آرمان - در نخستین دقایق روز جهانی مبارزه با فساد این یادداشت را تقدیم میکنم، با این باور که فساد مانند موریانه پایههای اقتصاد، فرهنگ، عدالت و انسانیتمان را خورده است و تکانی کافی است که واژگونمان کند. در این یادداشت برآنم که به ریشههای فساد برخاسته از فرهنگ و روشهایمان نقدی وارد کنم. نبود شایستهسالاری: ما هنوز در شرایطی قرار داریم که اولا حلقه مدیریتهای مهم کشور بسیار تنگ و بسته است و ثانیا انتخاب مدیران شایسته جای خود را به انتخاب مریدان وابسته داده است؛ یعنی نه آنکه بیشترین تخصص و کارآمدی را دارد، بلکه آنکه بیشترین میزان ارادت و بلهگویی را در کارنامه خود دارد، شانس انتخاب مییابد. درزگیری: کمتر پیش میآید که فساد رخداده در یک سازمان بهمحض کشف، آشکار شود. تلاش مدیران آن مجموعه برای لاپوشانی که بهزعم ایشان برای حفظ آبروی سازمان انجام میشود، باعث میشود سوءظن ذینفعان بیرونی، از شخص به سازمان تغییر یابد و لذا زمانی موضوع اعلان میشود که دیگر شایعات و اخبار غیررسمی همه جا را پرکرده است و درجه مقبولیت و اعتماد به آن سازمان بهشدت کاهش یافته است. آسیبپذیری افشاگران: در کشورهای پیشرو در زمینه مبارزه با فساد، برای افشاگران فساد و سوءاستفاده از قدرت (Whistleblowers) مصونیتهای قضائی و حمایتهای حقوقی پیشبینی شده است. اما در کشور ما افشاگران بسیار آسیبپذیرند و بارها دیده شده است که پایشان به دادگاه کشیده میشود و محکومیتهایی هم میگیرند. فرهنگ محرمانگی: درجه محرمانگی فرایندها و اقدامات اداری در کشور ما بسیار بالاست. برای مدیران ما عادت شده است که روی هر نامه کماهمیتی مهر محرمانه بزنند و آن را از جریان عادی مکاتبات خارج و فرصت گردش آزاد اطلاعات را مختل کنند. به همین جهت ناکارآمدیها و تصمیمگیریهای غلط، تبعیضها، سوءاستفادهها و تبانیها زیر مهرهای محرمانه پنهان میمانند. فردمحوری بهجای فرایندمحوری: در نظام اداری کشور ما افراد بیش از اندازه مهم و موثرند. در ادارات و دادگاهها قدرت یک کارشناس، ممیز، مسئول دفتر و مانند اینها در اثرگذاری بر فرایند یک کار بالاست. او میتواند کاری را در چند دقیقه انجام دهد یا آن را چند ماه به عقب بیندازد و این تفاوت آشکار در زمان، در هیچجای فرایند کار قابلیت رصدکردن یا جلوگیری خودکار ندارد. شیوه توزیع وظایف بهگونهای است که کارشکنیها در جایی از فرایند سازمانی بیرون نمیزند تا ایراد آشکار شود و لذا فرد فاسد با آسودگی خاطر مدیریت خودمختار راه میاندازد. بیتوجهی به دولت الکترونیک: استقرار خدمات دولت الکترونیک در نظام اداری و قضائی کشور بسیار با کندی پیش میرود و ایران جایگاه ضعیفی از حیث دولت الکترونیک در منطقه و دنیا دارد. در استقرار دولت الکترونیک از تجربیات دنیا استفاده نمیکنیم و چرخ را از نو اختراع میکنیم. همچنین همکاری بیندستگاهی بسیار ضعیف است و هر سازمانی ساز خودش را میزند و لذا در صورت الکترونیکیشدن خدمات آنها، کار جزیرهای باعث باز ماندن مجاری سوءاستفاده خواهد شد. شفافیت، مرگ برای همسایه: مسئولان مدام دم از ضرورت ایجاد شفافیت در کشور میزنند، اما گویی این سخن را برای دیگران میگویند. کمترمسئولی از خود و سازمان تحت تصدی خود شروع میکند. بسیاری از سازمانها و مجموعههای عمومی غیردولتی بهدنبال معافیت از اجرای تکالیف شفافیت به مقامات متوسل میشوند و گاه موفق میشوند. بخش عمدهای از شرکتهای بخش عمومی مالیات نمیدهند، درآمد نفت کشور و خرجکرد آن شفاف نیست، وامهای کلان مخفی نگه داشته میشود، رسیدگیهای مهم غیرعلنی انجام میشود و... سفارش: متاسفانه و صدمتاسفانه سفارشکردن در فرهنگ ما هیچقبحی ندارد و تبدیل به یک رفتار عادی و بلکه موجه شده است. افراد برای راه افتادن کارشان مرتبا متوسل به وکیل و وزیر و دکتر و... میشوند و ایشان هم بهسادگی تلفن را برمیدارند یا دستخطی مینویسند و به فلان مسئول توصیه و سفارش میکنند که کار این دوست محترم را راه بیندازند. و اینچنین حق ناحق، الویتها باطل و مقررات زائل میشوند. نکات بالا مشتی از خروار بودند و هزارتوی فساد جای بحث و نقد بسیار دارد. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که فساد گندی است که بر آب راکد میروید. اقتصادی که در خود مانده است، جامعهای که در خود گرفتار است، سیاستی که به خود مشغول است، همه اینها زمین را برای رویش گیاه هرز فساد مستعد میکنند. دولت، قوه قضائیه و مجلس باید روشهایشان را تغییر دهند. روشهای کنونی آنها را به خود مشغول و فرصت و قدرت تحول را از ایشان سلب کرده است. علاج فساد در تغییر است. در مبارزه با فساد هم باید شکست را بپذیریم و از نو آغاز کنیم..