آرمان - درخصوص صادرات غیرنفتی باید به چندنکته اساسی اشاره کرد؛ نخست اینکه بالاخره ما در این یکدهه گذشته مشکل تحریمهای ظالمانه را پیدا کردیم و در سالهای57 و 58 و تا قبل از این تحریمهای ظالمانه، مشکل تحریم بانکی نداشتیم. اگر به سالهای قبل از انقلاب برگردیم، میتوانیم یکوجه مشترک بین سالهای انقلاب و بعد از انقلاب پیدا کنیم و آن اینکه همچنان صادرت اصلی ما فرش، پسته، زعفران و خاویار بوده و اگر حجم صادرات غیرنفتیمان در سال گذشته به حدود 40میلیارد دلار و سال جاری در ششماهه اول به حدود 20میلیارد دلار رسید، عمده اینها محصولات پتروشیمی یا مشتقاتی از نفت یا مواد معدنی بوده است. بهعبارت سادهتر، سهم صادرات صنعتی ما شاید بهجرات بتوان گفت که کمتر از 20درصد صادرات غیرنفتی ما را تشکیل میدهد. ذکر این مقدمه به این دلیل ضروری است که هنوز ما برای صادرات کالا و خدمتی که مشتریپسند باشد، فاصله خیلی زیادی داریم. ما در سال1991 که فروپاشی شوروی سابق اتفاق افتاد، مشکلات بانکی یا تحریمی با کشورهای آسیای میانه نداشتیم، اما در آنجا باز در صادرات غیرنفتی موفق نبودیم. چون ما همچنان در تولید و بستهبندی کالاهای صادراتی و در یککلام در کیفیت و قیمت کالاهای صادراتی دچار مشکل هستیم. در صادرات محصولات کشاورزی همین اتفاقی برای ما افتاد که طی دو، سه ماه گذشته برای کشور قطر رخ داد و ترکیه از خاک ایران و از بنادر ارزانتر و باکیفیتتر کالا صادر کرد. بنابراین اینکه سوریه یا عراق یا هر کشور دیگری بخواهند با تعرفه برای کالای صادراتی مانع ایجاد کند، یک موضوع فرعی است. موضوع اصلی همین نکته است که باید تلاشی بسیار جدی درخصوص کالای صادراتی کشور انجام دهیم. بهعنوان مثال بالاخره وقتی که بهرهوری در اقتصاد ایران پایین است، طبیعی است که هزینه تولید کالا در کشور افزایش پیدا میکند. ما نمیتوانیم این واقعیت را نادیده بگیریم؛ شاید بیش از 4دهه است که اقتصاد ایران تورم دو رقمی دارد که بهمعنای گرانترشدن کالاست، اما بهرهوری پایین، یعنی تولید پرهزینه کالا، و مجموع این دو منجر به همین وضعیت میشود. باید در نظر داشت که منهای بحث کیفیت و بستهبندی کالا و فرایند صادرات و سازوکارهای اداری طولانی، قیمت تمامشده کالا بحثی جدی است. همچنان که امروز وقتی موز یا برنج از کشورهای بسیار دور هم وارد کشور میشود، ارزانتر از تولید داخل میشود. لذا پارامترهای اقتصادی بهطور مشخص، قیمت تمامشده کالای صادراتی، بستهبندی و بوروکراسی طولانی دستبهدست هم داده و شرایط را سخت میکند. دهها سال است که شعار اقتصاد ایران «اقتصاد بدون نفت» است، اما هنوز موفق نشدهایم آن را به منصه ظهور برسانیم. علت این است که باید به ساختار تولید در اقتصاد ایران توجه کرده و همزمان با آن در کیفیت و قیمت نهایی تولید تجدیدنظر اساسی صورت بگیرد. اینکه برخی کشورهای همسایه گاه با تعرفه ترجیحی یا موضوعات دیگر مانع ایجاد میکنند، فرع داستان است. اصل این است که اگر کالای مطلوب با قیمت مناسب داشته باشیم، حتما مشتری مناسب آن هم پیدا خواهد شد.