آرمان - حادثه قتل مرد 64ساله در خیابان شیخ بهایی تهران در روزهای اخیر که متهم آن خواننده رپ جوانی است، سایر حوادث مشابه را تحتالشعاع قرار داده و توجه اذهان عمومی را به خود جلب کرده است. از آنجایی که متهم پرونده مورد توجه خیلی از طرفداران موسیقی رپ است، قطعا رسانهها مانند سایر پروندههای جنجالی این پرونده را لحظهبهلحظه رصد خواهند کرد و قطعا تاثیر قضاوت جمعی جامعه بر رسانهها و بالعکس میتواند تا حدودی در روند دادرسی دخیل باشد. کما اینکه در سایر پروندههای اینچنینی شاهد این گونه تاثیرگذاریها بودهایم. فارغ از این موضوع، از آنجایی که نحوه دفاعیات متهم و وکلای وی و نحوه رسیدگی به پرونده دارای بازتابهای فراوانی در جامعه است و ممکن است اذهان خیلی از افراد جامعه بهخصوص قشر جوان را به خود مشغول کند و اثرات منفی یا مثبت در ذهن آنها باقی بگذارد، تاکید روی چند نکته خالی از فایده نیست. یک) اجرای صحیح و دقیق مقررات آیین دادرسی کیفری هم در مرحله دادسرا و هم در دادگاه که متضمن حقوق طرفین پرونده باشد. متهم براساس قوانین شکلی دارای حقوقی است که باید از سوی مراجع قضائی رعایت شود. وظیفه تبیین این حقوق و دفاع از آن برعهده وکیل یا وکلای متهم است که باید با تسلط بر قوانین جاریه و بدون هرگونه ملاحظه کاری و اهمال به تکلیف قانونی خود عمل کنند. دو) همانگونه که عنوان شد چه بسا بزرگنمایی و نگرش خاص یا ویژه به این ماجرا از سوی افکار عمومی مسیر دادرسی پرونده را بهنوعی به بیراهه بکشاند. برعهده قاضی پرونده است که فارغ از هرگونه تاثیرپذیری از حواشی پرونده، صرفا براساس موازین قانونی اتخاذ تصمیم کند. سه) هنرمندان، ورزشکاران و چهرههایی از این دست مورد توجه جوانان و چه بسا بهنوعی الگوی آنان محسوب شوند و هرگونه ارتکاب رفتار غلط از سوی آنان بازتابهای منفی بر اذهان این افراد برجای میگذارد. حسب مطبوعات بالغ بر یکمیلیون نفر از جوانان این مملکت در صفحه اینستاگرام متهم مطالب او را پیگیری میکنند. از منظر روانشناسی جنایی این موضوع بسیار حائز اهمیت است. چراکه خانواده و محیط جامعه بیشترین نقش را در شکل گیری شخصیت افراد دارا هستند. چهار) نکته حائز اهمیت اینکه متاسفانه آمار پروندههای قتل در سالهای اخیر رو به رشد گذاشته است. قطع نظر از علل و عواملی که باعث بروز حوادث قتل در جامعه میشود، مساله گسترش روحیه خشونت و پرخاشگری و عدم مدارا، میان افراد جامعه بهخصوص جوانان در برخورد با یکدیگر است که متاسفانه منجر به وقوع چنین حوادثی میشود. سالهاست اندیشمندان جامعه این خطر جدی را به مناسبتهای مختلف به مسئولان و مقامات مربوطه گوشزد کرده و میکنند و خواستار حل این مشکل جدی بهصورت اساسی میشوند که متاسفانه آنچه البته تاکنون به جایی نرسیده، فریاد بوده است. حادثه اخیر قطعا آخرین حادثه از این دست در جامعه نخواهد بود. قطعا اگر مانند گذشته، مسئولان همچنان نسبت به ریشهیابی و درمان این آسیب اجتماعی بیاعتنا باشند، در آینده باید شاهد تکرار حوادث مشابه باشیم. سالهاست که گفته میشود امروز به فکر چارهجویی باشیم که فردا دیر است اما همچنان فرداها فرا میرسند و قدم مثبتی در این زمینه برداشته نمیشود.