آرمان - درسیاست مدرن، مفهوم پوپولیسم، واجد بار معنایی منفی است، اما متفکران جدید برداشت کاربردی مثبتی از این مفهوم نیز مراد میکنند. پوپولیست سنتی، سیاستمداری است که با شعارهای همهپسند، کلی و سادهنما، احساسات مردم را برانگیخته میکند و با ایجاد موج در یک فضای مملو از نارضایتی، سعی در به چنگآوردن قدرت دارد. او دائما در پشتیبانی از مردم و رفع فقر، تبعیض و گسترش عدالت شعار میدهد، بهگونهای که طیف غالب و عامه مردم، جلب و جذب او میشوند، در حالی که توجه پوپولیست تنها به در اختیارگرفتن قدرت و تامین منافع و مصالح باندی است. پوپولیست بهطور کلی نیرویش را از سرخوردگی تودههایی از اجتماع به دست میآورد که کمبودها و بیعدالتیها، کارد را به استخوانشان رسانده است. اما به دلیل آگاهی محدود و عدم شناخت از پیچیدگیهای فضای اجتماع و سیاست، فریب میخورند و تصور میکنند که نجاتدهنده را یافتهاند. چنین پوپولیستی، میانهای با روشنفکران، متخصصان و نخبگان جامعه ندارد و روش موثر او، یک منبع و منشأ قدرت سیاسی و اجتماعی است که مانند ابزاری قدرتمند در دست فریبکاران و کسانی که توجهی به منافع ملی ندارند، قرار میگیرد. تعبیر عوامفریبانه از پوپولیسم، این ابزار کارآمد را مختص و در اختیار سیاستورزان فریبکار و غیرمسئول باقي ميگذارد، که به واسطه آن قدرتسازی، خودمحوری و اقتدارگرایی خود را از طریق جلب آرای عامه مردم و در یک مکانیزم دموکراتیک امتداد میدهند. در این میان کسانی از اهالی سیاست که دغدغه منافع ملی را دارند، به این میاندیشند که «آیا باید این امکان را در ید قدرت افراطگرایان و فریبکاران رها سازند؟! یا اینکه نه، میتوان با تعریفی جدید و برداشتی دیگرگونه و یا برساختن نوع دیگری از پوپولیسم، آن را در اختیار گرفت و در راستای بهبود شرایط جامعه و عامه مردم، در یک کنش مسئولانه و دلسوزانه، از آن استفاده کرد؟ چنین گرایشی بر آن است که نظر روشنفکران و نخبگان جامعه را به قابلیت پوپولیسم در سیاستورزی مثبت جلب کند. غافلبودن قشر مثبت سیاسیون و کسانی که میتوانند به شکل حقیقی و صادقانه، در راستای بهبود و اصلاح شرایط موجود گام بردارند، از مقوله پوپولیسم در شرایط کنونی عرصه سیاسی در ایران، میتواند دوباره فرصت را برای شکار قدرت توسط مردمفریبان، فراهم کند. مطابق این نگرش میتوان پوپولیسم را مانند تیغی در نظر گرفت که هم میتواند در دست جنایتکاري قرار بگیرد و هم میتواند در دست یک متخصص جراح برای نجات جان بیماری قرار داشته باشد. در چنین نگرشی، میتوان به یک رویه سیاسی یا یک تاکتیک در بازی قدرت که مسئولانه و خيرخواهانه باشد و در عین حال ناظر بر جلب آرای عامه مردم و یا توده سرخورده، رنجدیده و بیبهرهای باشد که توان کمی در تحلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی دارد، پوپولیسم مثبت اطلاق کرد. با این تعریف میتوان پوپولیسم را به شکل مثبت در اختیار گرفت و در زورآزمایی قدرت، در جهت حفظ و پاسداری منافع ملی، چنین امکان قدرتمندی را از دست رقیبان سیاسی خودمحور خارج کرد. لذا، کنشگران بهبودخواه و اصلاحطلب جامعه سیاسی ایران باید برای بهکارگیری پوپولیسم در معنای مثبت آن، تحلیل و برنامه داشته باشند. این رویه، بهترین شگرد و تاکتیک سیاسی در جهت حفظ مسئولانه و دلسوزانه مصالح عمومی است. در عین حال، بهکارگیری پوپولیسم مثبت در سپهر کنونی سیاست در ایران، شاید تنها راه برای در اختيارگرفتن و گسیل مثبت قدرت به سمت بهبود و اصلاح اوضاع باشد. بیتردید، غفلت دوباره از پوپولیسم در رویکرد مثبت و انکار مطلق آن، میتواند شرایط آینده را برای ظهور پوپولیست منفی دیگری در راس هرم قدرت سیاسی ایران فراهم سازد. نخبگان و روشنفکران مردمی و دلسوز باید با در نظرگرفتن شرایط زمینه و زمانه، به ارائه راهکارهای پوپولیستی مثبت بپردازند و ابعاد مختلف چنین انگیزشی را برای یک بازی سیاسی پیروزمندانه، بدون فوت وقت روشن کنند. اصلاحطلبان قادر نیستند، دانش و کنش عوام را در کوتاهمدت در ارتباط با سیاست و اجتماع، عدالت، حقوق و آزادی، دموکراسی و قواعد آن ارتقا دهند. تنها میتوانند در کوتاهمدت از قابلیت آنها در قدرتسازی به نفع سرنوشت جامعه و خودشان بهرهمند شوند، هرچند که آنها از مکانیسم این عمل آگاه نباشند و این وظیفه همه جریانهای بهبودخواه و روشنفکران متعهد است.