آرمان - طی چهار دهه تجربه نظامجمهوری اسلامی، بخت اصلاحطلبان امروز یا اسلافشان در دیروز چنان رقم خورده که مدیریت کشور را در شرایط دشوار بر عهده گیرند. روزگاری در دهه شصت، جنگ تحمیلی هشتساله بار خاطر دولت وقت بود و روزگاری دیگر در نیمه دوم دهه هفتاد سقوط قیمت نفت تا مرز هفت دلار و کاهش شدید درآمد ارزی. امروز هم که مدیریت شهری تهران پس از کش و قوسهای فراوان بهدست اصلاحطلبان افتاده، حجم انبوه بدهیهاست که خواب را از چشم مدیران تازه ربوده؛ پنجاه و پنجهزارمیلیارد تومان! یعنی سه سال بودجه این کلان سازمان. مدیریت کنونی باید علاوه بر پرداخت این حجم بدهی، شهر را نیز بهگونهای مدیریت کند که گرهی در کار شهروندان نیفتد و خللی در زندگی روزمره ایشان پدید نیاید. اما چگونه میتوان این طناب را از روزن باریک سوزن عبور داد؟ پاسخ ابتدایی و اجمالی این پرسش در دو نکته از آموزههای دانش مدیری نوين نهفته است؛ یکی بهرهوری و دیگری مدیریت نرم و توجه به توسعه نرمافزاری به جای توسعه سختافزاری. این دو مقوله اگرچه متفاوتند، در تحقق و اجرا عمیقا با هم پیوستگی دارند. بهرهوری از منظر مايكل پورتر بهطور ساده این است که هزینهها کاهش و کمیت و کیفیت خدمات افزایش یابد. با این تعریف البته صرف کاهش هزینه را نمیتوان بهرهوری واقعی تلقی کرد. اگر در مدیریت شهر تهران هزینهها را به بهای حذف برخی خدمات ضروری یا کاهش کیفیتشان پایین آوریم عملا ضد بهرهوری عمل کردهایم؛ درست مانند کسی که با انصراف از درمان خویش به قصد کاهش هزینه، گمان میبرد صرفهجویی کرده. چنین رفتاری عملا ضدصرفهجویی و ضدبهرهوری است و در کوتاهمدت یا بلندمدت میتواند هزینههای گزاف و خسارات جبرانناپذیر بهدنبال داشته باشد. پس مراد از بهرهوری صرف کاهش هزینه نیست بلکه کاهش هوشمندانه هزینهها با حفظ تمايز در كيفيت خدمات و به عبارت درستتر مدیریت بهینه هزینههاست.یکی از راههای مدیریت بهینه هزینهها در حوزه مدیریت منابع انسانی چابکسازی سازمانیست، برای بهرهبرداری بهینه و حداکثری از نیروی انسانی در سازمان شهرداری پایتخت. این فقره از آنجا اهمیت ویژه دارد که متاسفانه در سالیان گذشته جمع کثیری فراتر از ظرفیتها و نیازمندیهای شهرداری تهران جذب و حقوق و مزایای ایشان به شهروندان محترم تهرانی تحمیل شده است. بنابرین باید با طراحی و اجرای یک الگوی متناسب با بهرهوری سازمان مدیریت شهرداری پایتخت چابکسازی شود. این چابکسازی البته به معنای تعدیل نیرو و اخراج کارکنان در سطوح و ردههای مختلف نیست. متاسفانه یکی از روشهای نامطلوب و غیر اخلاقی در مدیریتهای متعارف جهت کاهش هزینهها، تعدیل در ميانه قرارداد یعنی اخراج نیروی کار است که در کنار کاهش کمیت و کیفیت محصول یا خدمات، خصلت غیر انسانی و غیر اخلاقی به برخی مدیریتها میدهد. کاملا روشن است که به هنگام تعدیل نیروی انسانی از آنجا که سلایق و روابط و مناسبات قدرت تاثیرگذاری خاص خود را دارند، ضعیفترین حلقهها در سلسله مراتب سازمانی حذف و اخراج میشوند. این ملاحظه اخلاقی به علاوه پایبندی مدیریت کنونی به تعهدات و قراردادهاي مدیریت پیشین، سبب میشود که در این باب سادهترین راه حل را برای کاهش هزینهها، بهترین آنها تلقی نکرده و در جستوجوی راهحلی عادلانهتر و کارسازتر از تعدیل نیروی انسانی باشیم. نیروهای زاید بر نیاز را میتوان با ارتقای مهارت همچون سرمایهای انسانی، سودآور کرد و در صورت امکان، «زيادبود» نيروها را به بخشهایی اعزام کرد که با کاهش نیرو يا كمبود مواجهند. راه حل دیگر این است که متناسب با توانمندی کارکنان و با توافق پیمانکاران از همکاری آنان در حوزه فعالیتهای برونسپاری شده استفاده کرد تا هم کارهای شهر بسامانتر باشد و هم هزینه تحمیل شده به شهروندان کاهش یابد و هم نیروی کار بیکار نشود. اما مقوله دوم یعنی مدیریت نرم؛ در مدیریت گذشته اهتمام شهرداری تهران عموما مصروف توسعه سختافزاری شهر میشد با این گمان که هرچه پول و منابع مالي بیشتر باشد بايستي عرضه بیشتری از پروژههاي شهري، ولو كم ثمر، انجام شود. ولي در شرايط كنوني، گزيري از اين نيست كه با مدیریت بهینه آنچه داریم به نتیجه بهتری برسيم و با منابع محدود كنوني توسعه معنايي و كيفي مناسبي داشته باشيم. در مدیریتهای گذشته گمان میشد هر چه بیشتر روگذر و زیرگذر و بزرگراه و پل ساخته شود ترافیک تهران روانتر خواهد شد اما امروز ما با نتیجهای دیگر روبهروییم. تهران ششصد کیلومتر بزرگراه دارد، یعنی شش برابر شهر پاریس! اما از حیث مدیریت ترافیک در وضعیت به مراتب بدتری است چون نگاه به مدیریت حمل و نقل در این دو شهر یکسان نبوده است. موضوع آلودگی هوا یا پاکیزهسازی محیط شهری و گسترش فضای سبز و مدیریت ساختوساز نیز تابع همین قاعده است. در هیچیک از موارد یاد شده به صرف توسعه سخت افزاری نمیتوان به حل مشکل و رعایت استانداردها امیدوار بود مگر آنکه با نگاه نرم به توسعه شهري و با بهرهگيري بهینه از امکانات موجود، بتوانيم با تحمیل کمترین هزینه به مردم بیشترین و بهترین خدمات ممکن را به ایشان عرضه کنیم. اگر با مدیریت نرم راه درست و بهینه استفاده از آنچه را داریم بشناسیم، حل این مشکلات نامقدور، چندان دشوار نیست. اگر همچنانکه گفته شد از دانش و تجربه خود و دیگران بهخوبی استفاده کنیم و سخن آخر اينكه با راهحلهای نرم بهسادگی میتوان مسائل سخت را حل کرد.