بستن
کد خبر: ۴۹۷۶۵۶
هادی حق‌شناس در گفت‌وگو با «آرمان ملی» مطرح کرد:

پسابرجام و دوران تصمیم‌های سخت اقتصادی

پسابرجام و دوران تصمیم‌های سخت اقتصادی

آرمان ملی آنلاین - احسان انصاری: پاسخ ایران و آمریکا به پیشنهاد اروپا برای احیای برجام مثبت ارزیابی می‌شود. به همین دلیل این امیدواری به وجود آمده که در کوتاه مدت گشایش‌های جدی در مذاکرات هسته‌ای رخ بدهد و در نهایت طرفین به توافق دست پیدا کنند. در چنین شرایطی افکار عمومی جامعه به دنبال پاسخ به این سوالات است که با احیای برجام چه اتفاقی در اقتصاد کشور رخ می‌دهد؟ آیا احیای برجام می‌تواند وضعیت اقتصاد کشور را تغییر و دغدغه‌های معیشتی مردم را کاهش بدهد؟ دولت برای دوران پس از احیای برجام چه رویکردی در پیش خواهد گرفت؟«آرمان ملی» برای پاسخ به این سوالات با دکتر هادی حق‌شناس، اقتصاددان و نماینده سابق مجلس گفت‌وگو کرده است. حق‌شناس معتقد است:«برجام و جذب سرمایه‌های خارجی برای اقتصاد ایران تنها یک مُسکن قوی است. با این وجود ما باید به زمانی فکر کنیم که آثار این مُسکن قوی از بین رفته است. در چنین شرایطی آیا قرار است دوباره روز از نو روزی از نو باشد و دوباره با چالش‌های گذشته مواجه باشیم؟ در چنین شرایطی دوباره مشکلات کشور آشکار خواهد شد و اتفاق خاصی در اقتصاد رخ نخواهد داد. ما باید از برجام به عنوان یک فرصت برای اصلاح ساختارهای مالی، پولی و بودجه‌ای استفاده کنیم.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

با توجه به پالس مثبتی که از محتوای پاسخ‌های ایران و آمریکا نسبت به پیشنهاد اروپا مشاهده می‌شود این احتمال وجود دارد که برجام در آینده‌ای نزدیک احیا شود. در چنین شرایطی چه اتفاقی در اقتصاد کشور رخ می‌دهد؟ مردم به چه میزان می‌توانند نسبت به تغییر و بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی خود امیدوار باشند؟

اگر ما بخواهیم شرایط اقتصاد کشور را پس از احیای برجام و لغو تحریم‌ها مورد بررسی قرار بدهیم می‌توان شرایط سال‌های94، 95 و96 را به‌خاطر بیاوریم که در آن مقطع زمانی چه اتفاقی در اقتصاد کشور رخ داد. اگر تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران لغو شود صادرات نفت، فرآورده‌های پتروشیمی و بخش بازرگانی ما به روال عادی بازمی‌گردد. به عبارت دیگر صادرات و واردات ما که از سال97 به بعد یعنی از زمانی که آمریکا از برجام خارج شد دچار اخلال شده است. پس از این مقطع زمانی ما تلاش کرده‌ایم به دور زدن تحریم‌ها بخشی از صادرات خود را انجام بدهیم و بخشی از واردات خود را انجام بدهیم. به همین دلیل پس از احیای برجام بخش بازرگانی کشور به روال عادی بازمی‌گردد که می‌تواند پیامدهای مثبتی برای اقتصاد کشور به‌همراه داشته باشد. هنگامی که بخش بازرگانی به وضعیت عادی بازگشت یکی از بخش‌های مهم بازرگانی یعنی تأمین و عرضه ارز شرایط بهتری پیدا می‌کند. اگر امروز ما در بازار ارز دچار تلاطم هستیم به دلیل اخلالی است که در زمینه عرضه ارز ایجاد شده است. به همین دلیل پس از احیای برجام بازار نیز به آرامش خواهد رسید و شرایط بهتری پیدا خواهد کرد. موضوع دیگری که در دوران پسابرجام حائز اهمیت است موضوع سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاران خارجی که پس از برجام در ایران حضور پیدا کرده بودند پس از خروج آمریکا از برجام ایران را ترک کردند. به همین دلیل اگر برجام احیا شود سرمایه‌گذاری خارجی در زمینه‌های نفتی و دیگر زمینه‌ها تقویت می‌شود که این موضوع می‌تواند به اقتصاد کشور کمک کند. در دوران پس از احیای برجام به صورت طبیعی بخش بازرگانی کشور به روال عادی بازمی‌گردد. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که ما به چه میزان می‌توانیم از فضای پس از برجام برای تقویت زیرساخت‌های کشور استفاده کنیم موضوع مهم‌تری است. استفاده از فضای به وجود آمده پس از احیای برجام به تدبیر مسئولان در داخل کشور بازمی‌گردد. ما نباید این نکته را فراموش کنیم که بخشی از مشکلات به تحریم‌های بین‌المللی و اخلالی که در بخش بازرگانی و تجارت خارجی به وجود آمده است. بخشی از مشکلات کشوربه سوء تدبیر در داخل کشور باز می‌گردد.

