بستن
کد خبر: ۴۹۸۹۸۸
زهرا نژاد بهرام در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

امتیاز خبر اول را به رسانه‌های داخلی بدهیم

امتیاز خبر اول را به رسانه‌های داخلی بدهیم

آرمان ملی آنلاین - احسان انصاری: «اگر ما به تاریخ معاصر جامعه ایران نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که علما همواره یکی از گروه‌های واسط بین مردم و حکومت‌ها بوده‌اند. این وضعیت به خصوص از دوران مشروطه و پس از آن پررنگ‌تر بوده است. در چنین شرایطی علما نقش میانجی را بین حکومت و مردم ایفا می‌کردند. این در حالی است که در شرایط کنونی به نظر می‌رسد نقش گروه‌های میانجی کمرنگ شده است .» جملات ذکرشده اظهارات زهرا نژاد بهرام فعال سیاسی در گفت‌وگو با «آرمان ملی» است. نژادبهرام در این گفت‌وگو به مهم‌ترین چالش‌های امروز جامعه ایران می‌پردازد و نسل جدید را نسلی می‌داند که بدون پرده‌پوشی دیدگاه‌های خود را مطرح خواهد کرد. در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

نسل جدید دارای چه ویژگی‌هایی است که آنها را از نسل‌های گذشته متمایز می‌کند؟

نسل جدید آشنا به مسائل ارتباط جمعی است و در عین حال شجاع است. این نسل حق دانستن و زندگی را می‌شناسد و برای آن تلاش می‌کند. نسل جدید فکر می‌کند و تلاش می‌کند برای زندگی خود تصمیم بگیرد و اجازه نمی‌دهد دیگران برای او تصمیم بگیرند. زنان و مردان این نسل آینده سازان کشور هستند که قرار است در مسیر آزادی، ایستادگی و شجاعت حرکت کند. اگر ما این نسل را بشناسیم و باور کنیم متوجه این نکته می‌شویم که این نسل قابل اتکا و احترام است. ما باید از دانش، درس آموخته‌ها و تجارب زندگی اجتماعی و دانش ارتباطی که این نسل در اختیار دارد استفاده کنیم. نسل جدید به دنبال این است که دیدگاه‌های خود را بیان کند و در روند تصمیم‌سازی و تصمیم گیری جامعه نقش داشته باشد. این نسل تعریفی از خودپوشانی و اینکه خود واقعی‌اش را در لایه‌های دیگر پنهان کند ندارد. نسل جدید خودشکوفا و خود آشکارکننده‌ای است. به همین دلیل است که باید به نسل جدید احترام گذاشت و فرصت را برای تعالی آنها فراهم کرد. ما باید روی این نسل سرمایه‌گذاری کنیم و خوشحال باشیم که این نسل قرار است آینده کشور را به دست بگیرد. نسل جدید باهوش است و در عین حال هوشمند و هوشمندانه رفتار می‌کند. با این نگاه به این نسل و توانایی‌ها و ویژگی‌های منحصر به‌فردی که در اختیار دارند باید به سخنان آنها گوش داد که چه مطالباتی دارند و قرار است در چه مسیری حرکت کنند. در چنین شرایطی این سوال مطرح است که آیا حرف‌های این نسل شنیده می‌شود؟آیا حرفی برای گفتن نیست یا اینکه کسی نمی‌خواهد حرف‌های نسل جدید را بشنود.

آیا بستری برای شنیدن صدای نسل جدید فراهم شده است؟

نسل جدید تمایل دارد حرف‌های خود را بزند و مطالباتی که دارد را عنوان کند. نسل جدید در بیان مطالبات خود صریح شده است. این در حالی است که این نسل به خوبی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و دارای ارتباطات اجتماعی قوی هستند. ما چه زمانی از نسل جدید خواستیم که مطالبات خود را بیان کنند؟ چه زمانی اجازه دادیم که مطالبات و دیدگاه‌های خود را بدون ملاحظه بیان کنند؟ما باید باور کنیم که نسل جدید فرزندان این کشور هستند و در همین آب و خاک رشد کرده‌اند. مطالباتی که امروز نسل جدید دارد مطالبات واقعی خودش است و به همین دلیل باید به این مطالبات گوش داد و به آنها احترام گذاشت. آیا ما در سال‌های اخیر مکانی را برای نسل جدید در نظر گرفته‌ایم که دیدگاه‌های خود را به صورت صریح بیان کنند؟ واقعیت این است که ما فرصت بیان مطالبات را به نسل جدید نداده‌ایم. اگر ما به نسل جدید اجازه می‌دادیم تحت انتظام نیروی انتظامی در یک فضای آزاد دیدگاه‌های خود را مطرح کنند و راه‌حل‌های خود را برای مشکلات کنونی کشور مطرح کنند شاید کار به اینجا نمی‌رسید و راحت‌تر با هم گفت‌وگو می‌کردیم. به دلیل اینکه ما شرایط بیان مطالبات نسل جدید را فراهم نکردیم خیابان‌ها به مکانی برای بیان مطالبات این نسل تبدیل شده و نسل جدید تلاش می‌کند مطالبات خود را در خیابان بیان کند. آیا یکی از شبکه‌های تلویزیون مطالبات نسل جدید را بیان کرده و یا اینکه فرصت مناظره درباره دغدغه‌های نسل جدید به آنها داده شده است؟ فارغ از اینکه دیدگاه‌های نسل جدید را قبول داشته باشیم یا نه باید در ابتدا این دغدغه‌ها را شنید. به نظر می‌رسد ما بین خود و این نسل فاصله ایجاد کرده‌ایم. به همین دلیل نیز وقتی که ما حرف می‌زنیم آنها گوش‌های خود را می‌گیرند. به همین دلیل من معتقدم ما در این زمینه با چالش‌های جدی مواجه هستیم و باید برای آنها راه حل پیدا کنیم.

