آرمان ملی آنلاین - احسان انصاری: «نسل جدید دارای ویژگیهای متمایزی است که یکی از آنها استفاده از اینترنت است. امروز دیگر نسل جدید مانند نسلهای گذشته نیست که سوالهای بدون جواب داشته باشد، بلکه با یک سرچ در اینترنت به راحتی به پاسخ سوالات خود دست پیدا میکند. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که اینترنت جزئی از زندگی نسل جدید شده و به همین دلیل با محدود کردن آن یا فیلتر شبکههای اجتماعی تنها نارضایتیها بیشتر خواهد شد و هیچ دستاورد دیگری نخواهد داشت. فیلترینگ مشکل اعتراضات را حل نمیکند.» جملات ذکر شده سخنان دکتر مجید ابهری، جامعهشناس و رفتارشناس اجتماعی در گفتوگو با «آرمان ملی» است. ابهری در این گفتوگو به تحلیل و بررسی ابعاد مختلف اعتراضات اخیر پرداخته که در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
اعتراضات اخیر دارای چه ویژگیهایی است؟ مهمترین دلایل این اعتراضات چیست؟
کسانی که در اعتراضات حضور داشتند در هیچ کدام از اعتراضات دهههای گذشته اعم از دهه70 و80 حضور نداشتند. اغلب کسانی که در اعتراضات حضور داشتند در حوادثی مانند کوی دانشگاه در سال1378 و یا انتخابات ریاستجمهوری سال88 یا به دنیا نیامده بودند، یا اینکه خردسال بودند. مهمترین ویژگی اعتراضات اخیر نسبت به موارد گذشته حضور نوجوانان و جوانان بود که اغلب آنها متولد دهه70 و80 هستند. به همین دلیل نمیتوان عنوان کرد که اعتراضات اخیر دنبال اعتراضات گذشته بوده، بلکه دارای ویژگیهای خاص خود است. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که مسئولان به اعتراضات گذشته توجه کافی نکردند و فردای اینکه اعتراضات در دی ماه96 و یاآبان98 پایان یافت به دنبال کار خود رفتند و مسأله را بدون پاسخ رها کردند. عدم پاسخگویی و بررسی ریشهای اعتراضات گذشته باعث شده که شاهد بروز اعتراضات جدیدی در کشور باشیم. مسئولان باید اتاق فکر تشکیل میدادند و برای دردهای اجتماعی واکسن تولید میکردند که این کار را انجام ندادند. هنگامی که مشاهده میکنیم شبکههای معاند خارجی به صورت شبانهروزی اعتراضات داخل ایران را پوشش میدهند تازه به این نتیجه میرسیم
که ریشههای اعتراضات در خارج از کشور قرار دارد. واقعیت این است که اعتراضات اخیر هزینههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زیادی برای کشور بههمراه داشته است. به همین دلیل این اعتراضات باید از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار بگیرد. یکی از موضوعات مهم در این زمینه بررسی وضعیت آموزش نوجوانان و جوانان در مدرسه و دانشگاههاست. باید مشخص شود نسل جدید به چه صورت آموزش داده که تلاش میکند مطالبات خود را به این صورت دنبال کند.
اعتراضات اخیر به چه میزان به آموزش نسل جدید ارتباط داشته است؟آیا تنها نهادهای آموزشی به نسل جدید مدرسه و دانشگاه بوده است؟
این موضوع مهمی است که نسل جدید به چه صورت آموزش دیده که دارای تفاوتهای جدی با نسلهای گذشته است. در گذشته قرار بود کرسیهای آزاداندیشی در مراکز علمی و دانشگاهها راهاندازی شود تا جوانان بتوانند دیدگاههای خود را به صورت آزاد بیان کنند. با این وجود این طرح هنگام تولد جوانمرگ شد. در اعتراضات اخیر ما شاهد این بودیم که برخی اقدامات برای مهار بحران انجام شد که به جای اینکه بحران را از بین ببرد شدت بحران را بیشتر کرد. یکی از این اتفاقات حوادث مرتبط با دانشگاه صنعتی شریف رخ داد. این در حالی بود که اوضاع کم کم داشت عادی میشد و میزان اعتراضات کم شده بود. با این وجود این اتفاق دوباره اعتراضات را شدت بخشید. دانشگاه صنعتی شریف از قبل از انقلاب تاکنون همواره از دانشجویان نخبه و مستعد بهره میبرده است. متأسفانه برخی هنوز نمیدانند با دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف نمیتوان مانند نوجوان دبیرستانی برخورد کرد و باید نوع برخورد دیگری داشت. اگر به صفوف معترضین توجه کنیم به این نکته میرسیم که اغلب کسانی در خیابانها بودند متولد دهه70 و 80 و یا دهه60 هستند و کمتر از نسلهای گذشته در این اعتراضات حضور دارند. سوال مهمی که
در این زمینه وجود دارد این است که چرا این نسل چنین ویژگیهایی پیدا کرده است؟ سوالی که باید به صورت جدی به آن پاسخ داد.
دیدگاه شما درباره دلیل این موضوع چیست؟
واقعیت این است که شکاف طبقاتی که امروز در جامعه ایران به وجود آمده یکی از دلایل اعتراضات اخیر است. امروز برخی از فرزندان مسئولان به شکلی زندگی میکنند که نسل جدید را نسبت به آنان حساس کرده است. در شرایط کنونی نزدیک به5 هزار نفر از فرزندان مسئولان دولتهای گذشته و فعلی در خارج از کشور زندگی میکنند. برخی آقازادهها در خارج از کشور اتومبیلهایی را سوار میشوند که حتی در ایران اغلب مردم نمیتوانند آن را تصور کنند. این گونه تبعیضها در وضعیت تحصیلی و زندگی وضعیتی را تداعی میکند که باعث نارضایتی مردم شده است. دولت باید در این زمینه قوانینی را تصویب کند که کسانی که دارای گذرنامه خارجی هستند و خانواده و فرزندان آنها در کشورهای دیگر مشغول تحصیل هستند حق ندارند در صورت بازگشت به کشور در مشاغل کلیدی مشغول به کار شوند. کسی که خود را به عنوان مسئول معرفی میکند باید این نکته را در نظر داشته باشد که در مقابل مردم و کشور مسئولیت دارد. هنگامی که یک مسئول فرزندان خود را به کشورهای خارجی میفرستد باعث بدبینی مردم نسبت به وضعیت زندگی مسئولان میشود. به هر حال مردم در چنین شرایطی فرزندان خارج رفته مسئولان را با کسانی در داخل کشور مقایسه میکنند که شرایط تحصیل در دانشگاههای داخل کشور را ندارند. اگر قرار است این روند اشتباه متوقف شود دولت دو راه در پیش دارد. نخست اینکه شرایطی را فراهم کند که فرزندان مسئولانی که در خارج از کشور زندگی میکنند به کشور بازگردند یا اینکه مسئولانی که از فرزندان آنها به دلایل مختلف در خارج از کشور زندگی میکنند در سمتهای کلیدی و مهم مورد استفاده قرار نگیرند. در چنین شرایطی مردم رضایت بیشتری پیدا میکنند و از وضعیتی که امروز در آن قرار دارند خارج میشوندو به هر حال در شرایط کنونی مطالبه مردم برخورد با مسئولانی است که به دلایل مختلف از پول بیت المال فرزندان خود را به خارج از کشور فرستادهاند. این برخورد باید با سلب مسئولیت از آنها نیز همراه باشد. در چهل سال گذشته ملت ایران آزادی و استقلال و مفاهیم اصیل اسلامی را به عنوان چراغ راه اصلی خود انتخاب کرده و تمام هزینههای جانی و مالی ممکن را در این راه پرداخته و شدیدترین مشکلات را تحمل کردهاند. با این وجود در شرایط کنونی درمقابل کوهی از مشکلات قرار گرفته و منتظر گشایشها و حمایتهای عملی و کاربردی هستند.
