بستن
کد خبر: ۴۷۶۶۶۲
محسن روحی‌صفت در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

محور بی‌ثبات کننده در شرق ایران در حال شکل‌گیری است

محور بی‌ثبات کننده در شرق ایران در حال شکل‌گیری است

آرمان ملی آنلاین - پورحسین: در روزهای اخیر وزیر امور خارجه ایران در گفت‌و‌گو با مسئول سیاست خارجی طالبان با لحنی کاملا جدی عنوان کرده است که مساله حقابه ایران از هیرمند حل نشود در سایر حوزه‌‌های همکاری دو کشور آثار منفی خود را نشان خواهد داد. وزیر امور خارجه ایران در گفت‌و‌گوی تلفنی با ملامتقی اظهار کرده است که تحویل حقابه ایران شاخص مهمی ‌برای سنجش تعهدات هیات حاکمه سرپرستی افغانستان است. وی افزوده است که اگر مساله حقابه ایران از هیرمند با سرعت و جدیت حل و فصل نشود، در سایر حوزه‌‌های همکاری دو کشور آثار منفی خود را نشان خواهد داد. این در حالی است که بسیاری بر این باور هستند که طالبان در یک سال اخیر وارد یک بازی سیاسی شده است که جنبه‌های امنیتی آن می‌تواند برای ایران مساله‌ساز باشد. در همین راستا مقامات دولت طالبان هفته پیش اعتراف کردند که دولت طالبان داعشیان را از زندان‌‌ها آزاد کرد اما طی ۱۱ ماه گذشته توانسته ‌است این گروه را در افغانستان تحت کنترل خود درآورد. اگرچه تاکنون دولت طالبان از زمان روی کار آمدن اتهامات وارده برای آزادسازی زندانیان گروه تروریستی داعشی را نمی‌پذیرفت اما این اظهارات جدید متقی اعترافی آشکار از سوی این گروه تازه به قدرت رسیده در کابل است که ثابت می‌کند رویه‌ای نرم‌تر را در قبال این گروه تروریستی در پیش گرفته است. گروهی که تا چندی پیش در غرب ایران، عملا به تهدیدی جدی بدل شده بود و ایران وارد تقابل میدانی با آن شده بود. در راستای بررسی این مسائل «آرمان ملی» گفت‌وگویی با محسن روحی‌صفت، تحلیلگر ارشد مسائل افغانستان و دیپلمات پیشین داشته است که در ادامه می‌خوانید.

آیا طالبان با آزادسازی نیروهای داعش به دنبال ایجاد تهدید امنیتی برای ایران و سایر کشورهای همسایه خود است؟

همه چیز از زمانی آغاز شد که آمریکا تصمیم گرفت از دولت قانونی کابل عبور کند و قدرت را تحویل طالبان دهد. این روند از مذاکرات دوحه میان طالبان و آمریکا آغاز شد و از همان مقطع زمانی گمان می‌رفت که یکی از اهداف بلندمدت آمریکا این است که آسیای میانه را برای ایران، روسیه و چین که هر کدام به شکلی با این مناطق هم مرز هستند، تبدیل به محلی ناامن کند و از این منطقه، این سه کشور را تحت فشار قرار دهد. یکی از خطرات احتمالی در این منطقه در سال‌های اخیر همواره حضور داعش و گروه‌های افراطی بوده است که در حال تقویت شدن بوده و خطراتی را ایجاد کرده‌اند. این رویه از سال گذشته تا به امروز به صورت جدی‌تر در دستور کار قرار گرفته و نشانه‌های جدی برای آن مشاهده شده است که یک اراده وجود دارد تا آسیای میانه و افغانستان را به محل تجمع گروه‌های تروریستی بدل کنند. در همین مقطع زمانی حملاتی به خاک کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان نیز شده است که منشأ این حملات خاک کشور افغانستان بوده است. در یک ماه گذشته نیز طالبان تاجیکستان اعلام موجودیت کرد که مشخصا این نیز یک تهدید جدی خواهد بود. به نظر می‌رسد یک محور ناامنی و بی‌ثباتی در مرزهای شرقی ایران در حال شکل‌گیری است که باید به صورت جدی نسبت به آن هوشیار بود. این محور از خاک پاکستان، افغانستان و کشورهای شمالی افغانستان به‌وجود خواهد آمد و پایه‌های آن نیز شکل گرفته است. این محور بی‌ثباتی و ناامنی مشخصا یکی از اهدافش می‌تواند محدود کردن ایران از شرق و نفوذ در مرزها و شرق ایران باشد که باید به صورت جدی با آن مقابله شود.

این محورسازی با چه اهدافی در حال شکل‌گیری است؟

امروز اگر قدرت‌هایی در جهان به دنبال برخورد با ایران هستند، یکی از ابتکارات آنها این است که شرق ایران را بی‌ثبات کرده و در شرق ایران یک محوری رادیکال ایجاد کنند. این محورسازی می‌تواند هزینه‌های زیادی به ایران تحمیل کند و از سوی دیگر می‌تواند مرزهای ایران را به شکلی جدی تهدید کند. به همین علت شاید می‌توان گفت که برخی کشورها می‌خواهند ایران را سرگرم مرزهای شرقی خودش کنند تا به سایر اهداف خود در قبال ایران دست پیدا کنند. برنامه‌هایی در جنوب، شمال و غرب ایران نیز در دستور کار قرار گرفته است تا ایران را به شکل‌های مختلف درگیر تنش‌های منطقه‌ای کنند. در همین راستا بود که مسائلی نظیر ناتوی عربی مطرح شد که البته تاکنون به نتیجه نرسیده است. آزاد کردن نیروهای داعشی در شمال افغانستان نیز بی‌ارتباط با خلق تهدید علیه ایران نیست و می‌خواهند به هر شکل ممکن تحرکاتی علیه ایران شکل گیرد. ایجاد ناهنجاری توسط گروه‌های تندرو نظیر داعش در آسیای میانه مشخصا هزینه‌هایی به ایران، روسیه و چین تحمیل می‌کند که در این میان شاید ایران به علت مرز طولانی که با افغانستان دارد، بیشتر در درگیر این مساله باشد.

با این وجود اظهارات پرتکرار مسئولان طالبان مبنی بر اینکه اجازه نمی‌دهند تا از طریق خاک افغانستان تهدیدی علیه همسایگان شکل گیرد، با چه اهدافی اظهار می‌شود؟

امروز حکومت طالبان یک حکومت یکدست نیست و به همین علت اظهارنظرهای متناقض از سوی مقامات این کشور شنیده می‌شود و حتی در عمل نیز بسیار متفاوت عمل می‌کنند. چندی پیش چهره‌ای به نام پیرآقا در افغانستان کشته شد. گفته شد که این شخص در سانحه رانندگی کشته شده است. او مهم‌ترین عنصر مبارزه با داعش در افغانستان بود و در سال‌های اخیر به‌شدت با داعش در افغانستان مبارزه کرد و توانسته بود آن‌ها را کنترل کند که همین چند روز پیش کشته شد. در منطقه ننگرهار و جلال آباد شخص پیرآقا به شکل خوبی توانسته بود در مقابل داعش و سایر گروه‌های تکفیری ایستادگی کند و اجازه ندهد تا گروه‌های رادیکال در افغانستان گسترش یابند. او همواره همکاری‌های خوبی با ایران داشت و در مقابل تندروهای افغانستان ایستادگی می‌کرد. این نشان می‌دهد که دست‌هایی در کار است که می‌خواهد داعش را در افغانستان قدرتمندتر کند و دست این گروه را در افغانستان باز کند. هدف از این کار این است که بار دیگر افغانستان به سمت ناامنی گسترده برده شود و یا حتی زمینه‌هایی برای حکومت داعش در افغانستان ایجاد کند. پیرآقا یک عنصر بسیار مهم در افغانستان بود که در مقابل سلفیت ایستادگی می‌کرد. این نشان می‌دهد که در میان طالبان نیز در خصوص داعش اتفاق نظر وجود ندارد و ممکن است هر اتفاقی رخ دهد.

با این وجود حکومت طالبان در افغانستان در بلندمدت می‌تواند استمرار داشته باشد؟

تا زمانی که طالبان حکومتی فراگیر در افغانستان تشکیل ندهد و تمامی اقوام در آن مشارکت نداشته باشند، حکومت طالبان بر افغانستان متزلزل خواهد بود و نمی‌تواند در بلندمدت بر افغانستان حکومت کند. کشور افغانستان به گونه‌ای نیست که یک قوم در آن در اکثریت باشند و از اقوام و مذاهب مختلفی تشکیل شده که هر کدام بخشی از افغانستان هستند و به همین علت باید حکومتی فراگیر تشکیل شود تا کار به تنش نرسد. تا زمانی که فقط قدرت دست یک تفکر در افغانستان باشد همواره سایر مذاهب و قومیت‌ها در تضاد با آن گروه خواهند بود و علیه این گروه اقداماتی انجام می‌دهند. همین مسیر در بلندمدت سبب می‌شود تا حکومت طالبان پایدار نباشد. مگر اینکه بپذیرد قسمتی از قدرت را به سایر قومیت‌ها واگذار کند. طالبان حتی حقوق شهروندی را نیز صرفا بر اساس یک تفکر پیش می‌برد که این نیز برای آنها آسیب خواهد داشت. در چنین شرایطی سایر قومیت‌ها نیز به سمت حفاظت از قدرت مرکزی نخواهند رفت و افغانستان همچنان بی‌ثبات خواهد بود.

ایران مساله خود با طالبان را در خصوص حقابه به چه شکلی باید حل و فصل کند؟

مساله حقابه ایران در سالیان اخیر همواره مشکل‌ساز بوده و خیلی ارتباطی به دولت‌های مستقر در افغانستان ندارد. درست است برخی حکومت‌ها در افغانستان حقابه بیشتری به ایران داده‌اند اما اساسا همواره این مشکل وجود داشته است و ایران باید به این سمت حرکت کند که در ابتدا از داخل مشکل آب استان سیستان و بلوچستان را حل و فصل کند و پس از آنکه در موضع بی‌نیازی قرار گرفت، به سمت حل مشکل رود و حق خود را از افغانستان در خصوص حقابه بگیرد. این بهترین روش است زیرا اگر از در نیاز به سمت افغانستان برویم، آنها به این سادگی حقابه ایران را نمی‌دهند. این یک پیمان است و افغانستان موظف است که طبق پیمان حقابه ایران را بدهد اما ضرورت دارد در ابتدا از داخل مشکل خودمان را حل کنیم و پس از آن به سمت گرفتن حق‌مان برویم تا از نیاز ایران سوءاستفاده نشود. موضوع آب در اختلافات بین کشورها یک موضوع پیچیده است اما با این وجود ایران و افغانستان در این خصوص توافق کرده‌اند و امروز نیز عنوان می‌کنند که به این توافق پایبند هستند. امروز طالبان عنوان نمی‌کند که این توافق را قبول ندارد بلکه می‌گویند به آن متعهد هستند. امروز اختلافی که وجود دارد در خصوص نحوه اجرای توافق است. به این شکل که در سال‌هایی که خشکسالی رقم می‌خورد باید در خصوص حقابه مذاکره مجزا صورت گیرد. مساله حقابه هیرمند جنبه‌های غیرحقوقی و سیاسی دارد به این شکل که باید به وضعیت دو کشور در این برهه زمانی نیز دقت کرد. ایران باید در ابتدا یک مدیریت در حوزه آب داشته باشد و به شکلی عمل کند که نیازمند حقابه از افغانستان نباشد و پس از آن از موضع قدرت وارد مذاکره با طالبان شود. باید توجه داشت که ایران نیز اهرم‌هایی در اختیار دارد که می‌تواند به‌وسیله آنها طالبان را تحت فشار قرار دهد. مشخصا آن‌ها در زمینه‌های مختلف به ایران نیاز دارند و به همین علت نمی‌توانند در یک موضوع خاص به آن شکلی که دوست دارند، عمل کنند. ایران فعلا باید مسیر دیپلماتیک را در پیش گیرد و از نگاه اغنا وارد رایزنی شود. آب باید یک مورد از مجموعه رایزنی‌های ایران و طالبان باشد و نباید به عنوان یک موضوع مستقل به آن رسیدگی شود. باید مقدماتی چیده شود و زمینه فراهم شود تا ایران بتواند از مسیرهای مختلف حق خود را از طالبان بگیرد.

افغانستان چگونه می‌تواند از بحران خارج شود و به سمت ثبات حرکت کند تا رابطه خوبی با همسایگان داشته باشد؟

در تحولات آینده این را به عنوان درس عبرتی باید داشته باشند که مردم افغانستان اصل موضوع هستند. مردم افغانستان را فدای موضوعات دیگری نکنند که آن موضوعات می‌تواند زودگذر باشد. موضوع دیگر تصمیم‌‌گیری داخل افغانستان است نه در خارج افغانستان کما اینکه این تجربه برایشان پیش آمده و می‌‌توانند از آن استفاده کنند که جنگ نمی‌‌تواند برایشان یک راه‌‌حل نهایی باشد. بایستی برای صلح و ثبات در افغانستان، افغان‌‌ها دور هم بنشینند و با هم حرف بزنند. هرچند ممکن است گفت‌وگو طول بکشد. بهتر از وضعیتی است که جنگی باشد و خیلی زود به نتیجه برسد. نتایجی که از طریق جنگ حاصل می‌‌شود پایدار نخواهد بود و از بین می‌‌رود اما اگر با تفاهم، گفت‌وگو و اجماع بتوانند مشکلاتشان را حل کنند، می‌تواند نتایج پایداری داشته و منافعی را برای مردم افغانستان به‌همراه بیاورد و با همسایگان نیز روابط خوبی داشته باشند. این تنها مسیر موفقیت سران قدرت در افغانستان است و باید به آن توجه داشته باشند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی