آرمان - چارچوب بودجه سال 97 شبیه بودجه سنوات گذشته است، با این تفاوت که نگاهی ویژه به بحث اشتغالزایی دارد، از این منظر که بانکها در قالب وجوه ادارهشده قرار است از سه منبع صندوق ذخیره ارزی به میزان 12هزارمیلیارد تومان، منابع بانکها، بهعلاوه مابهالتفاوت قیمت حاملهای انرژی، به بنگاههای اقتصادی تسهیلات پرداخت کنند تا وعده رئیسجمهور و همچنین مفاد برنامه پنجساله ششم که ایجاد یکمیلیون شغل در سال است، ایجاد شود. همچنین گفته شده که پروژههای نیمهکاره کشور مثل سنوات گذشته به بخش خصوصی واگذار شود. از این که بگذریم، درباره بقیه موضوعات مثل افزایش سهم ذخیره ارزی که به 32درصد رسیده، میتوان گفت که مثل سنوات گذشته است، با این تفاوت که مثلا در قانون بودجه سال گذشته و سال جاری دولت مکلف بود دهکهای پردرآمدی را حذف کند که بخش بسیار ناچیزی از این را انجام داد، اما امسال قرار است دولت از 40 و چندهزارمیلیارد تومان، 23هزارمیلیارد تومان توزیع کند. مفهوم سادهاش این است که حداقل سه، چهار دهک جمعیت باید حذف شود. الان دولت به استقبال این رفته که به کسانی که زیر پوشش نهادهای امدادی و حمایتی هستند، یا بقیه اقشاری که درخواست کنند، یارانه پرداخت کند. شاید اینها نکات مهمی باشد که در بودجه میبینیم، اما ارقام بودجه بیانگر موضوعی است که سالهاست توسط کارشناسان گفته میشود و آن موضوع این است که وضعیت بودجه ایران، فارغ از اینکه کدام دولت حاکم است، به وضعیت بحرانی رسیده است. وقتی ما منابع عمومی دولت را نگاه میکنیم، میبینیم در سال 97 از 424هزارمیلیارد تومان، 57هزارمیلیارد تومان آن درآمد اختصاصی است و کاری به آن نداریم، اما 368هزارمیلیارد تومان که منابع عمومی است، به معنی واقعی کلمه در خوشبینانهترین حالت، 200هزارمیلیارد تومان آن، درآمد واقعی است؛ یعنی 168هزارمیلیارد تومان درآمد واقعی نیست؛ یعنی 106هزارمیلیارد تومان ناشی از فروش نفت است و منهای ارقامی که دوبار تکرار میشود، 68هزارمیلیارد تومان آن استقراض است. خیلی صریح و واضح باید گفت که دولت در سال 97 قرار است 60هزارمیلیارد تومان کار عمرانی کند و در قبال این 60هزار میلیاردتومان کار عمرانی باید 68هزارمیلیاردتومان استقراض کند.
مفهوم دیگر این دو عدد این است که دولت هر پولی از محل مالیاتها و از فروش نفت میگیرد، تماما باید صرف هزینههای جاری کشور شود و برای اینکه کار عمرانی انجام دهد، باید استقراض کند. و استقراض یعنی پیشخور کردن مالیات سنوات آینده و این نمیتواند برای سنوات طولانی ادامه پیدا کند. واقعیت مطلب این است که بودجه از مرز بحران عبور کرده است و دولت و مجلس باید یک فکر اساسی در راستای دو مطلب انجام دهند. نخست اینکه بار دولت کم شود. این بار دولت هم انواع و اقسام یارانههاست و هم کمکردن هزینههای پروژههای نیمهکاره کشور است. از طرف دیگر دولت باید مکانیزمی انتخاب کند که با اتکا به آن، هم از فرار مالیاتی جلوگیری کند و هم از شکلگیری اقتصاد زیرزمینی. اما مهمتر از همه این نکات بحث بهرهوری در اقتصاد ایران است. باید این جمله را با صراحت و با صدای بلند گفت که کشور بسیار بسیار گران اداره میشود؛ یعنی هزینه ناکارآمدی، هزینه بهرهوری ناچیز و هزینه اسراف منابع امروز بهراحتی در بودجه یکمیلیون و 194هزارمیلیارد تومان دیده میشود و ناکارآمدی شرکتها و سازمانهای دولتی بهراحتی در بودجه عیان است. وقتی امروز بهصراحت اعلام میشود که هزینه یک دانشآموز در مدرسه غیرانتفاعی 800هزار تومان و در مدرسه دولتی پنجمیلیون تومان است، مفهوم سادهاش این است که بخش آموزش کشور نسبت به مدارس غیرانتفاعی ناکارآمد است. همین بحث فاصله در بخش دانشگاهها، تولید آب، برق و بنزین هم هست، ولی این ناکارآمدیها معمولا یا از محل افزایش قیمت حاملها یا با افزایش نرخ دلار یا بهلطف افزایش قیمت فروش هر بشکه نفت در سنوات گذشته پوشش داده شده و این روند نمیتواند الیالابد ادامه یابد. لذا دولت خیلی صریح و واضح هم باید به بهرهوری بخشهای خودش و هم به تعدیل نیروی انسانی خودش بپردازد. دولت نمیتواند هر سال نسبت به سال گذشته به صندوقهای بازنشستگی کمک کند. دولت در بودجه سال97، 57هزارمیلیارد تومان به صندوقها پرداخت میکند. خیلی صریح و واضح باید بهاین نکته اشاره کرد که در بودجه سال97 دولت هر درآمدی را که از نفت و مالیات دارد، صرف هزینههای جاری میکند و برای انجام کار عمرانی استقراض میکند. دولت در سنوات آینده توان استقراض خود را هم از دست خواهد داد، لذا درآمدها صرف هزینههای جاری خواهد شد و کسی پولی به دولت قرض نخواهد داد که با آن بخواهد زیرساختهای کشور را بسازد.