوم بود ولی وعده آن داده شد، اگر ایشان در حوزههایی ناتوان است، به عنوان رئیس دستگاه اجرایی و مسئول اجرای قانون اساسی و سه شورای عالی مهمی که در بالا نام بردم، باید قدرت مقام خود را برای تغییر رویکرد برنامههای فرهنگی و رسانهای و توزیع عادلانه اعتبارات اعمال میکرد. اگر راست باشد که با فیلترینگ تلگرام 500 هزار نفر مشاغل خود را از دست دادهاند این امر فاجعهبار خواهد بود. زیرا دولت قادر نیست حتی سالانه این مقدار شغل ایجاد کند. علاوه بر این نارضایتی ناشی از انسداد تلگرام 40 میلیون نفر را به صف مخالف سوق میدهد. دو دهه قبل عزمها جزم شده بود که در مقابل امواج ماهواره مانع ایجاد شود. مشابه آن را قبلا در مورد ویدئو هم دیده بودیم. روایت است که مومن زیرک است و از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. چند مرتبه قرار است این آزمون و خطا تکرار شود تا موجب آشتی بخشهایی با این رسانهها فراهم شود؟ راستی معاون علمی رئیسجمهور چرا در این میان ساکت است و نمیگوید که چه تعداد از مشاغل به اصطلاح دانشبنیان به وسائل ارتباطی از قبیل اینترنت، تلگرام، اینستاگرام و... وابسته است؟ بیان حقایق در این بزنگاههای تاریخی نشانه آزادگی است که متاسفانه بازار آن این روزها در برخی لایهها کساد است. آیا وقت آن نرسیده که به این سوالات بزرگ پاسخی بدهند؟