آرمان - در فعالیت سیاسی شفافیت اصل مهمی است و هر جریان سیاسی باید با هویت خاص خود به عرصه رقابت قدم بگذارد. مردم نیز انتظار دارند مسئولان با آنها صادق باشند و وعدههای دادهشده از سوی آنها جنبه عملیاتی و اجرایی به خود بگیرد. از سوی دیگر در اینکه اصلاحات جریان توانمندی است، تردیدی وجود ندارد و بسیار مشاهده شده که جریان اصولگرا در موعد انتخابات مجبور شده به روشهایی روی آورد که خیلی با گفتمان آنها همخوانی و سازگاری ندارد. بهقولی همه کاندیداها در زمان انتخابات اصلاحطلب میشوند و پس از انتخابات گفتمانها تغییر پیدا میکند. این انتظار وجود دارد همانطور که با مردم در زمان انتخابات برخورد میشود، پس از انتخابات نیز همان رویه ادامه پیدا کند. اگر نیک بنگریم، در همین انتخابات گذشته آقای سیدابراهیم رئیسی حتی از یک خواننده زیرزمینی نیز استفاده کرد که این امر سازگاری چندانی با جریان اصولگرایی نداشت و تا قبل از آن دیدار تصور بر این بود که اندیشه آن خواننده هم با اندیشه آقای رئیسی سازگار نبوده و نیست. حال بحث اینجاست که اگر در زمان انتخابات آقای تتلو یا امثال او به حساب میآیند و وزنهای حساب میشوند، باید پس از انتخابات نیز به دیدگاه و تفکرات آنها توجه شود. باید دید آیا اکنون نیز جریان اصولگرا همان استفاده را از تتلو و همفکران او دارد یا اینکه تغییر موضع دادهاند؟ آیا بسیاری از علمایی که اجازه برگزاری کنسرتها را نمیدهند، اجازه برگزاری کنسرت به آقای تتلو میدهند؟ از این رو باید با مردم صادق باشیم و همه جریانهای سیاسی هویت واقعی خود را نشان داده و آن را در معرض رأی مردم قرار دهند تا معلوم شود هر جریان چه وزنی دارد و اندیشه و تفکر آنها تا چه حد خریدار دارد. اگر قضیه به همین منوال ادامه پیدا کند، ثبات بیشتری در جریانهای سیاسی بهوجود خواهد آمد و شاهد خودسانسوری نخواهیم بود. اگر جریانهای سیاسی به سمتوسویی حرکت کنند که در زمان انتخابات یک هویت داشته باشند و پس از آن به سمت دیگری چرخش پیدا کنند، این مساله با بیاعتمادی مردم روبهرو خواهد شد و مردم دیگر اعتمادی به این جریانات نخواهند داشت. این مساله نهتنها به جریانات سیاسی لطمه خواهد زد، بلکه اعتماد مردم به مسئولان و نظام را نیز کمرنگ میکند. از این رو باید به سمت شفافیت در فعالیتهای سیاسی حرکت کنیم و جریانهای سیاسی عقاید واقعی خود را مطرح کنند تا مردم نیز از میان آنها هر کدام از دیدگاهها و عقایدی را که مورد نظرشان بود، برگزینند. اصلاحطلبان پایگاه اجتماعی بسیار وسیع و گستردهای دارند و فشارهای بسیار زیادی که از ناحیه اصولگرایان تندرو وجود داشته، موجب نشده که اصلاحطلبان به حاشیه بروند. آنها نهتنها به حاشیه نرفتند، بلکه روزبهروز به تقویت خود پرداخته و توانستند قویتر از گذشته نیز ظاهر شوند. بنابراین باید این پایگاه عظیم اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد. در این راستا اگر موانع پیش روی اصلاحطلبان برداشته شود، میتوانند متناسب با پایگاه اجتماعی خود وزن مناسب را نیز داشته باشند. چه بسا اگر در مجلس دهم کاندیداهای اصلاحطلبان میتوانستند تایید صلاحیت شوند، اصلاحطلبان میتوانستند بیش از 200کرسی داشته باشند و در این صورت مجلس شکل دیگری داشت. با این تفاسیر برای رقابت برابر و شانه به شانه باید حقوق تمام جریانهای سیاسی به رسمیت شناخته شود و در زمان بررسی صلاحیتها نیز فقط قانون مورد توجه باشد. این امر به نفع انقلاب، نظام و کشور است.