آرمان ملی آنلاین - برخی مسئولان در مواجهه با مشکلاتی که در کشور بهوجود میآید، بعضا به جای استفاده از روشهای کارشناسی، علمی و تجربی به روشهای احساسی و غیرتجربی متوسل میشوند. یعنی برای هر مشکلی راهحلی انتخاب میکنند که آسانترین راهحل است. یکی از معضلاتی که امروز جنبه خبری آن، همگانی شده، مساله مهاجرت است که در میان تصمیمگیران و تصمیمسازان چند رویکرد نسبت به آن مطرح است. نخست گروهی که برایشان مهم نیست مهاجرت اتفاق بیفتد یا نیفتد و برایشان علیالسویه است. عده دیگر که نگاه عمیق و نهایی دارند، میدانند که مهاجرت چه ضرر جبران ناپذیری به کشور وارد میکند. گاهی تعبیر میکنم که هر متخصصی که از کشور میرود از یک کوه طلا بیشتر ارزش دارند. چون ارزش، توسعه، رشد و بالندگی یک کشور روی دست و فکر نیروی انسانی آن کشور است. اگر کشوری همه معادن و نعمتهای الهی را داشته باشد ولی نیروهای متخصص و کارآمد و توانمندی برای اداره و استخراج معادن نداشته باشد، رو به عقب خواهد رفت. این سوال مطرح است و باید مطالعه شود که علل مهاجرت چیست و چرا برخی حاضرند جلای وطن کنند؟ متخصصی که سالها در اینجا کار کرده، از مقبولیت بالایی هم برخوردار و شناخته شده است حاضر به جلای وطن است و از کشور خارج میشود. گزارشی در همین رابطه از صداوسیما پخش شد. از میان 150 نفر دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف 149 نفر مهاجرت کرده و فقط یک نفر باقی مانده است! به همین جهت دانشگاه شریف در مقطع لیسانس از دانشگاههای برجسته و بلکه شناخته شده دنیاست ولی در مقطع فوق لیسانس بسیار ضعیف چون فارغالتحصیلان دیگر حاضر به ادامه تحصیل در داخل کشور نیستند. جوانی که از مزایای این کشور بهرهمند شده و تحصیلکرده نتیجه را به سایر کشورها و بیگانگان تقدیم میکند. به نظر میرسد چند دلیل در این رابطه وجود دارد. گفته میشود بالا بردن مبلغ وثیقه یکی از راهکارهایی است که در پیش گرفتهاند همانطور که اخیرا افزایش بیش از صد برابری وثیقه خروج از کشور دانشجویان علوم پزشکی اعلام شد. اما چرا برخی نخبگان، کشور را برای زندگی مناسب نمیبینند؟ آیا مدیریت ما اشکال دارد به دلیل اینکه نمیتوانیم امنیت فکری، روانی را برای نخبگان کشور فراهم کنیم؟ وجود رانت در کشور پدیده آزار دهنده است. رانت یعنی کار نکرده و پول فراوان به دست آوردن. کار و تلاش نمیکند و موقعیت به دست میآورد که بعضا به دلیل خانواده است. تلاش نمیکند ولی میلیاردر و تریلیاردر میشوند. مهمتر از اینها عدم شفافیت است. در چنین شرایطی برخی طبیعتا میگویند هرقدر هم زحمت بکشیم، جایگاه واقعی خودمان را نمیتوانیم پیدا کنیم چون عدهای که رانتخوار مالی، رانتخوار سیاسی و اجتماعی هستند جای افراد شایسته را میگیرند. یکی دیگر از مسائل مربوط به مهاجرت امید نداشتن به آینده شغلی و کاری است. این یکی از خطرناکترین اتفاقاتی است که دارد در کشور میافتد. طبق اعلام دستگاههای وابسته به وزارت بهداشت در آینده باید پزشک عمومی از پاکستان و هندوستان همانند قبل از انقلاب وارد کنیم! به جای اینکه دولت از راه برنامهریزی درست وارد شود، متوسل به جریمه کردن شده است. اتفاقا وقتی افراد جریمه میپردازند امید بازگشتنش پایینتر میآید. چون اسمش وثیقه است درحالی که در اصل جریمه است. دوبی پزشکان ایرانی را با بیش از 10 برابر درآمدشان در ایران جذب خود میکند. باید راه علمی و تجربی در پیش بگیریم.