آرمان - این روزها واژه تسلیت، مرثیه سراییها و مراسمهای عزاداری گوناگونی در سراسر کشور برای دانش آموزان هرمزگانی و هموطنان جنوب کشورمان درحال برگزاری است. بسیاری از فعالان اجتماعی، سیاستمداران، مسئولان کشوری و حتی مقامات لشگری در باب این موضوع سخن میگویند و بحق ناراحتی خود را در قالب جملات گوناگون بر صفحات کاغذ جاری میسازند. تسلیت و مرثیهسرایی برای دانشآموزان در هرمزگان میتواند وظیفهای غیر قابل انکار اما کوچک برخاسته از ادب و احترام و همچنین انجام وظیفهای اندک در برابر خانوادههای داغداری باشد که فرزندان خود را از دست دادند یا اکنون باید به پرستاری بیمارانی بپردازند که در عنفوان جوان خاطرهای بد در اذهان آنها تا روزگارانی دور از حال تا آینده استمرار خواهد داشت. از این رو باید گفت اگر چه این انجام وظیفه ابتدایی ضروری است و برگزاری جلسات به احترام این دانشآموزان از دست رفته انجام وظیفه است، اما باید تلاش کرد که با همتی بلند و با انجام اقدامات آینده نگارانه از غافلگیری استراتژیک در برابر چنین حوادثی جلوگیری نمود. این یک حادثه است اما حادثهای که میتوان بر اساس سابقههای موجود گذشته و تحلیل روند و برونیابی روندها پیشبینی داشت که میتواند حادثههای بعدی را به دنبال داشته باشد. از این جهت باید بر این نکته توجه داشت و به دنبال ایجاد فضای مناسب در جهت تغییر و تحولات لازم در ساختار، کنشگران، قوانین و ایجاد ارتباط ساماندهی شده و سازماندهی شده میان ساختار، عاملیت یا کنشگر و همچنین قوانین مورد لزوم برای این معنا بود.
اگر این گونه عمل شود میتوانیم بگوییم که ما نیازمند بهکارگیری مدیران مدبر و مسئول در تمامی لایههای اجرایی در سرتاسر کشور هستیم و باید این همگنی ساختار و عاملیت نه تنها در هیأت دولت که در لایههای گوناگون حیات اداری و بروکراسی مدبرانه جامعه گسترش پیدا کند. با توجه به این معنا باید گفت جان سپردن و زخمی شدن جمعی از دانش آموزان عزیز بیش از آن که به مرثیه سراییهای قابل احترام و سوگواریهای واجب نیاز داشته باشد، نیازمند تدبیر و تعمیق این تدبیر از تهران به جای جای ایران عزیز است. ساختارها و عاملیتها باید همگون شوند و با تنظیم قوانین مورد نیاز زمینههای معنادار این مهم به یکدیگر پیوند بخوردند. همه باید در این مهم خود را مسئول بدانند به ویژه قوه مقننه و مجریه؛ در راستای پیشگیری از غافلگیریهای استراتژیک و تکرار این معانی که به هر تقدیر به طور مطلق نمیتوان از آنها ممانعت بهعمل آورد، بتوانند به طور نسبی آنها را کاهش و زمینههای بروز آن را تا سرحد امکان و تا نزدیکی مرزهای مطلق محدود کنند. جامعه ایران نیازمند توسعه پایدار و پویاست و این توسعه نقش ساختار و عاملیت و ارتباط همگن، همسو، همنشین و جانشین این دو را مورد توجه قرار میدهد. بهگونهای که اگر ساختار، کنشگر یا عاملیت در هم تنیده و بهگونهای کارآمد و ظایف خود را به خوبی به انجام رسانند میتوان امید داشت که با محدود شدن چنین حوادثی روبهرو شویم. بنابراین ایجاد ساختارهای مناسب، انتخاب کنشگران مناسب و متناسب با کارکرد این ساختارها، توانایی تدبیر برای جلوگیری از این حوادث، همت بلند و خدمتگزاری شایسته به مردم میتواند تا حدود زیادی کارساز و عامل جلوگیری از وقوع چنین وقایع حزنانگیزی برای مردم عزیز کشورمان باشد.