دولت چگونه می‌تواند از فرصت به وجود آمده پس از احیای برجام استفاده کند. در این زمینه دولت باید چه بایدها و نبایدهایی را در دستور کار قرار بدهد؟

این یک موضوع جدی است که باید مورد توجه مسئولان قرار داشته باشد. ما باید از خود این سوال را بپرسیم که هدف از احیای برجام چه بوده و چرا این همه برای احیای برجام تلاش کردیم؟ تاکنون شش برنامه پنج ساله در ایران اجرا شده است. این شش برنامه از سال1368به بعد در دولت‌ها و شرایط مختلف در دستور کار قرار گرفته است. این شش برنامه چه در شرایط تحریم و چه در شرایط غیر تحریمی دنبال شده است. دولت‌ها با گرایش‌های مختلف نیز خود را مقید به اجرای این برنامه می‌دانسته‌اند. با این وجود باید عنوان کرد که اغلب برنامه‌ها موفق نبوده است. شاید برنامه پنج ساله سوم موفق‌ترین برنامه در این زمینه بوده است. به همین دلیل امروز ضرورت این بررسی وجود دارد که چرا در ایران برنامه‌های میان مدت و بلندمدت اجرایی نمی‌شود؟در پاسخ به این سوال باید ساختارهای داخلی کشور را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. برخی از این مشکلات ساختاری است که در نهادها و سازمان‌های مختلف دولتی وجود دارد. این مشکلات ساختاری سال‌ها با ما بوده اما کمتر دولتی به صورت جدی تلاش کرده این چالش را مرتفع کند. بخش دیگری از دلایل عدم اجرای برنامه‌های کوتاه مدت و میان مدت سوءتدبیرهایی بوده که در مدیریت کشور صورت گرفته است. بخشی نیز به تداخل دستگاه‌های مختلف در زمینه اجرایی ارتباط دارد. مجموعه این عوامل باعث شده که ما در اجرای برنامه‌ها موفق عمل نکنیم. ما هنوز نتوانسته‌ایم از سرمایه‌های خارجی در اقتصاد کشور استفاده کنیم. امروز کشور ترکیه در حدود500میلیارد دلار بدهکاری خارجی دارد. شاید برخی فکر کنند این رقم بالایی است و اقتصاد ما با چنین بدهی خارجی مواجه نیست و اگر بدهی دارد ناچیز است. این در حالی است که اگر ما بتوانیم از500 میلیارد دلار سرمایه خارجی استفاده کنیم می‌توانیم زیرساخت‌ها را متحول کنیم. ممکن است برخی عنوان کنند که ما همین سرمایه را در قبال صادرات نفت در گذشته داشته‌ایم اما نتوانسته‌ایم از این سرمایه استفاده کنیم. در بین سال‌های84 تا94 درآمد‌های میلیارد دلاری ناشی از فروش نفت در کشور وجود داشت که به اقتصاد ما کمک نکرد.

