آرمان - مسائل حساسی همانند موضوع هموطن زرتشتیمان، سپنتا نیکنام، اینروزها عاملی برای همصدایی و همبستگی میان جریانهای سیاسی اعم از اصلاحطلب، اصولگرا، قوه مجریه و قوه مقننه شده است که باید آن را به فال نیک گرفت. بر این اساس، در عالم سیاست با توجه به شرایط و موقعیتهای مکانی و زمانی، تحولات اجتماعی و سیاسی، امکان وقوع هر رخدادی وجود دارد. چالش سپنتا نیکنام نیز به یک مساله سیاسی در کشور تبدیل شد و در کنار مساله تعلیق عضویت سپنتا نیکنام از شورای شهر یزد، مسائل فقهی و قانونی مطرح شد. در حقیقت تفسیر قانون اساسی، نگاه امام(ره)، فقهای شورای نگهبان و روسای سه قوه، تبدیل به مسالهای برای تحلیل و بررسی دیدگاههای مختلف جناحهای سیاسی در کشور ازجمله نگاه اصولگرایان و اصلاحطلبان شد، زیرا اصلاحطلبان معتقدند که همه اقلیتهای دینی و مذهبی بهعنوان ادیان رسمی کشور از این حق برخوردارند که مانند سایر شهروندان در مجلس و پارلمان محلی یا شورای شهر نماینده داشته باشند، به همین دلیل حضور یک فرد زرتشتی در شورای شهر، حقی برای سپنتا نیکنام و شهروندان زرتشتی محسوب میشود. گرچه برخی اصولگرایان امروز با اصلاحطلبان همصدا هستند و معتقدند تعلیق عضویت سپنتا نیکنام بهصلاح کشور نیست و نباید این هموطن زرتشتی که با رأی مردم یزد انتخاب شده را از حق حقیقی خود محروم کرد، اما برخ اصولگرایان بهویژه اعضای شورای نگهبان بر این اعتقادند که حضور سپنتا نیکنام با قانون اساسی منافات دارد و بر آن ایراد شرعی و فقهی وارد است. همچنان این مساله واکنشهای مخالف و موافق را در پی دارد. مساله سپنتا نیکنام یکی از موضوعاتی است که نشان میدهد اختلاف دیدگاههای علمی، فقهی و سیاسی چگونه پدید آمده و تا چهاندازه قابل تغییر است. تغییر در موضعگیریهای سیاسی مانند مساله سپنتا نیکنام به تغییر و تحول اجتهادات فقهی، نخبگان سیاسی، علمای دینی و سایر تحولات در جامعه بازمیگردد. برای مثال، عدهای از علما مواضع سیاسی و فکری خود را تغییر دادند و از جامعه و رقبای سیاسی خود حلالیت میطلبند. این امر نشان میدهد که تغییر و تحول در جامعه سیاسی امری اجتنابناپذیر است و تصور میرود که عده دیگری از رجال سیاسی با توجه به رشد و آگاهی عمومی بهدنبال تغییر موضع خود بهنفع جامعه و درصدد حلالیت از رقبای سیاسی خویش هستند. مجموعه تحولات در جامعه سیاسی و اجتماعی امروز ایران نشان میدهد که همواره احتمال هر تغییری در عالم سیاست وجود دارد. سپنتا نیکنام میتواند زمینهای برای حل بسیاری از اختلافات سیاسی در کشور و افزایش وحدت ملی باشد، البته در صورتی که با نگاه به مصالح ملی و توجه به مطالبات عمومی به مساله سپنتا نیکنام پرداخته شود. بنابراین نهتنها در رابطه با موضوع این هموطن زرتشتی، بلکه در سایر مسائل هم امکان تغییر نظر و تحول فکری وجود دارد و در نهایت میتوان نتیجه گرفت در عرصه سیاست نباید بر یک مساله و دیدگاه پافشاری کرد، حتی صاحب آن دیدگاه در شرایط حساس میتواند به نفع مصلحت ملی از دیدگاه و رأی خود برگردد و با سایرین همصدا شود.