آرمان - عربستانیها از راهبرد عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران تقلید وارونه میکنند. در حال حاضر فلسفه عمق استراتژیک در خاورمیانه با راهبرد جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته و ایران در نقاط مختلف غرب آسیا ظهور و بروز مثبت دارد؛ یعنی هرجا ایران حضور دارد، توام با ثبات و مقابله با تروریسم و آفاتی است که آمریکا و متحدانش در منطقه ایجاد میکنند. ایرانیان به خاطر نقش مثبتی که دارند، عملا حضورشان به نفع کشورهای منطقه بوده است. آخرین آن موضوع داعش است که اگر ایران نبود، الان داعش اغلب کشورهای منطقه را تحت سلطه داشت و دچار ویرانی کرده بود. درواقع این عمق استراتژیک مثبت و قابل دفاع جمهوری اسلامی ایران است، ولی عربستانیها تلقی وارونهای از آن دارند و سعی میکنند با استفاده از نفوذ پولی و برخی مناسبات مالی و اقتصادی عمدتا فاسد با مقامات سیاسی منطقه عمق استراتژیکی برایشان خودشان تعیین کنند، اما آنها برخلاف رویکرد مثبت و ثباتزای ایران بیشتر بهدنبال بیثباتسازی هستند و موضوع لبنان در این رابطه قابل تامل است. درست در ایامی که حضور قدرتمند و توام با دعوت ایران در منطقه در سوریه، لبنان و عراق باعث شد که بزرگترین جریان تروریستی سالیان اخیر، یعنی داعش با شکست مواجه شود، ما میبینیم که عربستانیها الان سعی میکنند شرایطی منفی را به لبنان تحمیل کنند تا با ناآرام ساختن لبنان بهنوعی جمهوری اسلامی ایران و متحدان آن را تحت فشار قرار دهند.
حضور ایران در مقابل داعش برای کشورهایی مثل سوریه و لبنان، ثبات و امنیت به ارمغان آورده ولی عربستانیها با حضور منفی خودشان به سمت ناامن سازی مناطق حرکت میکنند. در این شرایط اقدامی که سعد حریری صورت داد، بیشتر زمینه سازی برای این راهبرد منفی عربستان بود و این کار نه تنها به جایگاه سعد حریری و جریان چهاردهم مارس صدمه خواهد زد بلکه در عین حال بیش از گذشته، نفرت عمومی را از عربستان دامن خواهد زد، چون عربستانیها در شرایط کنونی شاهدند که جمهوری اسلامی ایران در دنیای عرب به خاطر مقابله با تروریسم، جایگاه و پایگاه قابل تامل و دفاعی برای خودش ایجاد کرده، لذا سعی دارند برای ویران کردن این جایگاه به رویکردهای منفی بیثبات سازی روی آورند. به همین دلیل است که سیدحسن نصرا... یک واکنش بسیار منطقی در قبال استعفای سعد الحریری گرفت و اعلام کرد که «اوضاع به خوبی در حال پیشرفت است و ما از دولت حریری راضی بودیم ولی این اقدام، لبنان را بیثبات میکند». لذا معتقدم این موضوع را هم باید در ادامه سایر سیاستهای انتحاری عربستان مورد تحلیل قرار دهیم. سیاستهایی که روز به روز اثربخشی آنها حتی در قالب منافع و امنیت ملی عربستان هم زیر سوال میرود و درواقع با سیاستهای انتحاریشان روز به روز بیشتر در مرداب تحولات فرومیروند. عربستانیها در بحرین و یمن هم نمیتوانند سیاستهای خود را پیش ببرند چه رسد به اینکه در فراتر از منطقه یعنی لبنان دنبال بیثبات سازی هستند. علاوه بر این در سه سال اخیر، به همان میزان که ایفای نقش منفی عربستان در حمایت مالی و لجستیکی از تروریستها بهویژه زمینه چینی امنیتی برای افراطیگری در دنیا به جایگاهش صدمه وارد کرده به همان میزان جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی جایگاه و پایگاه تازهای پیدا کرده تا جایی که کشورهای غربی که در گذشته عربستان سعی میکرد آنها را در قالب سیاست ایران هراسی علیه ایران همراه کند الان منتقدهای اساسی و اصلی عربستان هستند. علاوه بر این برای مردم روشنفکر لبنان حتما تفکر و تعمق در این موضوع اساسی است که عربستانیها بحران جانشینی و جنگ قدرت در داخل کشور خودشان را به موضوعات مختلف فرافکنی میکنند. لبنانیها که در طول ایام هم دشمن خارجی داشتند و هم از تعدد و تنوع مذهبی درداخل برخوردار بودند ولی باید این واقعیت را در نظر بگیرند که ایران نقش ثباتزا درآنجا داشته و آخرین نقشش هم مقابله با داعش است. حزبا... هیچ وقت به دنبال باجگیری از حضور ضدصهیونیستی و ضد تروریستی خودش نبوده و اگر پای عربستان به لبنان باز شود، لبنان روی آرامش به خود نخواهد دید. لذا فراتر از احساسات و تنوعات مذهبی، لبنانیها باید این واقعیت را بپذیرند که عربستان سعی میکند لبنان را درخط مقدم چالشهای خود با راهبرد مترقی ایران قرار دهد و این به ضرر لبنان است. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران حتی برای بحرین و یمن هم راهبردهای ثباتزا و توام با دیپلماسی را پیشنهاد میدهد دلیلی ندارد که ایران به سمت بیثباتسازی لبنان پیش رود. علاوه بر این ما باید بدانیم که ضامن فعالیتهای اقتصادی خانواده حریری، عربستانیها بودند. شبیه همان کاری که عربستانیها با نواز شریف در پاکستان کردند را با سعد حریری هم دارند صورت میدهند. آنها زمام اقتصادی خاندان حریری را برای استفادههای سیاسی خودشان در اختیار دارند. یکی از مواردی که اخیرا مطرح شده هم همین موضوعی است که باید بدان توجه کرد.