در اعتراضات اخیر اینترنت محدود و شبکههای اجتماعی فیلتر شدند. این وضعیت چه تأثیری روی اعتراضات خواهد داشت؟
نسل جدید دارای ویژگیهای متمایزی است که یکی از آنها استفاده از اینترنت است. امروز دیگر نسل جدید مانند نسلهای گذشته نیست که سوالهای بدون جواب داشته باشد، بلکه با یک سرچ در اینترنت به راحتی به پاسخ سوالات خود دست پیدا میکند. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که اینترنت جزئی از زندگی نسل جدید شده و به همین دلیل با محدود کردن آن و یا فیلتر شبکههای اجتماعی تنها نارضایتیها بیشتر خواهد شد. فیلترینگ مشکل اعتراضات را حل نمیکند. زمانی که شبکههای اجتماعی فیلتر میشود بازار فیلترشکنها گرم میشود و ما شاهد این هستیم که به جای برخورد ریشهای با مشکل صورت مسأله پاک میشود. نکته دیگر اینکه در شرایط کنونی بسیاری از کسبوکارهای مردم توسط فضای مجازی صورت میگیرد و به همین دلیل فیلتر شبکههای اجتماعی باعث نگرانیها در بین افرادی شده که از طریق فضای مجازی فعالیت اقتصادی انجام میدهند. استارتاپها و مشاغل اینترنتی رابطه مستقیمی با فضای مجازی و اینترنت دارند و به همین دلیل هر گونه محدودیتی برای آنها میتواند باعث ضرر و زیانهای اقتصادی شود. نکته دیگر ارتباط اعضای خانواده با نزدیکان خود در خارج از کشور توسط شبکههای اجتماعی رایگان است که با محدود شدن اینترنت این ارتباط نیز مخدوش میشود و خانوادهها در این زمینه با مشکل مواجه خواهند شد. این ارتباط رایگان کمک بزرگی به سبد اقتصادی خانوادههاست. به همین دلیل اگر قرار باشد اینگونه نرمافزارها از دسترس مردم خارج شوند پرداخت مبالغ کلان برای ارتباط با اعضای خانوادهها در خارج از کشور فشار مضاعفی به خانوادهها وارد خواهد کرد. از سوی دیگر مردم ایران تمایل دارند با مردم کشورهای دیگر ارتباط داشته باشند و شبکههای اجتماعی این امکان را برای آنها فراهم کرده است. به همین دلیل اتفاقات مثبت زیادی در زمینه افزایش آگاهی مردم در سالهای اخیر رخ داده است. در نتیجه اگر محدودیت اینترنت در این رویکرد اخلال ایجاد کند و جامعه از دسترسی به اینترنت و فضای مجازی محروم شود شرایط برای مردم سخت خواهد شد.
چگونه میتوان از شبکههای اجتماعی و اینترنت برای افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی استفاده کرد؟ آیا در این مسیر اقدامات کاربردی صورت گرفته است؟
در دنیای امروز اینترنت و شبکههای اجتماعی میتواند یکی از ابزارهای افزایش سرمایههای اجتماعی باشد و نه کاهش آن. بسیاری از دولتها با ارائه خدمات در شبکههای اجتماعی به شهروندان سرمایه و پشتوانه اجتماعی خود را تقویت میکنند. ورود هر فناوری در یک جامعه باید همراه با فرهنگسازی و آموزشهای لازم در زمینه کاربرد آن باشد. در این صورت تهدیدات تبدیل به فرصتها شده و کاربرد و استفاده منطقی و درست از آن فناوری در جامعه رشد و توسعه مییابد. اگر فرهنگسازی توسط رسانههای ما صورت میگرفت امروز فضای مجازی بهجای آنکه جولانگاه افراد ناهنجار باشد میتوانست به فرصتی برای توسعه علم و فرهنگ، خلق آثار هنری و برقراری ارتباطات مفید تبدیل شود. این وظیفه برعهده رسانهها به ویژه صداوسیما، نهادهای آموزشی و خانوادهها است؛ تا شکل صحیح بهرهگیری از تکنولوژیهای مدرن به جامعه و به ویژه جوانان آموخته شود. در شرایط کنونی بهخاطر پایین بودن سطح نشاط اجتماعی و کاستیها در زمینه تفریحات و امور رفاهی، سرگرمی اصلی بسیاری از افراد حضور در فضای مجازی و مطالعه اینگونه صفحات است. ایجاد نشاط اجتماعی، عرضه امکانات رفاهی، تفریحی و ورزشی ارزان قیمت یا رایگان میتواند پوششی برای کاهش اینگونه ناهنجاریها شود. در حال حاضر فضای مجازی به نوعی بخشی از زندگی افراد شده است. در روزگار نهچندان دور کودکان و نوجوانان بهدلیل محدودیتهای آن زمان به جای اینکه از همان دوران کودکی با گوشیهای موبایل و اینترنت آشنا باشند با دورهمیهای خانوادگی آشنا میشدند؛ این در حالی است که این روزها زندگی بدونفضای مجازی و اینترنت تقریبا برای کودکان و نوجوانان امکانپذیر نیست و نسبت به این فضا وابستگی دارند. به همین دلیل نمیتوان به صورت سلبی با این موضوع برخورد کرد و بلکه نیازمند دقت نظر و آیندهنگری است.