آرمان - در جریان سفر دو روزه معاون اول رئیسجمهور به استان خوزستان نگارنده هم در روز دوم سفر ایشان به مسجدسلیمان حضور داشتم. البته طرحهایی که افتتاح شدهاند یا کلنگ آنان به زمین زده شد، در حدی نبودند که معاون اول رئیسجمهور برای آن موارد رنج این سفر را به خود بدهند. ضمن اینکه یکی از طرحهای بزرگ به نام نیروگاه هزار مگاواتی دزفول بنا بهدلایلی نامشخص در سفر چندماه پیش آقای جهانگیری به استان خوزستان مراسم کلنگزنی آن انجام نشد و بهرغم اینکه در برنامه ایشان گنجانده شده بود، در این سفر هم انجام نشد. گویا روحانیای در دزفول گفته بودند ما به نیروگاه و پالایشگاه نیازی نداریم. مسجدسلیمان منطقهای است شدیدا محروم و آسیبدیده از حملات موشکی عراق در زمان جنگ و عدمپیگیری مقامات محلی برای احیای دوباره این شهر که در جهان بهعنوان نخستین چاه نفت خاورمیانه شهرت دارد و هنوز دکل حفاری آن به همان صورت سابق حفظ شده است و گویی در محرومیت سنگین و بیکاری گسترده به حال خود رها شده است. در زمان ریاستجمهوری احمدینژاد در سفرهای استانی چند طرح کلیدی و استراتژیک و اشتغالزا برای محرومیتزدایی از این منطقه در نظر گرفته شده بود که خوشبختانه یکی از آن طرحها توسط شرکتهای چینی در حال انجام است که همین طرح و اشتغال ناشی از آن بنا بهگفته فرماندار مسجدسلیمان موجب کاهش شدید خودکشی در این شهرستان معروف با شهرت جهانی شده است.
مهمترین طرحی که در دولت آقای احمدینژاد مدنظر بود و به تصویب هیات دولت رسیده بود، ایجاد یک کارخانه تولید شمش آلومینیوم به ظرفیت 350هزار تن در سال با حجم سرمایهگذاری بیش از 2/1میلیارد یورو بود که اجرای این طرح مشترکا به سازمان ایمیدرو و بنیاد مستضعفان واگذار شده است. سازمان ایمیدرو که یک نهاد توسعهای است، به جای اینکه وظیفه خود را انجام دهد، از اجرای این طرح خودداری کرد و از ترکیب شرکت آلومینیوم کاوه مسجد سلیمان خارج شد که این خود جای پرسش فراوان دارد که چنین نهاد توسعهای به چه منظوری چنین کاری کرده است و برای چه مقامات استان خوزستان نسبت به آن اینگونه منفعلانه برخورد کردهاند؟ بنیاد مستضعفان اصولا یک نهاد توسعهای به حساب نمیآید و مجموعه طرحهای توسعهای و اشتغالزا در این نهاد بسیار محدود هستند و اگر هم طرح توسعهای وجود داشته باشد، مربوط به دوره ریاست این نهاد توسط آقای فروزنده بوده است. بنیاد مستضعفان اصولا وارد چنین مقولههایی نمیشود. نمونه آن، وضعیت بهجای مانده از جنگ تحمیلی در تقریبا تمامی مناطق استان خوزستان است. به همین خاطر با هیاهوی فراوان رسانهای معاون اول رئیسجمهور را به مسجدسلیمان کشاندند تا واحدی را افتتاح کند که بیشتر شبیه یک کارگاه است تا یک کارخانه و طرح بزرگ، بهطوری که پس از پایان مراسم و بر سر میز ناهار عدهای عنوان کردند که افتتاح چنین طرحی با این ابعاد حتی در حد فرماندار مسجدسلیمان هم نبوده، چه رسد به معاون اول رئیسجمهور کشوری که میخواهد خود را در جایگاه الگوی توسعه اقتصادی قرار دهد. وضعیتی که در مسجدسلیمان که زمانی یکی از مناطق مرفه ایران بود و حال به ویرانهای تبدیل شده، مسئولیتهای سنگینی را متوجه دولت میسازد. ضمن اینکه مقامات استان در مقابل چنین تبلیغات رسانهای نباید آنگونه برخورد میکردند که معاون اول رئیسجمهور را برای افتتاح واحدی به این منطقه بیاورند. امیدواریم از اینگونه وقایع در آینده کمتر اتفاق بیفتد و کاری انجام شود که در شأن معاون اول رئیسجمهور باشد. حال پرسش اینجاست که معاون اول رئیسجمهور پیشتر وزیر صنایع و معادن بوده است، بنابراین صنعت را میشناسد و میداند که بهرغم اینکه ایران اولین تولیدکننده آلومینیوم در خاورمیانه بوده است، حتی بهاندازه امیرنشین بحرین هم دارای ظرفیت تولید آلومینیوم نیست؛ یعنی تولید شمش آلومینیوم در بحرین که به اندازه یکی از محلههای اهواز مرکز استان هم نیست، چیزی حدود 750 هزار تن است، درحالی که کل ظرفیت تولید آلومینیوم ایران در اراک و بندرعباس حتی به 400هزار تن هم نمیرسد. بنابراین آمدن آقای جهانگیری برای افتتاح طرحی که دارای ارزش اقتصادی بالایی نیست، میتواند مایه شرمساری باشد. ضمن اینکه مقامات استان باید پیگیری کنند که به چه دلیل در هر دو سفر آقای جهانگیری به استان خوزستان مراسم کلنگزنی نیروگاه بزرگ دزفول انجام نگرفته است؟ و وضعیت فولاد شادگان که آنهم بهصورت نمایشی افتتاح شد و با ظرفیت فعلی غیراقتصادی است، در آینده چه خواهد شد؟ و نکته بعدی که بسیار مهم است کلنگزنی واحد پتروپالایش مسجدسلیمان است که هنوز تکلیف فایناس آن و اینکه چه نهادی بینالمللی با توجه به شرایط سیاسی فعلی ایران چنین پروژهای با حجم سرمایهگذاری 6/3 (سه و ششدهم) میلیارد یورو را تامین اعتبار خواهد کرد، بر ابهامات سفر آقای جهانگیری به استان خوزستان میافزاید. به هر حال از ما گفتن، از دیگران حداقل انتظار شنیدن و اقدام بایسته است.