چرا این درآمدها به اقتصاد ایران کمک نکرد؟

دلیل اصلی اینکه این درآمدها به اقتصاد کشور کمک نکرد این بود که ما در طول این سال‌ها با سوءمدیریت در برخی حوزه ها در کشور مواجه بودیم. در طول این سال‌ها اولویت‌ها به خوبی تعیین نشد. به همین دلیل تا زمانی که مشکلات در داخل کشور حل نشود نمی‌توانیم سرمایه‌های خارجی را جذب کنیم و یا اگر این سرمایه‌ها را جذب کنیم کمکی به ما نمی‌کند. ما در گذشته با درآمدهای نفتی افسانه‌ای مواجه بودیم که به ما کمکی نکرد. مهم‌ترین بازار در اقتصاد بازار پول است و بانک مرکزی مسئولیت این بازار را برعهده دارد و در چند دهه گذشته نتوانسته نرخ تورم را کنترل کند. در نتیجه تا زمانی که این وضعیت وجود داشته باشد دولت نمی‌تواند بازار پول و بازارهای دیگر رابه خوبی مدیریت کند. نمی‌توان شرایطی را در نظر گرفت که کشور با تورم بلندمدت حدود30درصد مواجه باشد و انتظار داشته باشید تولید در چنین اقتصادی توجیه داشته باشد یا چنین اقتصادی بتوان صادرات محور باشد. در شرایط کنونی بخش عمده‌ای از کالاهای صادراتی ما در بخش معدن، نفت و گاز است تولید صنعتی سهم کمی در صادرات ما دارد. دلیل اصلی این موضوع نیز این است که هزینه تولید در کشور گران است. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که تولید داخل کشور با تولید خارجی قابل رقابت نیست. نمونه بارز این وضعیت در بخش خودروسازی وجود دارد. در بازار خودرو علی‌رغم اینکه تقاضا وجود دارد اما خودروی داخلی خیلی گران‌تر از خودروی خارجی به بازار عرضه می‌شود. دلیل این موضوع این است که ساختار تولید در کشور دارای اشکال است. این وضعیت درباره ساختار بازار پول و بانک‌ها نیز وجود دارد و این ساختارها نیز دچار مشکل هستند. اگر فرض بگیریم در شرایط کنونی ما هیچ مشکلی با کشورهای دنیا نداشته باشیم و برجام نیز احیا شده باشد تا زمانی که سوء تدبیر و سوءمدیریت در کشور وجود دارد نمی‌توان نسبت به تغییر و بهبود شرایط اقتصادی امیدوار بود. برجام و جذب سرمایه‌های خارجی برای اقتصاد ایران تنها یک مُسکن قوی است. با این وجود ما باید به زمانی فکر کنیم که آثار این مُسکن قوی از بین رفته است. در چنین شرایطی آیا قرار است دوباره روز از نو روزی از نو باشد و دوباره با مشکلات گذشته مواجه باشیم؟در چنین شرایطی دوباره مشکلات آشکار خواهد شد و اتفاق خاصی در اقتصاد رخ نخواهد داد. ما باید از برجام به عنوان یک فرصت برای اصلاح ساختارهای مالی، پولی و بودجه‌ای استفاده کنیم. نمی‌توان در شرایطی که کشور با تورم دورقمی بلندمدت مواجه است به اهداف توسعه دست پیدا کرد.

در شرایط کنونی که دولت نیاز دارد سرمایه اجتماعی خود را افزایش بدهد و اصولگرایان نیز به دنبال افزایش اعتبار سیاسی خود در بین مردم هستند به چه میزان این احتمال وجود دارد که جنبه‌های سیاسی برجام از جنبه‌های اقتصادی آن بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟

احیای برجام یک فرصت کوتاه مدت برای دولت است. اگر کسی گمان کند با احیای برجام مشکلات ساختاری اقتصاد ایران حل خواهد شد هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. برجام در کوتاه مدت باعث خواهد شد هزینه کالاهای وارداتی ما کاهش پیدا کند. حتی این احتمال نیز وجود دارد که احیای برجام تأثیر مثبت روی کاهش نرخ تورم در کوتاه مدت نیز داشته باشد. برجام می‌تواند مانند یک نسیم خنک برای اقتصاد ایران باشد اما این وضعیت کوتاه مدت خواهد بود و در بلندمدت نمی‌تواند چالش‌های ساختاری اقتصاد ایران را مرتفع کند. شرط اینکه این فرصت کوتاه بتواند پیامدهای بلندمدت برای اقتصاد ایران داشته باشد این است که باید تصمیمات سخت در زمینه اصلاحات ساختاری گرفته شود. تا زمانی که اصلاحات ساختاری صورت نگیرد هر نوع گشایش بین‌المللی برای ما موقت خواهد بود. نمونه‌های بارز آن در بخش خودرو، فولاد و صنعتی قابل مشاهده است. حتی این مسائل در تولید آب و برق نیز موثر خواهد بود. هزینه تمام شده تولید کالا و خدمات در ایران گران است. این گران بودن نیز به دو دلیل است. نخست پایین بودن بهره‌وری در اقتصاد ایران است و دوم سیاست‌های نادرست پولی و مالی است. در کشورهای توسعه یافته واحد‌های تولیدی با ظرفیت‌های محدودتر چندین برابر واحدهای ما تولید می‌کنند. دلیل این موضوع این است که بهره‌وری در این گونه کشورها بیشتر است و از سوی دیگر سیاست‌های پولی و مالی را به صورت صحیح اجرا می‌کنند. نمی‌توان شرایطی را در نظر گرفت که میزان بهره‌وری هشت ساعت کار در یک اقتصاد به اندازه یک ساعت در کشورهای توسعه یافته باشد اما انتظار داشته باشیم هر دو اقتصاد به یک اندازه خروجی داشته باشیم. به همین شکل نمی‌توان شرایطی را در نظر گرفت که نرخ تورم و بهره بانکی در یک اقتصاد کمتر از5درصد باشد اما در کشور دیگری هفت برابر این رقم باشد و انتظار داشته باشیم که قیمت تولید در هر دو کشور یکسان باشد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی