آرمان - امروز شاید تنها روز در طول مدت ریاستجمهوری ترامپ باشد که همه منتظر سخنرانی او هستند تا در مورد تصمیم کشورش درباره برجام سخن بگوید. به نظر میرسد که ترامپ بهرغم مخالفتهایی که در داخل و خارج از آمریکا وجود دارد، دست به چنین اقدامی خواهد زد، بهدلیل اینکه بهشدت تحتفشار کانونهای قدرت در درون آمریکا است و اینها کسانی بودند که کمک کردند او بر سر کار بیاید تا اصلا همین کار را انجام دهد. درواقع یکی از دلایل روی کار آمدن ترامپ با توجه به اینکه در قالب و قامت رئیسجمهور آمریکا نیست، این بوده که همه چیز را خراب کند. بنابراین تحتفشار لابیهای درونی آمریکا که شدیدا ضد ایران هستند و به پیروزیاش کمک کردند، بهدنبال این است تا جایی که میتواند با کشور ما خصومت بورزد و بهزعم خود هر روز پروبال ما را قیچی کرده تا سیاست ایرانهراسی را تبدیل به سیاست ایرانآزاری کند. هرچند ترامپ میخواهد در این ماجرا تصمیمگیرنده صرف نباشد و کنگره را هم دخیل کند، اما به نظر میرسد با توجه به فضای کنگره عدم پایبندی ایران به محتویات برجام تایید شود ولی در عین حال این شانس هم وجود دارد که کنگره یکدست نیست. طی چند روز گذشته بحث شدیدی بین آقای کورکر و ترامپ بهوجود آمد، ولی این باعث نشده از یک پدیده خارجی که اعتقاد دارند به نفع منافع ملی آمریکا نیست چشمپوشی کنند. البته اینکه تحریمهای گذشته علیه ما اعمال شود و شرایط سخت شود یا تحریمهای سبکتر وضع شود، خیلی معلوم نیست. انتقال این فرایند از کاخ سفید به کنگره حتمی است و اینکه چه میزان از تحریم را کنگره علیه ما اعمال کند، یک مقدار جای شک و تردید دارد. اتحادیه اروپا در یک واقعه مهم خط مشی خود را از آمریکا جدا میکند و بهعنوان یک نهاد قدرتمند مقهور تصمیمات آمریکا نیست که همه تهدیدات مدنظر آمریکا را علیه ما وضع کند و این کاملا به نفع ماست. درواقع جدایی اتحادیه اروپا از آمریکا خیلی به آمریکا زیان خواهد زد و موجب از دست رفتن اعتبار آمریکا در جهان میشود و دیگر هیچ کشوری نمیتواند پایبند به تعهداتش باشد. اما فشارهایی که از طرف عربستان سعودی، اسرائیل و لابیهای داخل آمریکا از کنگره و کاخ سفید وارد میشود، ترامپ را به این سمت و سو سوق میدهد. ما میتوانیم از برجام خارج نشویم و بر عهد خود با اتحادیه اروپا باقی بمانیم. این اتحادیه شاید بهتر بتواند مشکلات ما را از طریق سرمایه گذاری خارجی حل کند. درواقع اینطور نیست که با بیرون رفتن آمریکا از برجام همه چیز بهم بریزد، چون اتحادیه اروپا سفت و محکم ایستاده و ما میتوانیم از این موقعیت استفاده کنیم. اروپای بدون آمریکا میتواند کار ما را راه بیندازد، بهشرط آنکه در همین شکلی که الان هست، باقی بماند و چنانچه تحت فشار آمریکا قرار گرفت هم تحریمی اعمال نکند. اگر قرار باشد تحریمها را اعمال کند، دیگر به درد ما نخواهد خورد و اینجاست که ما وارد یک جریان جدید و خطرناک خواهیم شد. اگر اتحادیه اروپا هم در روزهای آینده از آمریکا تبعیت کند، با توجه به اینکه آمریکاییها بعد از جنگ جهانی دوم 28درصد از سرمایهگذاری در بخشهای حساس صنعتی اتحادیه اروپا را در اختیار دارند، آیا این کار میتواند دوام داشته باشد؟ آیا اتحادیه اروپا پایبندیاش را به ما حفظ میکند یا تحت فشار بیشتر آمریکا ما را رها کرده و به سمت آمریکا میرود؟ اینها هنوز معلوم نیست، ولی تا الان که اتحادیه اروپا کاملا ایستاده و این بهنفع ماست. ترامپ با خروج از برجام بحث تجدیدنظر در محتویات برجام را دنبال نمیکند، بلکه مشکل واقعیاش اسرائیل و عربستان سعودی است. عربستان معتقد است که ایران حوزه شیعی را گسترش میدهد و منطقه را به ناامنی کشانده و اسرائیل هم از محوشدن هراس دارد و چنین میاندیشد که اگر ایران مجهز به امکانات اتمی شود، میتواند این رژیم را نابود کند! درواقع مشکل آمریکا با ایران مشکل خود آمریکا با ما نیست، بلکه بر سر اسرائیل و عربستان سعودی است که به آمریکا فشار میآورند. بنابراین این فشارها ممکن است تا مدتها بعد هم ادامه پیدا کند. دراین صورت یا باید به همان روند غنیسازی برگردیم یا با همین وضعیتی که الان هستیم، منهای اتحادیه اروپا به حیات خودمان ادامه دهیم که ممکن است درهای دنیا به روی ما بسته شود. درواقع موضوع تا حدودی پیچیده به نظر میرسد و الان نمیتوان اظهارنظر قطعی کرد. اشتباه تندروها این است که فکر میکنند ما با آمریکا مشکل داریم، درحالی که مشکل اصلی فشارهایی است که به آمریکا وارد میشود و منافع آمریکا در توجه کردن به آن فشارهاست. مثلا سفر ترامپ به عربستان و قرارداد 380میلیارد دلاری در گرو همین موضوع قرار گرفته است. اما ما باید پای مذاکره میرفتیم و یک روز ممکن بود که همین افراطیون آقای روحانی را متهم کنند که چرا برای حل این مشکل اقدام نکردی. کسانی اعتقاد دارند که میتوان در سیاستهای منطقهای بازنگری کرد. کسانی هم بر ادامه این سیاستها تاکید دارند. هر چه باشد باید در بهکارگیری سیاستهای خود در منطقه دقت عمل داشته باشیم؛ یعنی طوری نشود که بعد از فعل و انفعالات اتفاق دور از ذهنی بیفتد تا مثلا دیگر نزدیکترین دوستمان، آقای حیدرالعبادی که کمکهای زیادی هم به او کردیم، در شورای همکاریهای خلیج فارس و شورای سران عرب به مالکیت امارات بر سه جزیره ایرانی رأی ندهد!