آرمان - هر سال در 6ماهه دوم سال قطعا با مسله آلودگي هوا در كلانشهرها مواجه هستيم و اين در حالي است كه اينك تهران به بحران رسيده و نميتواند نفس بكشد. مشهود است كه ديگر نسخههاي قديمي مانند طرح ترافيك و ممنوعيت تردد و امثالهم نميتواند راهكاري براي كاهش آلودگي باشد. لذا بايد از مسئولان پرسيد كه تا چه اندازه به تطبيق راههاي حل اين مساله با اقدامات شهرهاي بزرگ و موفق دنيا پرداختهاند و آيا تلاشي براي عملياتي كردن الگوهاي موفق كشورهاي توسعه يافته شده است؟ اما اين روزها با پديده جالب توجهي روبهرو هستيم و شايد امري معمول و مرسوم شده كه برخي از مسئولان با توئيت و متون متعدد بهدنبال درمان تنگي نفس شهرهايمان هستند. توئيتهاي بيشماري كه بر آلودگي هوا صحه ميگذارند ! ولي آيا اينكه صرفا بخواهيم به هدايت افكار عمومي با اين هدف كه مسئولان به فكر مردم هستند، بپردازيم، راه حل مناسبي براي رفع مسله آلودگي هواست؟در سالهاي اخير نشست و سيمنارهاي تخصصي متعددي درباره آلودگيهاي زيست محيطي از جمله آلودگي هوا برگزار شده است ولي نميدانيم كه آيا خروجي اين نشستهاي متعدد، تدوين برنامههايي براي رفع چالش بوده يا اينكه صرفا بودجههاي هنگفتي را صرف كردهايم تا تريبون در اختيار افرادي براي ارائه صحبتهاي تكراري قرار گيرد و هيچگاه مسالهاي حل نشود بلكه روز بهروز تشديد شود! سالهاست كه موضوع حمل و نقل عمومي محل بحث قرار دارد و بودجههاي هنگفتي براي آن صرف شده ولي آنچه جاي تعجب است همراستا با چنين تاكيدات برنامهاي همسو با دغدغه صنايع خودروسازي به توسعه سازه و زيرساختهاييهايي پرداخته شده كه به افزايش تعداد ماشين در خيابانها منجر ميشود و اين ناشي از آن است كه به شهر نگاه انسانمحور نداشتهايم كه اگر چنين بود قطعا توسعه زيرساختهاي حمل و نقل عمومي در اولويت قرار ميگرفت. بهنظر ميرسد كه هيچگاه نتوانستيم از عرصه فرهنگ براي تثبيت نگرشي مبتني بر ساختن شهري با محوريت انسان استفاده كنيم اين در حالي است كه كار فرهنگي بهمراتب هزينه كمتري را به شهر تحميل ميكند و در عين حال آرامش شهروندان را بههمراه خواهد داشت. عرصه هنر و فرهنگ ميتواند بخش مهمي از ساخت شهر را با دريافت درستي از انتظار شهروندان راهبري كند و ما از اين مهم غفلت داشتهايم. اينك كلانشهر تهران از منظر آلودگيهاي زيست محيطي در وضعيت بحراني قرار دارد و گفتاردرماني مسئولان به اتفاقي منجر نخواهد شد بلكه بهتر است با نگاه علمي و الگوگيري از ساير كشورهاي دنيا به فكر بهبود شرايط باشيم، نه آنكه چنین موضوعی در نيمه دوم هر سال برايمان پديدهاي عادي شود.