آرمان - شهناز دیواندری: اصطلاحاتی مانند طوفان توئیتری، طوفان تلگرامی و تبدیلشدن یک هشتگ به ترند اول جهانی دیگر موضوعات شناختهشدهای برای ما به حساب میآیند. در یکی دو سال اخیر بارها ایرانیان درباره موضوعات مختلف چنین طوفانهایی به راه انداخته و یک هشتگ را ترند اول جهانی کردهاند. ناگفته پیداست اتفاقات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اهمیت زیادی دارند، اما موضوعات اقتصادی هم آنقدر بیاهمیت نیستند که هیچجایگاهی در میان طوفانهای مجازی نداشته باشند. یکی از موضوعات مهمی که در این بین وجود دارد، ایجاد کمپین و بهتبع آن طوفان مجازی برای استفاده از محصولات داخلی، نخریدن کالای قاچاق و بهصورت کلی حمایت از تولید داخلی است. شاید عنوان شود اگر محصول داخلی کیفیت لازم را داشته باشد، مشتری خود را پیدا میکند و لازم نیست دست به چنین کارهایی زد، اما بررسیها نشان میدهد در دنیای ارتباطات و اطلاعات تبلیغات و فرهنگسازی نقش عمدهای دارند و اگر شهروندان با انجام کارهایی مانند ایجاد طوفانهای مجازی برای حمایت از تولید داخلی در این زمینه فرهنگسازی کنند، میتوان انتظار داشت تولیدکنندگان هم به خودشان بیایند و سعی کنند کیفیت کالای خود را افزایش دهند.
در دنیای كنونی میل به داشتن كالای باكیفیت و نیز توجه به برندهای خاص ازجمله مواردی است كه تمایل خرید مردم، بهویژه جوانان را به كالاهای خارجی زیاد كرده است. كالاهای خارجی كه با آخرین فناوری روز دنیا تولید شدهاند، میل به برتر بودن را برای داشتن كالایی لاكچریتر در مشتری ایجاد میكنند. فرهنگ تنوعطلبی در جامعه رواج یافته و رنگ و لعاب چشمگیری كه كالاهای خارجی دارند، خریداران را به سمت خود میكشاند. وجود ماركهای خارجی در پوشاك، وسایل منزل، لوازم الكترونیكی، مبلمان، گوشی تلفنهمراه و... موضوعی است كه در فرهنگ خرید بسیاری از ایرانیها نهادینه شده است. فرهنگ خرید ایرانی در شرایطی قرار گرفته كه خرید مارك و وسایل خارجی نوعی اعتماد به نفس در فرد ایجاد میكند. اطلاع از فناوریهای روز دنیا رغبت خرید آنها را برای ایرانی به ارمغان میآورد و مناسبات اقتصادی به ترویج چنین فرهنگی دامن میزند و نمیتوان از تاثیر شگرف واردات بالای كالاهای جدید و برتری آن بر كالای ایرانی چشمپوشی كرد.
تبلیغات، رمز موفقیت كالای خارجی
رقابت جهانی ازجمله مباحثی است كه در بالا رفتن كیفیت و نیز افزایش امكانات محصولات تولیدی جدید تاثیر زیادی داشته است. رسانهها و دنیای تبلیغات جوامع مختلف را به یكدیگر پیوند زدهاند و نیز محصولات مختلف دنیا را با سرعت غیرقابلباوری به تمام جهانیان معرفی میكنند. امروزه با گستردهترشدن رسانهها و شیوههای متعددی كه برای تبلیغات بهویژه از نوع مجازی وجود دارد، سلیقه مردم و نیز جوانان به سمت سلیقه اروپایی سوق پیدا کرده است. دنیای بزرگ تبلغات و رسانه مانند غول چراغ جادویی عمل میكند كه در یك چشم بهمزدن تفكرات فرد بیننده را به سمت خود كشانده و رغبت لازم را برای خرید كالاهای برند و خارجی ایجاد میكند. فضاهای متعدد مجازی، تلویزیون و تابلوهای تبلیغاتی بزرگ در شهرها كه تقریبا در تمام خیابانها به چشم می خورد، فضا را برای تولیدات داخل كشور محدود و برای برندهای خارجی باز كرده است. كارشناسان حرفهای كه در این زمینه فعال هستند، ابتدا با برقراری روابط اجتماعی خوب از طریق جادوی تصویر، فرد را غافلگیر كرده و میل او را برای خرید كالا افزایش میدهند. در این راستا مصرفكنندگان داخلی به سمت كالای خارجی رفته و این مساله فرهنگ ایرانی را نیز زیر سوال میبرد.
