بستن
کد خبر: ۵۴۸۱۲

قتل به‌خاطر یک مشت تریاک

قتل به‌خاطر یک مشت تریاک

آرمان - مرد 60‌ساله‌ای که یک معتاد را به‌علت برداشتن موادمخدرش به قتل رسانده بود، بعد از گذشت یک‌سال شناسایی و دستگیر شد. در ساعت 19 و 20 دقیقه روز 30 آبان سال گذشته از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ کشف جسد متعلق به مردی حدودا ۳۰‌ساله در داخل کانکس نگهبانی متعلق به کارگاه عمرانی در محدوده اتوبان‌چمران- بعد از پل ملاصدرا به کلانتری ۱۳۴ شهرک قدس اعلام شد. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به‌دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده در اختیار اداره‌دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با حضور کارآگاهان اداره‌دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل جنایت، کارآگاهان با جسد مقتولی روبه‌رو شدند که دست‌وپایش بسته شده و آثار ضرب‌وجرح بر روی قسمت‌های مختلف بدنش کاملا مشخص بود که نشان از آزار‌واذیت بدنی وی داشت. با حضور تیم تشخیص هویت و پزشکی‌قانونی در محل و انجام معاینات اولیه مشخص شد که مقتول به‌علت اصابت جسم‌سخت به ناحیه‌سر به‌قتل رسیده است. در ادامه تحقیقات میدانی، کارآگاهان ضمن شناسایی مقتول به‌نام «کیوان25‌ساله» اطلاع پیدا کردند که وی از افراد بلامکان و کارتن‌خوابی بوده که به‌همراه سایر معتادان بلامکان، در نزدیکی محل جنایت و در فضای‌سبز کناره‌ بزرگراه زندگی می‌کنند. در تحقیقات میدانی، کارآگاهان موفق به شناسایی قاتل متواری‌ شده‌ای از صحنه‌ جنایت به‌نام قربان ۶۰‌ساله شدند؛ کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که خانواده‌ قربان در شهرستان زندگی کرده و خود وی، به تنهایی در شهر تهران به‌عنوان پیمانکار در زمینه‌ ترمیم خیابان‌های شهر تهران (آسفالت‌ریزی) حضور داشته و در واقع کانکس نگهبانیِ کارگاه عمرانی به‌نوعی محل زندگی او نیز محسوب می‌شود. با شناسایی قربان به‌عنوان عامل جنایت، تعدادی از معتادان بلامکان که در آن محدوده زندگی کرده و قربان و کیوان را به‌صورت کامل می‌شناختند، در اظهارات خود صراحتا عنوان داشتند: قربان و کیوان (هر دو اعتیاد به مصرف موادمخدر دارند) قربان از صبح‌روز کشف جسد به‌دنبال کیوان می‌گشت تا او را پیدا کند و پس از آن دیگر از او و کیوان خبری نشد تا نهایتا جسد کیوان در داخل کانکسِ پیدا شد. دو تن از معتادان نیز در اظهاراتی مشابه عنوان داشتند: قربان به ما مراجعه کرد و عنوان کرد که کیوان به او گفته است که موادمخدر متعلق به وی را پس از سرقت از داخل کانکس، پیش ما مخفی کرده است، اما ما توضیح دادیم که کیوان هیچگونه موادی را به ما تحویل نداده است.با شناسایی قربان به‌عنوان عامل جنایت، تحقیقات برای دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که متهم پرونده پس از ارتکاب جنایت، با خودروی نیسان شخصی‌اش از محل متواری شده و سپس از شهر تهران خارج شده است. اقدامات پلیسی برای دستگیری قربان در دستور کار قرار داشت و کارآگاهان با انجام اقدامات پلیسی اطمینان پیدا کردند که خانواده‌ متهم نیز اطلاعی از مخفیگاه وی در اختیار ندارند. سرانجام کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اطلاع پیدا کردند که شخصی با مشخصات ظاهری قربان، اما به‌نام علی تیموری در اردوگاه فشافویه به‌عنوان یکی از افراد بلامکان نگهداری می‌شود.کارآگاهان اداره دهم آگاهی با مراجعه به کمپ فشافویه، ضمن شناسایی قربان او را برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند. قربان که در تحقیقات مقدماتی همچنان اصرار به معرفی خود به‌نام علی تیموری داشت، سرانجام لب به اعتراف گشود و صراحتا به ارتکاب جنایت و قتل کیوان اعتراف کرد. متهم در اعترافاتش، در خصوص انگیزه و نحوه‌ ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: کانکس کارگاه محل زندگی من بود و مقتول نیز برای مصرف مشترک موادمخدر به آنجا مراجعه می‌کرد. صبح روز حادثه من داخل کانکس نبودم؛ زمانیکه به کانکس برگشتم، سراغ موادمخدر داخل کانکس رفتم تا مقداری مواد مصرف کنم، اما موادی پیدا نکردم. به سراغ معتادان نزدیک کانکس رفتم؛ عنوان داشتند که کیوان را امروز صبح در نزدیکی کانکس مشاهده کردند. کیوان را به بهانه مصرف موادمخدر به داخل کانکس بردم. داخل کانکس با وی درگیر شده و اقدام به بستن دست‌وپایش کردم. بار‌ها در فیلم‌های مختلف دیده بودم که چگونه افراد را برای گرفتن اعتراف آویزان می‌کنند؛ به همین علت در حالی که دست‌وپای کیوان را از پشت‌سر بسته بودم، او را از سقف کانکس آویزان کردم تا بگوید مواد مرا کجا پنهان کرده است. کیوان همچنان مقاومت می‌کرد؛ من نیز با چوی‌دستی اقدام به زدن او کردم؛ کیوان دو بار، دو نفر از دوستانش را معرفی کرد و مدعی شد که مواد را نزد آنها مخفی کرده است؛ به سراغ آنها رفتم، اما هر دو نفر عنوان داشتند که اطلاعی از موضوع ندارند، دیگر عصبانی شده بودم و بار سوم زمانیکه به سراغ کیوان رفتم، این‌بار ضربات چوب‌دستی را به‌سر و صورتش زدم تا نهایتا ساکت شد؛ او را پایین آوردم و متوجه شدم که نفس نمی‌کشد؛ فهمیدم که او را کشته‌ام؛ به‌سرعت از کانکس خارج شده وبا ماشین شخصی‌ام از کارگاه خارج شدم.عامل جنایت ادامه داد: در این مدت نیز در شهر‌های جنوب‌کشور، بدون اینکه خانواده‌ام از مکانم اطلاع داشته باشند، زندگی می‌کردم تا نهایتا چند روز پیش، پس از مراجعه به تهران در حالی که بلامکان بودم به اردوگاه فشافویه منتقل شدم؛ آنجا خودم را علی تیموری معرفی کردم تا شاید شناسایی نشوم، اما در کمتر از چند روز شناسایی و دستگیر شدم.سرهنگ کارآگاه حمیدمکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس محسن مدیرروستا صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی