آرمان ملی آنلاین - نزدیک70 سال از کودتای 28 مرداد سال 32 میگذرد. در طول این 70 سال روایتهای مختلف و یکسانی از این واقعه شده است. در آن زمان ایران یک منبع درآمد به نام نفت داشت و بریتانیای استعمارگر منابع نفت ایران را از ابتدا تا قبل از ملی شدن صنعت نفت غارت میکرد. اما ایرانیها به رهبری دکتر مصدق در برابر بریتانیا ایستادند و انگلستان و آمریکا با یکدیگر تبانی کرده و کودتای 28 مرداد را رقم زدند و دولت مرحوم مصدق را سرنگون کرده و دوباره بر منابع نفتی ما مسلط شدند.صادق زیباکلام معتقد است هرساله در 28 مرداد اعلام میشود که این مصدق بود که به آمریکاییها اعتماد کرد و این اعتماد به کودتای 28 مرداد منتهی شد. از این رو نباید به آمریکاییها اعتماد کنیم و نظام ایران حق دارد هیچ مراودهای با آمریکا نداشته باشد.
آقای دکتر داستان پیدا شدن نفت در ایران به چه زمانی بازمیگردد. موضوع قرارداد انگلیسیها در ایران تحت عنوان دارسی چه بود؟
از اواخر قرن 19 به تدریج در نتیجه انقلاب صنعتی در غرب نیاز به انرژی تشدید میشود. البته موتور محرک انقلاب صنعتی، زغال سنگ بود اما به تدریج از نیمه دوم قرن 19 توجه به نفت به عنوان جایگزین زغال سنگ بیشتر میشود. زیرا نفت مزیتهای بیشماری نسبت به زغال سنگ به عنوان سوخت داشته اما مشکل اینجا بود که این ماده در حقیقت در اروپا نفتی وجود نداشت. در این معنا که نفت در جایی ارزش پیدا کرده بود که یک بشکه نفت هم نبود. در قرن 19 نفت فقط در آمریکا کشف و استخراج میشد. به علاوه در نیمه دوم قرن نوزدهم در قفقاز یعنی همین باکو و جمهوری آذربایجان نفت وجود داشت. منتها آمریکا خود در حال صنعتی شدن بود بنابراین نفت را برای صنایع خود نیاز داشت. به علاوه انتقال نفت از آمریکا به اروپا کار پرهزینهای بود ایضا انتقال نفت منطقه قفقاز هم به اروپا هم گران تمام میشد. از این رو آنها در آسیا و آفریقا و خاورمیانه به دنبال نفت آمدند و در سالهای پایانی قرن 19 غربیهای زیادی از هلند و اتریش و آلمان و فرانسه به دنبال نفت به ایران آمدند و هزینه کردند به نفت هم نرسیدند.
چرا با وجود این موارد و شکست کشورهای نامبرده، ویلیام ناکسدارسی در ایران به دنبال نفت بود؟
در ایران آثار و علائم نشان میداد که نفت وجود دارد. طبق همین علائم به تدریج سر و کله ویلیام ناکس دارسی پیدا شد. دارسیها خانواده انگلیسی بودند که مرکز فعالیت آنها در استرالیا بود و معادن طلا و زغال سنگ در آنجا پیدا کرده بودند. از این رو به دنبال توسعه بودند و نهایتا توانستند امتیاز دارسی را از دولت ایران و با رشوه به مظفرالدین شاه و دیگران بگیرند و امتیاز دارسی را از آن خود میکند. البته سرمایهگذاری با دارسی بود؛ یافتن نفت با دارسی بود و 16 درصد از درآمد دارسی به دولت ایران میرسید.
دارسی در مسیر کشف نفت با چه چالشهایی در ایران مواجه میشود؟
دارسی چندین بار در ایران در آستانه ورشکستگی قرار میگیرد. با این وجود در مسجدسلیمان امروزی حسب اطلاعات زمینشناسی به دنبال نفت بودند. از این رو 120 سال قبل شروع به کار کردن در ایران کرد. کار کردن در ایران بسیار دشوار بوده چون تجهیزات حفاری را به بوشهر میآوردند و از آنجا با شتر و قاطر این وسایل را 400 کیلومتر حمل میکردند و به آغاجاری امروزی منتقل میکردند و در آن منطقه گرم و خشک چادر زده و به دنبال نفت بودند. از دید ایرانیها هم دارسی هم مانند هلندیها در حال تلف کردن وقت و پول خود بود و بعد از کلی هزینه چیزی به دست نیاورده بودند. دارسی حدود 4 الی 5 سال در ایران خرج میکند اما به تنها چیزی که میرسند، نمک بوده است.
