آرمان - باید به مقوله اعتماد مردم حساسیت داشته باشیم. مردم مشکلات اقتصادی و اجتماعی دارند. اگر واقعا بخواهیم، میتوانیم بر مشکلات فائق شویم. نباید گذاشت سیاست خارجی روی حوزه داخلی سایه بیندازد. تعادل و گاه تجمیع بین آنچه در حوزه داخلی است با آنچه در سیاست خارجی است باید بسامان شود. حرکت توسعهگرا یک فرایند توامان در بخشهای مختلف است و ما نباید نگاه یکسویه به توسعه داشته باشیم. توسعه نامتوازن بخشی را منتفع و بخشی دیگر را ضعیف میکند. ما باید به فکر اشتغال جوانان باشیم. مشکلات اقتصادی، راهکار اقتصادی میخواهد. صرف وعده مشکلات را حل نمیکند. دولت باید تحرک و شتاب بیشتری در جهت تحقق اهدافی که به مردم وعده داده داشته باشد. مردم امروز استدلال را میپذیرند اما توجیه را قبول نمیکنند و چنانچه مسالهای باشد باید با مردم صادقانه در میان گذاشته شود. هیچکس نمیگوید آقای روحانی به وعدههایش عمل نمیکند بلکه نگرانی از گذشت زمان است. از طرفی قرار است بعضی از این وعدهها با استانداران همسو با دولت محقق شود. انتخاب استانداران و تحقق وعدههای دولت دو موضوع مهم است و در حال حاضر 10 استان هنوز بلاتکلیفاند! یعنی نه ابقا شدن استانداران این استانها شفاف است و نه تغییرشان. بنابراین مدیران انگیزه لازم را در تصمیمگیری از دست میدهند و بر سر دوراهی ماندن و رفتن قرار دارند. اگر استانداری از دولت گذشته تثبیت شده، تشریفات اداری را سریعتر انجام دهند و اگر قرار بر تغییر آنهاست، تعیین تکلیف شوند. فرصت سوزی یکی از مشکلات اصلی دولت آقای حسن روحانی است که بیشتر در مدیریت میانی دولت قابل مشاهده است. وقتی تکلیف این استانداران مشخص نمیشود، معاونان استاندار و مدیران کل این استانها در تردید بسر میبرند و نمیتوانند برنامهریزی لازم را داشته باشند. بنابراین در حالت ابهام و تردید اموراتشان را میگذرانند. سخنان اخیر آقای روحانی در زاهدان دقیق بود اما مجموعه دولت با ایشان همراهی کافی ندارند. ایشان بر سر وعدههایشان هستند اما یکی از موارد تحقق وعدهها از مسیر استانداران توانمند میگذرد. هنوز تکلیف برخی از استانداران مشخص نیست و این با مدلهای مدیریتی و برنامهریزی قابل جمع نیست. این تعللهای فرصت سوز باعث فشل شدن مدیریت در استانها مذکور شده است. چرا دولت اقدامی نمیکند؟ به هر حال این فرصتسوزی است. استانداری که بلاتکلیف است و نمیداند که ابقا میشود یا نه، برای مدیریت آن استانها آسیبزاست و باعث فرسایش مدیریتی و عدم بهکارگیری بهموقع اعتبارات میشود. فرصت سوزی یعنی هدررفتن سرمایه! اگر مشکلی که الان بخواهیم حل کنیم را به سال دیگر موکول نماییم، هزینه آن تقریبا دوبرابر خواهد شد. چرا دولتمردان مادام از این افزایش هزینهها و کسری بودجه میگویند درصورتی که گاه عملکرد خودشان در بالا بردن هزینهها بسیار تاثیرگذار است. اینها مسائلی است که با سخنان اخیر آقای روحانی آشکارا در تعارض است.