قاچاق كالا برابر با بیكاری جوانان
قاچاق كالای خارجی بلای خانمانسوزی است كه به بدنه اقتصاد و نیز تولید داخلی ضربه وارد میكند. قاچاق كالا اشتغال كاذب را در جامعه بالا میبرد و فرهنگ مصرف تولیدات خارجی را در بین مردم بهسادگی جا میاندازد. حجم بالای قاچاق در ایران تعطیلی واحدهای زیادی را در پی داشته و موجب بیكاری بسیاری از جوانان ایران شده است. استفاده از كالای قاچاق در ایران بسیار رواج دارد و شاید بتوان چنین مقولهای را بر گردن ناآگاهی مردم در این زمینه انداخت. در حال حاضر بازار كالاهای چینی در ایران غوغا میكند و نیز خرید كالاهای چینی وضعیت كالاهای داخلی را با بحران روبهرو كرده است. نمیتوان زرقوبرق كالاهای خارجی را در زمینه جذب مشتری نادیده گرفت؛ گویا سایر كشورها در زمیه تولید محصول از سلیقه مردم بیشتر آگاه هستند.
فضای مجازی و كالای ایرانی
بسیاری از مردم 6 تا9ساعت از وقت خود را در فضای مجازی صرف میكنند. تاثیر فضای مجازی برای حمایت از موضوعات مختلف از جمله مواردی است كه نمیتوان در ایران آن را انكار كرد. ضریبنفوذ اینترنت در ایران 80درصد است و نیز بیش از 40میلیون نفر از گوشی اندروید استفاده میكنند. این آمارها نشان میدهد كه بیش از 53درصد مردم عضو فضای مجازی هستند که این رقم 60درصد جوانان را در بر میگیرد. حمایت از تولیدات داخلی نیاز به فرهنگسازی گستردهای دارد و در این بین سهم فضای مجازی را نمیتوان نادیده گرفت. بهتازگی فعالان فضای مجازی با راهاندازی كمپین و نیز گروههایی برای حمایت از كالای ایرانی اقدامات موثری را در این زمینه انجام دادهاند. با توجه به همه تبلیغات گستردهای كه در زمینه كالاها و تكنولوژی روز دنیا در این فضا وجود دارد، نمیتوان از ایجاد موجی برای حمایت از كالاهای ایرانی چشمپوشی كرد. استفاده از این فضا برای حمایت از كالای ایرانی میتواند عرق ایرانی بودن را نیز به جوش بیاورد و مردم بهویژه جوانان را راغب كند تا به سوی خرید كالای ایرانی بروند. نكتهای كه میتوان به آن اشاره كرد، ایجاد آگاهی در چنین فضایی برای مردم است. با این روش میتوان مردم را در زمینه قاچاق كالا و نیز كالاهای بیكیفیت چینی راهنمایی كرد. اگر عمیقتر به این مساله نگاه كنیم، پیكان كمكاری درزمینه نبود فرهنگ خرید كالای ایرانی در كشور را تنها نمیتوان به سمت مردم نشانه رفت. مسئولان متهم ردیف اول این ماجرا هستند.
كیفیت پایین قابل اغماض نیست
یك كارشناس اقتصادی در گفتوگو با «آرمان» میگوید: استفاده از برخی كالاهای خارجی امتحان خود را در كیفیت پس دادهاند. برایمثال كالاهایی كه ساخت آلمان و ژاپن است، توانسته است اطمینان لازم را در مورد كیفیت كالا به مردم بدهد. آلبرت بغزیان ادامه میدهد: كالای چینی از نظر كیفیت نیاز به غربالگری دارد. بسیاری از اجناس چینی واردشده به ایران بیكیفیت هستند. ایران در زمینه ساخت كالای ایرانی امتحان خود را بهخوبی پس نداده است. كالای ایرانی این شبهه را در ذهن هر خریدار ایجاد میكند كه آیا این كالا از كیفیت لازم برخوردار است یا خیر. او میگوید: كالای ایرانی در برخی زمینهها تفاوتی با كالای بیكیفیت چینی ندارد. در این بین مردم هوشمندتر عمل میكنند و در مجموع كالای ایرانی را با دقت بیشتر رصد و در جزئیات آن دقت میكنند. درست است كه ایرانی توجه خاصی به تولید ملی دارد، اما مردم از نام كالای بیكیفیت ایرانی ضربه خوردهاند. شاید برخی كالاها در ایران نیز حرفی برای گفتن داشته باشند، اما در زمینه معرفی آنها و اثبات كیفیتشان بهخوبی عمل نشدهاست. بغزیان ادامه میدهد: برای مثال در زمینه محصولات كشاورزی، پسته و زعفران ایران بینظیر عمل كرده است. در زمینه كالاهای صنعتی ایران همیشه دچار مشكل بوده است. این تفكر در مردم شكل گرفته است كه محصولات تولیدی قدیمی در ایران دارای كیفیت بالاتری بودهاند و اطمینانی به محصولات جدید ندارند. تولیدكنندگان كالای ایران برای كاهش قیمت تمامشده دست به استفاده از مواد خام بیكیفیت میزنند و این كیفیت كالای ایرانی را زیر سوال میبرد. مردم حق دارند تا روی كیفیت كالا حساس باشند.