پس دارسی هم مانند سایرین به چاه نمک خورد و ورشکسته شد اما چرا از ایران نرفت؟
دارسی در اندیشه ترک ایران بود که تحول مهمی در نیروی دریایی انگلستان اتفاق افتاد و آن اینکه سوخت ناوگان دریایی انگلستان از زغالسنگ در حال تبدیل به نفت بود. در نتیجه دولت انگلستان بر اساس نیازی که به نفت پیدا کرد مقداری وام در اختیار دارسی قرار داد تا در ایران به کار خود ادامه دهد. آن وام تمام میشود اما خبری از نفت نبود و دارسی در حال ورشکستگی در ایران بود که دولت انگلستان یکسوم سهام دارسی را خریداری و مقداری پول از این طریق به دارسی تزریق میشود اما باز هم از نفت خبری نبوده . نهایتا دارسی6 الی 7 سال بعد با کلی بدهی تصمیم میگیرد که از ایران برود و یک سری از تجهیزات خود را به بوشهر و بعد با کشتی با لندن میبرد.
آقای زیباکلام چه نتیجهای با گفتن داستان دارسی ورشکسته در ایران میخواهید بگیرید؟
ببینید اولین درسی که باید بگیریم این است که در طول آن سالها که دارسی به جای نفت به صخره و نمک و آب میرسید و دولت انگلستان روی مصالح بلندمدت به آنها کمک میکرد، هیچ ایرانی حاضر نشد یک ریال به دارسی وام بدهد یا سهام این شرکت را بخرد مثلا اعلام کند که یکسوم از سهام شما را اگر انگلستان میخرد 5، درصد آن را هم به ما بفروشید. نه حاج امین ضراب ، نه بازار ، نه قبایل عشایر هیچ کدام حاضر نبودند با دارسی شریک شوند. از دیدگاه آنها اقدامات دارسی حماقت بود. چون وسط بیابانهای بدون آب و علف خوزستان دنبال نفت میگشتند. آن هم در حالی که امنیت هم نداشتند. در آن زمان جنوب ایران در اختیار عشایر بود، به آرامی مشروطهخواهان دور هم گرد آمده بودند. حکومت مرکزی در ایران بسیار ضعیف شده و تسلطی به جنوب نداشت. همچنین دارسی مجبور بود به قبایل پول بپردازد تا امنیت آنها حفظ شود و به کاروانهای آنها حملهای نشود.
دارسی در ایران به نفت رسید یا نه؟
دقیقا همان سالهای آخرکه برخی از تجهیزات خود را از ایران برده بودند یکی از چاههای آنها به نفت رسید. سهام دارسی به شدت رشد کرد و تمام تجهیزاتی را که بار کشتی کرده بودند، بازگرداندند و از این مرحله به بعد همه حاضر به سرمایهگذاری در دارسی شدند الا ایران! از این روز به بعد سکه دارسی روی غلتک میافتد. اما با توجه به اینکه یکسوم سهام دارسی در دست بریتانیا بود و نفت برای این کشور اهمیت داشت، بر مدیریت این شرکت مسلط میشوند. البته باید 400 کیلومتر لولهگذاری میکردند و نفت را به خلیج فارس منتقل مینمودند.
پس چرا در ایران پالایشگاه زدند؟
دولت بریتانیا در دوگانگی افتاده بود که آیا باید نفت را در ایران تصفیه کند یا به اروپا بفرستند. در اروپا همه جور امکاتاتی بود اما در ایران هیچ امکاناتی نبود. به علاوه در ایران امنیت هم نبود. اما نفت ایران سنگین بود و عملا با حجم کم کشتیهای حمل نفت در آن روز نفت با قیمت بالایی به اروپا میرسید. در هر حال شرکت تصمیم گرفت که در ایران پالایشگاه بسازد که مناسبترین مکان نیز آبادان بود. شرکت آبادان را در آن زمان از شیخ خزعل که چند سالی بود کلا آن قسمت را از ایران جدا کرده بود، میخرد و توافق رسمی با قبایل جنوب بسته و 3 درصد از درآمد آن را به قبایل جنوب میدهد و آبادان تبدیل به پالایشگاه بزرگ میشود و البته مهندسان هندی هم به پالایشگاه آورده میشوند و ایرانیها هم که دانش فنی نداشتند نهایتا کارگر بودند. در آن زمان پالایشگاه آبادان بزرگترین پالایشگاه جهان بوده است.
ایرانیها و دولت ایران با دیدن آن همه تشکیلات بزرگ در آبادان به طمع نیفتادند که وارد مذاکره با این شرکت برای افزایش سهم خود شوند؟
بله دولت ایران به شرکت مراجعه میکند و پاسخ آنها این است که قرارداد همان 16 درصد است. به نظر این درخواست هم غیرمنطقی بوده است. مثل اینکه شما مغازهای را اجاره داده باشید کار مستاجر سکه شود و بیاید جلوی درب مغازه که هنوز قرارداد به سر رسید نرسیده است درخواست کنید که مبلغ قرارداد اضافه شود. آن زمانی که دارسی داشت از ایران میرفت به آنها نگفتند که بمانید و پالایش کنید و ما پول میپردازیم. از این رو بین دولت ایران و دارسی اختلافاتی ایجاد شد. دولت ایران میگفت آن3 درصد سهم عشایر را هم به دولت ایران بدهید اما دارسی میگفت که عشایر امنیت ما را تامین میکنند و ارتش بریتانیا که نمیتواند در ایران امنیت برقرار کند. شما امنیت را برقرار کنید آن3 درصد برای دولت ایران اما دولت مقتدری در ایران وجود نداشته که آن 3 درصد را بگیرد .
رضا شاه که شیخ خزعل را هم سرکوب کرد چرا با این شرکت وارد تعامل نشد که آن 3درصد را هم تصاحب کند؟
رضاخان میدانست پشت دارسی دولت انگلستان است و نمیتواند با این دولت طرف شود.مضاف بر این ، درآمد ایران از سود بود و وقتی سود شرکت کم میشد، عملا پول دریافتی ایران هم کم میشد. از سوی دیگر رضاشاه هم میدانست که توان اداره این شرکت را ندارد. طی دو سال درآمد ایران از نفت کم شد و رضاخان هم تمایل داشت این مسئله حل شود و بارها تقی زاده را مامور مذاکره کرد و در نهایت تقیزاده را میخواهد که مذاکرات چه شد؟ تقیزاده در حال توضیح است که رضاشاه میگوید نفت را ملی کنید. در نهایت شرکت اعلام می کند طبق قرارداد نمیتوانید این کار را بکنید و نیروی دریایی انگلستان ایران را محاصره میکند و ایران به جامعه ملل شکایت میکند.
شکایت که مورد رسیدگی قرار نمیگیرد پس چطور است که سهم ایران افزایش مییابد؟
انگلستان اعلام میکند این مسئله بین دو دولت است و بهتر است مذاکره کنیم. ایران دو خواسته داشته اول اینکه تکلیف میزان سود مشخص شود و نباید با کاهش قیمت نفت سود سالانه ایران کاهش یابد. در نهایت شرکت قبول میکند درآمد ایران از حجم نفت باشد. همچنین رضاخان میدانست که توان اداره شرکت را ندارد از این رو درخواست میکند که تعدادی از مدیران شرکت ایرانی باشند تا یک سال بعد در دانشگاه نفت آبادان بتواند ایرانیها را تربیت کند. انگلستان هم امتیازاتی به دست میآورد. امتیاز دارسی 60 سال بوده و احتمالا 30 سال دیگر قرارداد تمام میشده است و تاسیسات برای ایران میمانده اما انگلیسیها قرارداد را به 60 سال دیگر تمدید میکنند. امتیاز دیگری که میگیرند این است که ایران مالیات بر درآمد می خواهد که شرکت در نهایت به دولت انگلستان مالیات میپردازد. امتیاز دیگری که ایران میگیرد این است که امتیاز انحصاری با دارسی موکول به جنوب و غرب ایران میشود. 7 سال بعد هم ایران اشغال میشود.
بعد از سقوط رضاشاه ماجرای نفت ایران چه میشود؟
اتفاق خاصی دیگری که در حوزه نفت در ایران میافتد این است که روسیه طبق قراردادی میتوانسته در ایران برای کشف نفت فعالیت کند و خواهان امتیاز نفت شمال میشوند. حزب توده هم از آن طرفداری میکند و اعلام میکند که این امتیاز مثل امتیاز دارسی نیست و با ورود روسها به نفت، ایرانی ها مشغول به کار میشوند. البته آن زمان شمال ایران تحت اشغال روسها بود اما دکتر مصدق با امتیاز نفت شمال در مجلس چهاردهم مخالفت میکند. یکی از دلیلی هم که روسها از پیشوران حمایت میکنند، همین مقاومت مصدق بوده است. در آن مجلس که بر اساس کوششهای مرحوم مصدق درخواست نمایندگان در مورد قرارداد نفت با انگلستان مطرح میشود.
این تحرکات از مجلس چهاردهم شروع میشود اما چگونه به ملی شدن صنعت نفت میانجامد؟
این تحرکات به پیشنهاد دکتر فاطمی و پیگیری مرحوم مصدق در مجلس شانزدهم مورد پیگیری قرار میگیرد و در 29 اسفند ماه نفت در ایران ملی می شود. مجلس هم تمایل میکند که مصدق نخست وزیر شود شاه هم می پذیرد هر چند به خاطر مشکلات شاه و مصدق؛ بعدها موضوع کودتای 28 مرداد به وجود میآید.