چرا بین نسل جدید و گذشته فاصله ایجاد شده است؟ چه گروه‌هایی می‌توانند این فاصله را کاهش بدهند یا از بین ببرند؟

اگر ما به تاریخ معاصر جامعه ایران نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که علما و اندیشمندان همواره یکی از گروه‌های واسط بین مردم و حکومت بوده‌اند. این وضعیت به خصوص از دوران مشروطه و پس از آن پررنگ‌تر بوده است. در چنین شرایطی این طیف نقش میانجی را ایفا می‌کردند. این در حالی است که در شرایط کنونی به نظر می‌رسد نقش گروه‌های میانجی در ایران کمررنگ شده است. در عصر مدرن و در کشورهای توسعه یافته نقش گروه‌های میانجی بین مردم و حکومت را احزاب و تشکل‌های سیاسی برعهده می‌گیرند. در چنین شرایطی احزاب سیاسی دیدگاه‌های مردم را به حکومت اعلام می‌کنند و تلاش می‌کنند بین مردم و حکومت نوعی مصالحه ایجاد کنند. در برخی کشورها نیز گروه‌های غیردولتی و سندیکاها این رسالت را برعهده دارند و دغدغه‌های مردم را به حکومت‌ها انتقال می‌دهند. موضوع مهم در این زمینه این است که گروه‌های میانجی دولت را وادار به شنیدن مطالبات بخش‌هایی از جامعه می‌کنند. این در حالی است که امروز مشخص نیست کدام گروه قرار است حرف‌های مردم را به حاکمیت انتقال بدهد و از سوی دیگر حرف‌های حاکمیت را نیز به مردم برساند تا یک تفاهم عمومی در جامعه شکل بگیرد. در این زمینه رسانه تلاش می‌کند نقش این گروه‌های میانجی را برعهده بگیرد که رسانه‌ها نیز با محدودیت‌هایی مواجه هستند.

گم شدن و فقدان نهادهای واسط چه پیامدهایی داشته است؟

گم شدن نهادهای واسط موجب این شده که طرفین هر کدام حرف خود را بزنند و روی مواضع خود پافشاری کنند. در چنین شرایطی طرفی که قدرت را در اختیار دارد از ابزارهایی استفاده می‌کند که با رویکرد گفت‌وگو و تفاهم همسان نیست. از سوی دیگر طرف مقابل برای بیان مطالبات خود خیابان را انتخاب می‌کند و تلاش می‌کند دغدغه‌های خود را به این صورت به گوش حاکمیت برساند. حاکمیت باید شرایطی را فراهم کند که احزاب و تشکل‌های سیاسی نقش گروه‌های واسط را ایجاد کنند و تلاش کنند بین حاکمیت و معترضان مفاهمه ایجاد کنند. نکته دیگر اینکه نسل جدید به همان صورت که به دنبال بیان مطالبات خود است به همان صورت نیز راه حل دارد و برای چالش‌های پیش‌رو راه حل ارائه می‌کند. در نتیجه حاکمیت نیز باید راه حل‌های نسل جدید را بشنود و آنها را در دستور کار خود قرار بدهد. با تهدید و تنبیه نمی‌توان مشکلات نسل جدید را حل کرد. آیا پدر و مادر در محیط خانواده می‌توانند با تهدید و تنبیه فرزندان خود را تربیت کنند و یا اینکه باید رویکردی تشویقی در دستور کار قرار داشته باشد و در مواقع لزوم از رویکرد تنبیهی استفاده کرد. اتفاقی که امروز در خانواده‌ها رخ می‌دهد این است که والدین با رویکرد تفاهم و درک مشترک با فرزندان خود تعامل می‌کنند که این یک اتفاق خوب است که در جامعه رخ داده است. نکته دیگری که در مدیریت بحران اخیر در کشور وجود داشت رویکرد متناقضی بود که در پیش گرفته شده بود.

در چه زمینه‌هایی تناقض وجود داشت؟

ما نیاز به نهادهای واسط داریم که به ما کمک کند. اگر این فرصت به احزاب و تشکل‌های سیاسی داده نمی‌شود این فرصت به رسانه‌های داخلی داده شود که امتیاز خبر اول در اختیار آنها قرار داشته باشد و نه رسانه‌های خارجی. رسانه‌های داخلی باید اخبار کشور را در اختیار مردم قرار بدهند و نه اینکه اخبار کشور خودمان را از رسانه کشور دیگری بشنویم. در شرایط کنونی مرجعیت نهادهای واسط و مرجعیت خبری کشور با چالش مواجه شده است. همه جوامع با چالش‌های مختلفی مواجه هستند و تنها ایران نیست که با چنین وضعیتی مواجه است. همه کشورها نیز برای چالش‌های خود راهکار ارائه کرده‌اند. چرا ما فکر می‌کنیم اولین کشوری هستیم که با چالش مواجه شده‌ایم و چرا ما برای چالش‌های خود راهکار تعریف نمی‌کنیم؟در گذشته علما نقش نهادهای واسط را ایفا می‌کردند و در دولت مدرن نیز این رسالت برعهده احزاب و گروه‌های سیاسی قرار داشت.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی