آرمان - من به عنوان کسی که طرفدار شفافیت هستم و معتقدم که در اقتصاد ایران، بسیاری از افراد از عدم شفافیت سوءاستفاده میکنند و رانتهایی را به دست میآورند، میگویم اگر کسی از بانکی بر اساس ضوابط اقتصادی وام گرفته و بنگاهی را اداره میکند، اقساطش عقب افتاده و تقاضای استمهال میکند، این هیچ اشکالی ندارد و دولت با محوریت بانک مرکزی باید از این افراد در راستای تقویت تولید حمایت کند. اما اگر برخی از افراد با اخذ پول از سیستم بانکی، تلاش میکنند خود را در میان نسل جوان و ورزشکاران به عنوان یک مصلح اجتماعی و قهرمان ملی جلوه دهند و تلاش دارند تا با پول مردم و بیتالمال، پرستیژ مصنوعی به دست بیاورند؛ انتشار اسامی این افراد را بسیار خوب میدانم. زیرا که دانستن حق جامعه است و مردم باید بدانند که این افراد چه بر سر پولهای آنها میآورند. من معتقدم که باید شفافیت را در تمامی امور اقتصادی، اعم از مناقصات و مزایدات و نیز سایر مسائل اقتصادی باید جاری و ساری کنیم. یکی از مشکلاتی که امروزه در اقتصاد ایران، مانع جذب سرمایه داخلی و خارجی است، همین عدم شفافیت است. متاسفانه ایران از رتبه مناسبی در جهان برخوردار نیست و بر اساس آمار در جایگاه 131 دنیا قرار داریم. فضای کسبوکار بدون حضور رقابت مبتنی بر شفافیت، هرگز بهبود نخواهد یافت. دولت و مجلس باید تلاش کنند که شفافیت را به اقتصاد بازگردانند. همچنین دولت باید جلوی هرگونه انحصار را باید بگیرد. بنابر این حق طبیعی مردم است که بدانند سیستم بانکی، پول و سرمایه آنها را به چه کسانی واگذار میکند. اگر کسی از بانک تسهیلاتی اخذ کرده است و به موقع اصل پول را با سود بانکیاش پس داده است نیز، مردم باید بدانند و مورد تحسین قرار دهند. اگر کسانی پولها را از کشور خارج کردند و یا بذل و بخششهای عجیب و غریب کردهاند مردم باید با فشار اجتماعی این افراد را وادار به بازپرداخت این مبالغ به سیستم بانکی کنند. این حق مردم است که بدانند که افراد بر اساس ضوابط وام گرفتهاند و یا بر اساس روابط و نسبتها توانستهاند که وام بگیرند. یکی از مسائلی که سیستم بانکی ما را با مشکل روبهرو ساخته است، همین معوقات بیضابطه است.
در کل سیستم بانکی چنین بدهیهایی وجود دارد. بهطور کلی فقط دو چیز باید محرمانه باقی بماند و بقیه مسائل باید مشمول شفافیت شوند. نخست حوزه خصوصی افراد است و دوم مسائل مربوط به امنیت ملی. منهای این دو حوزه شفافیت باید در تمام امرو جاری و ساری باشد. بنابر اگر این افراد با سیستم بانکی وارد مذاکره میشدند و سعی میکردند که با بانکها تعیین تکلیف کنند؛ اما اگر کسی در مقابل بانکها گردن گلفتی میکند، مردم باید بدانند و آن افراد با مردم طرف شوند. فردی در این لیست تاجر شکر است و فرد دیگری در این لیست به فوتبال بذل و بخششهای بیحساب میکند. خوب است اگر این افراد پول دارند، بدهی خود را با بانکها تصفیه کنند و اگر ندارند هم اقدامات پوپولیستی مبتنی بر ژست نداشته باشند. برخی از این افرد هم در تولید سرمایهگذاری کردند و ممکن است که با تغییر نرخ ارز دچار انباشت بدهی شدهاند؛ دولت باید با درخواست استمهال این افراد موافقت کند و بهاین افراد کمک کند. اما برخی دیگر از این افراد، سرمایههای مردم را در بخش ساختوساز متمرکز ساختهاند که دولت باید با این افراد حداکثر برخورد ممکن را داشته باشد. دلالی و واسطهگری، پیشه اصلی برخی از بدهکاران بزرگ بانکی است و این افراد با این اقدامات سیستم اداری و اقتصادی کشور را دچار اختلالات اساسی کردهاند. بخشی از وامها براساس رابطه بود و این به هیچ وجه برای مردم پذیرفتنی نیست.