آرمان - بهزاد نبوی که به چریک پیر معروف است، گنجینهای از اسرار را در سینه خود دارد؛ اسراری که با گذشت سالها پس از پایان جنگ تحمیلی از افشای آن خودداری کرده تا مبادا تشکیکی در 8سال دفاعمقدس ایجاد شود، اما بههرحال بهخوبی آگاه است که باید روزی حقایق بیان شود تا جامعه پذیرای مباحث تحریفشده از سوی آنانی نباشد که آیتا... هاشمی آنها را جبههندیدههایی توصیف کرد که از پایان جنگ ناراحت بودند. امثال بهزاد نبوی که نقش روشنی در پایان افتخارآمیز 8سال دفاعمقدس داشتند، از همان زمان وظیفه خود میدانستند تا با ورود به حوزههای دیگر هم مانع ورود انحرافات شوند و چنانکه خودش به اعضای انجمن اندیشه و قلم گفت که به دیدارش رفته بودند، از پیامهایی که از داخل زندان برای انتخابات به بیرون میداده است، روایت میکند. از او درباره آینده جریان اصلاحات با توجه به نوع تصمیمگیریها در انتخابات مجلس دهم، شورای شهر پنجم و ریاستجمهوری یازدهم و دوازدهم و نتایج آن سوال شد که نبوی در پاسخ گفت: این روزها بدترین حرفی که من میشنوم، این است که زحماتش را ما کشیدیم، پست و مقامش به دیگران رسید. بزرگ و کوچک هم این حرف را میزنند. طرح این قبیل مطالب در واقع ضایعکردن اجر کار عزیزان است. آیا حمایت از روحانی به امید گرفتن پست و مقام بود؟ یا اینکه انتخاب ایشان برای اداره کشور بهتر از رقبا تلقی میشد؟ متاسفانه این روزها اعتراضات به آقای روحانی ریشه در سهمخواهیها دارد. نبوی تاکید کرد: موضعگیریهای سهمخواهانه، علاوه بر ضایعکردن کارها، همراهان معتدل و میانهرو را هم مسالهدار میکند. اینکه ما بگوییم در انتخابات چه کردیم و چه نقش مهمی داشتیم، جز سهمخواهی چه معنایی دارد؟ اگر دوستان کاری کردهاند، بهخاطر اعتقادشان و بهخاطر منافع کشور و ملتشان بوده است و کارشان نزد خدا و خلق خدا ماجور است. نبوی با طرح این سوال که در سال۹۲ در زندان بودم، اما لازم است دوستان یک بار دیگر مرور کنند که با چه منطقی در سال۹۲، از آقای عارف که رابطه نزدیکتری با اصلاحطلبان داشت، خواستند بهنفع آقای دکتر روحانی کنار برود، افزود: علیالقاعده شرایط موجود کشور این جمعبندی را به فعالان اصلاحطلب و بدنه حامی آنها دیکته کرد که آقای عارف که به اصلاحطلبان تعلق داشت، از نامزدی منصرف کنند و به یک روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز رأی دهند؛ این تصمیم بر اساس مصلحتی بود که علیالقاعده باید مبنای موضعگیری دوستان در انتخاباتهای بعدی باشد. وی تاکید کرد: اصلاحطلبان باید از همین امروز برای انتخابات۱۴۰۰ خود را آماده کرده و گزینههای مختلف را ارزیابی کنند. البته بدانند شانس تایید گزینههای ایدهآلشان ممکن است زیاد نباشد و باید واقعگرا باشند. نبوی افزود: در انتخابات۹۲، من که از نامزدی احتمالی مرحوم هاشمی بیاطلاع بودم، از زندان به برخی دوستان توصیه کردم سراغ آقای ناطقنوری بروند؛ دوستان مخالفت کردند. پاسخ این بود که ایشان در بین اصلاحطلبان زمینه کافی ندارند. جالب است که شنیدم در انتخابات۹۶ همان نوع دوستان با آقای ناطقنوری دیدار داشتند که با توجه به احتمال عدمحضور آقای روحانی، ایشان نامزد شوند که ایشان هم آمادگی پذیرش نداشت.
مشکل جبههها
دفاعمقدس موضوع دیگری بود که نبوی پرونده آن را گشود و به سخنان اخیر محسن رفیقدوست اشاره کرد و گفت: اخیرا دیدم دوست عزیز ما گفتهاند که از جبههها حمایت نمیشد و گفته است که یادم میآید صنایعسنگین یک توالتصحرایی را ۱۰برابر قیمت مشابه خارجی به ما قیمت میداد. توالتصحرایی که ما در جبههها دیده بودیم، چیزی شبیه کیوسک تلفن و خیلی سادهتر از آن بود که نیاز به دانش فنی داشته باشد؟ این ادعا خیلی عجیب و بیشتر به یک لطیفه شبیه است! وی تصریح کرد: البته امروز که سالها از جنگ گذشته، باید یکی را پیدا کرد و همه تقصیرها را گردنش انداخت و چه دیواری کوتاهتر از دیوار دولت آن دوره که رئیسش هم نیست. نبوی تصریح کرد: از کسانی که میگویند اگر دولت حمایت میکرد جنگ سرنوشت دیگری داشت، باید پرسید که دولت چگونه میتوانست نیازهای تسلیحاتی جبههها را تامین کند؟ وی در پاسخ به سخنانی درباره عدمحمایت دولت در زمان جنگ از جبههها گفت: سوال من از ایشان این است که فرض کنید دولت ایشان بد؛ اگر دولت خوبی مثل دولت آقای احمدینژاد داشتید، آیا تجهیزات را میتوانست برای جبههها تامین کند؟ از آقای رفیقدوست میپرسم آیا مشکل جبهههای شما فقدان توالت صحرایی بود یا تجهیزات تهاجمی زمینی و هوایی؟
انقلابیترین نگاه
وی با بیان اینکه همه این عوامل و شرایط ما باعث شد جنگ به قطعنامه کشیده شود، درباره نظر نخستوزیر وقت درباره قطعنامه ۵۹۸ و پذیرش آن گفت: از نخستوزیر آن مقطع هیچوقت نظری مبنی بر پایان جنگ را نشنیدم. ما میدانیم که آقای هاشمی بعد از عملیات خیبر بهدنبال یک پیروزی بزرگ و خاتمه جنگ بود. فردای روزی که عراق به فرودگاه تهران حمله کرد، در ستاد مشترک ارتش جلسهای با حضور دولت شهید رجایی، فرماندهان نظامی، شهیدبهشتی، آقای هاشمی و آقای خامنهای تشکیل شد. در آن جلسه انقلابیترین نظر این بود که ما باید آتشبس را زمانی بپذیریم که در یک حرکت نظامی، عراق را به سر مرزها برگردانیم و همه اراضی اشغالی را پس بگیریم. در واقع از همان ابتدا، بحث بر سر جنگ جنگ تا یک پیروزی بود. بعدها این شعار به جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم تبدیل شد.
نظر امام
نبوی سپس به خطبههای نمازجمعه مبنی بر لزوم بازگشت به احکام اولیه بعد از رفع اضطرار اشاره کرد و گفت: امام در پاسخ به این خطبه، نظریه معروف خود را در مورد ولایت مطلقه فقیه مطرح کردند و تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام حاصل این نظریه بود. اما بعدها در مبحث ولایت مطلقه فقیه موضوعات دیگری مطرح شد که اصلا مدنظر امام نبود. در واقع امام، بحث ولایت مطلقه را در تقابل با دیدگاههای دوستان راست آن روز یا بخشی از اصولگرایان امروز مطرح کردند، اما بعد از رحلت ایشان، مخالفان آن زمان، مدافعان سرسخت ولایت مطلقه فقیه شدند.