بستن
کد خبر: ۴۹۷۵۵۷
محمد انیسی طهرانی - کارشناس سیاست بین‌الملل

روسیه از جنگ اوکراین چه می‌خواهد؟

روسیه از جنگ اوکراین چه می‌خواهد؟

آرمان ملی آنلاین - حدود شش ماه پس از حمله روسیه به اوکراین، هنوز اختلاف نظر گسترده‌ای درباره انگیزه‌های ولادیمیر پوتین، وجود دارد. اگر در مورد دلایل رئیس‌جمهور روسیه برای حمله نظامی و اینکه از این اقدام چه دستاوردی را می‌خواهد به‌دست آورد اتفاق نظر نسبی وجود نداشته باشد، تعریف شکست یا پیروزی برای طرف‌های متخاصم و دورنمای پایان جنگ ناممکن خواهد بود. این جنگ هم مانند همه رویارویی‌های نظامی در مکان و زمان مشخص پایان خواهد یافت. اما واقعیت غیر قابل تغییر، اجبار جغرافیای سرزمینی برای اوکراین و روسیه است که درکنار یکدیگر محکوم به زندگی هستند و دو کشور باید برای زیست مسالمت‌آمیز راهی مطمئن پیدا کنند. همچنین این امر در مورد اروپا و روسیه نیز صدق می‌کند. اما پرسش اصلی اینکه چرا پوتین تهاجم نظامی پرمخاطره‌ای را آغاز کرد که در بهترین حالت یک سرزمین ویران شده (اوکراین) را تحت سلطه خود درخواهد آورد. برخی کارشناسان استدلال‌های گوناگونی را ارائه کرده‌اند، از جمله: اول؛ پوتین از چشم‌انداز یک اوکراین دموکراتیک در مجاورت مرز روسیه نگران است. شاید در نگاه اجمالی، این امر قابل قبول به نظر برسد، ولادیمیر پوتین از «انقلاب‌های رنگی» که از سال 2003 به بعد باعث تغییر در نظام‌های سیاسی کشورهای بلوک شوروی سابق شد، متنفر بود. اما ظرفیت‌های اوکراین برای تبدیل شدن به یک «نمونه دموکراتیک» حقیقتا محدود است. چرا؟ این کشور عمیقا از فساد و ضعف حاکمیت قانون در رنج و الیگارش‌های میلیاردر از قدرت بالایی برخوردار هستند. اگر روزی این ناهنجاری‌ها اصلاح شود، روشنفکران روسیه ممکن است به الگوی نظام دموکراتیک توجه داشته باشند اما تاثیر آن بر اکثریت روس‌ها یعنی توده مردم که از اخبار و تبلیغات رسانه‌های دولتی تغذیه و پایگاه سیاسی پوتین را تشکیل می‌دهند، خنثی است. دوم؛ این تهاجم همچنین به عنوان تلاشی برای احیای اتحاد جماهیر شوروی سابق تلقی می‌شود. این نگاه بر افکار عمومی ساکنان اروپای شرقی تاثیر گذاشت به گونه‌ای که برخی معتقد بودند در سال‌های آینده کشورهای استونی و لتونی در خط مقدم خطر حمله روسیه قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه رئیس‌جمهور روسیه زمانی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را «بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیک قرن بیستم» خواند، ممکن است این استدلال منطقی به نظر برسد. اما در عین حال پوتین این جمله را هم اضافه کرد که «هر کسی که از هلاکت خود پشیمان نشود، قلب ندارد؛ هر کسی که دوباره بخواهد بازسازی آن را ببیند، مغز ندارد.» به تعبیری دیگر، احیای شوروی سابق با آن رُخسار از دیدگاه رئیس‌جمهوری روسیه، خیالی خام و سرابی بیش نیست. علاوه بر آن، این واقعیت که ارتش روسیه برای کسب موفقیت‌های اندک نظامی در جبهه اوکراین با دشواری‌های بسیار روبه‌رو شده است، حمله به کشورهای حوزه دریای بالتیک (لیتوانی، لتونی و استونی) یا لهستان که مسکو را در مقابله مستقیم با ناتو قرار می‌دهد، آخرین چیزی است که مسکو یا غرب به دنبال آن هستند. در واقع، تهاجم رئیس‌جمهور روسیه به اوکراین به دلیل ملاحظات دیگری انجام شده است. «ویلیام برنز»، رئیس کنونی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که بین سال‌های 2005 تا 2008 سفیر ایالات متحده در روسیه بود در نامه‌ای محرمانه به کاخ سفید نوشت: «ورود اوکراین به ناتو روشن‌ترین خط قرمز برای نخبگان روسیه (نه فقط پوتین) است. در بیش از دو سال و نیم گفت‌وگوی من با بازیگران کلیدی روسیه، از خلوت و تاریک‌ترین راهروهای کاخ کرملین تا تندخوترین منتقدان لیبرال پوتین، هنوز کسی را پیدا نکرده‌ام که عضویت اوکراین را در ناتو چیزی جز به چالش کشیدن مستقیم منافع روسیه ارزیابی نکند. روسیه امروز پاسخ خواهد داد.» دولت‌های متوالی آمریکا هشدار برنز را نادیده گرفتند و رئیس‌جمهور روسیه پاسخ داد. در سال 2014 شبه جزیره کریمه را (جنوب اوکراین) ضمیمه خاک روسیه و سپس به تحریک جدایی طلبان در منطقه دونباس در شرق اوکراین پرداخت و سرانجام در فوریه (اسفند) سال جاری، جنگ را شروع کرد. گسترش ناتو فقط نوک کوه یخ بود، بسیاری از نارضایتی‌های دیگر علیه غرب در دو دهه‌ای که پوتین در قدرت بود، انباشته شده و رئیس‌جمهور روسیه متقاعد شده است که ایالات متحده و متحدانش مصمم هستند روسیه را به زانو درآورند. سیاستمداران غربی آن را به عنوان توهم پوتین، رد می‌کنند. اما مشکل نیات غرب نیست، بلکه این است که کرملین چگونه آنها را تفسیر می‌کند. هدف پوتین نه تنها ضعیف کردن رژیم در کِیف، بلکه مهم‌تر از آن، نشان دادن ناتوانی ناتو در متوقف کردن ماشین نظامی روسیه است. اینکه آیا او موفق می‌شود به وضعیت میدان جنگ و مقاومت اروپا فایق شود به زمستان پیش‌رو و کمبود انرژی بستگی دارد. مسکو برای اینکه پوتین بتواند مدعی پیروزی شود، نیازی به دستیابی به دستاوردهای بزرگ ندارد. کنترل کل منطقه دونباس و ایجاد پل زمینی به کریمه (شرق به جنوب اوکراین) کافی است. اما حتی دستاوردهای کوچک‌تر نیز محدودیت‌های قدرت ایالات متحده را نشان می‌دهد. در حالی که روسیه با نظم امنیتی به رهبری آمریکا در اروپا مخالفت می‌کند، چین آن را در آسیا به چالش می‌کشد. یک‌گذار ژئوپلیتیکی آغاز شده است که نتایج آن ممکن است برای چندین دهه کاملا آشکار نباشد. اما نظم پس از جنگ سرد که در 30 سال گذشته بر جهان حاکم بوده، رو به پایان است. پس از نابودی آن، توازن قدرت جدیدی پدیدار خواهد شد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی