آرمان - استمرار وضعیت استثنایی، آنگونه که نیکوس پولانتزاس تفسیر کرده و سعید حجاریان در مقاله نرمالیزاسیون؛ مقدمه دموکراتیزاسیون این وضعیت را کالبد شکافی کرده است، آسیبهای جدی و نگران کنندهای را برای کشورمان به ارمغان آورده است. حوادث ناگوار اخیر، لزوم اجماعی ملی برای رهایی کشور از مخاطرات این وضعیت استثنایی را بیش از پیش گوشزد مینماید. این عبور نیازمند تدابیر همهجانبه سطوح مختلف تاثیرگذاران بر سپهر سیاسی کشور است. برخی از این اقدامات و تدابیر را در چارچوب جنبش نور و امید برای عبور از وضعیت تشدید شده استثنایی در زیر میآوریم. مشارکت و گفتوگوی ملی با محوریت امنیت، آرامش و نفی هر گونه خشونت در راستای تقویت جنبش نور و امید قابل توضیح است. ارکان حاکمیتی، جناحهای سیاسی، نهادهای مدنی، نخبگان فکری، ابزاری و ارگانیک و اجتماعات و تودههای مردم، تشکیلدهندگان جنبش نور و امید هستند. به قول توکویل از فیلسوفان فرانسوی عصر روشنگری و آلن بدیو، هم میهن پست مدرن او، انقلاب بزرگ، انقلاب در تفکر است. عبور از تفکر ایدئولوژیک به منطق منافع ملی و مصلحت ملی، مهمترین گام در جنبش نور و امید ملت ایران خواهد بود.
بازی برد-برد
این جنبش از عبور از وضعیت بازی با حاصل جمع صفر و ورود به منطق برد-برد، با محوریت حفاظت از ایران از فروپاشی، خشونت، هرج و مرج، ناامنی و از بین بردن گسلهای اجتماعی ویران کننده، حول ایران و منافعش متشکل میگردد. در یک کلام از مسیر جنبش نور و امید زمینهسازی برای عبور از تضاد دولت و ملت از سوی حاکمیت فراهم میآید. الف؛ حاکمیت معطوف به مصالح عمومی و منافع ملی، در چارچوب حق حاکمیت ملی و حقوق اساسی ملت، گامهایی اساسی بردارد. به عبارتی بخشی از کنشگری جنبش نور و امید برای نجات ایران را بر دوش بگیرد. ترجمان عملیاتی این عبور را میتوان در تجدیدنظر در برخی سیاستهای خارجی که به تحدید و تهدید منافع مردم ایران میانجامد، آغازید. تنشزدایی در رابطه خارجی برای خنثی سازی و فروپاشی اجماع غربی-عربی علیه مصالح کشور اقدامی موثر در راستای گذار به منطق مصالح ملی است. مسئولان در تقویت مناسبات ملی همچنین میتوانند مجری و پیشگام در طرح آشتی ملی باشند. پرهیز از واکنشهای قهرآمیز نسبت به معترضان و دوری از دوقطبی ملت و حاکمیت در عرصههای گوناگون نوری است که بر تاریکی کنونی تابیده میشود. آنچه رئیس دولت اصلاحات بهعنوان محور وحدت جریان اصلاحات، تحت عنوان گفتوگوی ملی مطرح نمود و ورژن جدید آن توسط جناب مهندس بهزاد نبوی، از با احترامترین راهبران جریان اصلاحات، تحت عنوان صلح دو فاکتوی ملی بیان شده است، میتواند مقدمه صلح و آشتی ملی باشد. رسانه ملی از وضعیتی جناحی به موقعیتی ملی ارتقا یافته و تریبون مصالح ملی باشد. اجماع حاکمیتی برای رفع فقر، فساد و تبعیض صورت گیرد. این اجماع حاکمیتی ردیفهای بودجه را بهنفع مردم برای رفع فقر، بیکاری تغییر دهد. فقر، فساد و تبعیض مولد و علل موجده نفرت و خشونت طبقاتی است. جنبش نور و امید بدون استمرار این علل موجده، شکل نمیگیرد. رفع این نابسامانیهای خشونت پرور وظیفه همه ارکان حاکمیتی است. ب؛ جریان اصلاحات در جنبش نور و امید، توانمندیها و ظرفیتهای قابل توجهی دارد. عبور از گذشتهای که فضای رقابت را به فضای تخاصم سوق داد، عبور از مصالح جناحی به مصالح ملی، تقویت انسجام ملی با اقناع افکار عمومی، میدان داری سرمایههای نمادین اصلاحات برای تقویت همبستگی اجتماعی در سطوح مختلف، گفتوگو با سطوح مختلف اجتماع برای کاهش شکاف مجموعه اقداماتی است که جریان اصلاحات قابلیت و ظرفیت انجام آنها را داراست. شواهد گوناگون نشان داده است که نبض جامعه جنبشی در انتخابات اخیر در اختیار راهبران اصلاحات بوده است. به عبارتی پیروزی روحانی در سالهای 92و96مدیون حرکت جامعه جنبشی حامی اصلاحطلبان بوده است.
جریان اصلاحی
راهبران اصلاحات در پیوند این جنبش با دولت برآمده از آن، کارکردهای مثبت و معناداری نداشتند. به عبارتی راهبران اصلاحات نتوانستهاند، دولت برآمده از جامعه جنبشی را به حرکت در مسیر خواست ملت رهنمون کنند. محدود شدن کنشگری سیاسی به دوران پیشاانتخابات و بیتوجهی به رویه و عملکرد نهاد بر آمده از جنبش اصلاحی، در تزریق ناامیدی و ابهام آفرینی نقشی اساسی داشته است. غنی سازی دولت اعتدالی با مولفههای امید ساز جنبش اصلاحی، جنبش نور و امید را کارآمدتر خواهد کرد. ج؛ رئیسجمهور روحانی در تاباندن نور و گستراندن امید در وضعیت امروز، میتواند نقشی اساسی را عهده دار شود. متاثر از ساختار سیاسی کشور، الگوی حاکم بر نظام سیاسی، ساختار حقیقی و حقوقی، مناسبات قدرت، جایگاه، امکانات و محدودیتهای انتخابات در نظام سیاسی حاکم و سایر مولفههای تعریف و تبیین گر امر سیاسی در ایران امروز، همچنان منصب ریاستجمهوری واجد اهمیتی بنیادین در ساختار سیاسی ایران است. اینکه کسی بتواند از این وضعیت عبور کند و اعتماد جامعه را جلب نماید، موقعیتی استراتژیک را تصاحب کرده است. گرچه محدودیتها و مشکلات ساختاری، در تحدید موقعیت رئیسجمهور، نقشی بنیادین بازی میکنند، اما انتخاب رویکردی متناسب و هماهنگ با خواستهها و مطالبات جنبشی که او را از دالان تاریک سیاست مضیق و تخریبهای سازمان یافته، نجات داده و کلید کاخ ریاستجمهوری را به وی تقدیم کرده است، مسیری هموارتر و قدرتی فزایندهتر را پیش پای وی ترسیم میکند. استقلال طلبی از جنبش اصلاحی به نام گفتمان بیمضمون و فاقد چارچوب اعتدال، گام نهادن در مسیر هویتزدایی از خود و تهی شدگی و بینصیبی از قدرت میکروپلیتیک است.
یاریگران قدرتمند
میدان دادن به فرصت طلبان نامعتقد به مطالبات جامعه جنبشی در سطوح مختلف، زمینه سازی برای تقویت پوپولیسم منفی و خروج از حمایت پوپولیسم مثبت است. جنبش نور و امید نیازمند کنشگری رئیسجمهور و دولت در میدان جامعه جنبشی برای زدایش مخاطرات موروثی دولت برآمده از پوپولیسم بدخیمی است که در دهه هشتاد مدیریت کرد. صاحبان آن تفکرات همچنان سطوح مختلف دولت، بخشهای سیاستگذاری، بودجه ریزی، سیاست داخلی و دیگر بافتهای نهاد بر آمده از جنبش اصلاحی را در اختیار داشته و یاس را به ساحتهای سیاست، اقتصاد و اجتماع تزریق میکنند. دولتی که از بسیج عمومی برای عقب راندن ناکارآمدان امید سوز و یاس آفرین تشکیل شده است، نباید جولانگاه منفعلان جنبش ستیز و یاوران فرصت طلب تفکر توسعه ستیز باشد. اصلاح ستیزان، سنگین پایان و فرصت طلبان، دولت را از حمایت جامعه جنبشی بینصیب کرده و در تضعیف جنبش نور و امید نقشی بنیادین دارند. د؛ جناح اصولگرا در تقویت جنبش نور و امید یاریگری قدرتمند و بازیگری با امکانات فراوان است. عبور از گذشته تخاصمی به فضایی آرام و دوستانه، بدون میدانداری بزرگان جناح اصولگرا امکانپذیر نیست. ناکارآمدی بخشی از نظام تدبیر ما، ناشی از یکه تازی و تمامیت خواهی برخی از اصولگرایان بوده است. میدانداری اصولگرایان برای زدایش برخی پیرایهها و موانع توسعه کشور و پاسخگو کردن نهادهایی که از بودجه عمومی ارتزاق میکنند، کنشی امیدوارانه خواهد بود، همچنان که بهرهبرداری جناحی از وضعیتی که نتیجه عملکرد کلیت نظام تدبیر، از جمله جریان اصولگراست، تضعیف کلیت نظام سیاسی را در پی خواهد داشت.
همگامی و همراهی
پیشقدم شدن معتمدان این جریان برای آشتی ملی و گام نهادن در مسیر خیرخواهانی چون مرحوم عسگر اولادی، بستری از نور و امید در عرصه سیاسی فراهم مینماید. علاوه بر این اصولگرایی نیازمند تعریف مجدد و بازسازی گفتمانی است. ارتقای گفتمان اصولگرایی از قدرتگرایی و پوپولیسم به سوی منطق مصالح عمومی و منافع ملی، امیدساز و یاس سوز خواهد بود. ه؛ در برهه کنونی اما، فوریت کنشگری در جنبش نور و امید، آرام کردن فضای متشنج، ملتهب و نا آرامی است که در مناطقی از ایران عزیز بهوجود آمده است. توصیه استاد ارجمند علم سیاست جناب دکتر مجاهدی به نخبگان ارگانیک برای مداخله در آرام کردن فضا بر سایر اقدامات تقدم رتبی دارد. ایشان مینویسند: نخبگان ارگانیک به کسانی گفته میشود که فارغ از میزان سواد و تحصیلات و منزلت اجتماعی، درون یک صنف یا گروه حرفهای و معیشتی، مرجعیت دارند، مانند چهرههای شاخص سندیکایی. در شرایط خطرخیز و لغزنده فعلی آنچه از نخبگان ارگانیک برای حفاظت از تمامیت ایران برآمدنی است، از هیچمرجعیت سیاسی و اجتماعی دیگری ساخته نیست. بهجای سر باز زدن از شناسایی اعتراضات، حاکمیت باید با صداقت و هوشمندی سراغ نخبگان ارگانیک برود، سخنان و خواستههای ایشان را به سمع قبول بشنود و از ایشان بخواهد که از مرجعیت موثر خود برای کاهش تنشها استفاده کنند. در این مسیر باید تنوع مرجعیتهای محلی و ارگانیک را به رسمیت شناخت. گسترش نیکوکاری اجتماعی، مساعدت در تقویت محبت در قلوب و تقلیل کینجویی و کین توزی در لایههای مختلف اجتماع، زمینههای پروراندن خشونت را خشک میسازد. جنبش نور و امید پادزهر فروپاشی و براندازی خواهی جدید است. خنثی سازی رادیکالیسم کور و بر آمده از یاس و ناامیدی، جز با تقویت عناصر هویت بخش جنبش نور و امید، امکانپذیر نیست.