آرمان ملی آنلاین - خاورمیانه دو مساله مهم دارد که یکی انرژی و دیگری مسائل امنیتی خاورمیانه است. به هر حال از زمانی که جنگ جهانی دوم تمام شده، این مسائل به صورت بسیار غامض که هر روز هم پیچیدهتر میشود، در منطقه موجود است. الان پیرامون ایران وضعیت عراق، روسیه و لبنان و مسائل امنیتیشان به نوعی وجود دارد که هم به لحاظ اهمیت انرژی و هم اهمیت مسائل امنیتی، ایران قطعا در محور و کانون مباحث و اهداف و برنامههایی قرار دارد که سفر آقای بایدن براساس آن طراحی شده و انجام میگیرد. اخباری هم که از این دیدارها بیرون میآید، نشان میدهد که هیچ موضوعی جدیتر از مساله ایران در این بحثها نبوده و مخصوصا مباحث یا بحثهای مذاکرات با مقامات اسرائیل دقیقا پیرامون ایران است که با ایران چگونه باید برخورد کرد و چه برنامهای باید داشت. از این رو به نظر میرسد اینجا پیوندی با پرونده هستهای میخورد که آمریکاییها احتمالا با اسرائیل و بقیه متحدانشان و حتی عربستان این موضوع را مطرح خواهند کرد که اگر مذاکرات هستهای به نتیجه نرسید، پلان B چه میتواند باشد و کشورهای منطقه چقدر آماده هستند که پا را از تحریمها فراتر بگذارند و اگر ضرورت ایجاب کرد، وارد فشارهای فرااقتصادی شوند. این عمده بحث آقای بایدن در سفری که انجام داده است که میخواهد هماهنگی و انسجامی بین متحدانش در منطقه ایجاد و مخصوصا آنچه مربوط به مقابله با ایران است، حتما یک ائتلاف به هر صورتی که ممکن است رسمی یا غیررسمی بین کشورهای عربی و اسرائیل ایجاد کند. اما مقامات سیاسی ودیپلماتها همیشه میگویند که اولویت با دیپلماسی است ولی اگر دیپلماسی نتیجه نداد، چه؟ الان ماههاست که دیپلماسی در رابطه با پرونده هستهای به نفس نفس افتاده و آن شادابی لازم که بتواند به نتیجه برسد را از خودش نشان نمیدهد. آمریکاییها حاضر نیستند که در مواضعشان انعطاف نشان دهند. از نظر آنها بحثها تمام شده و باید تصمیم اتخاذ کنند. بهویژه آنکه آمریکاییها نمیخواهند درباره سپاه پاسداران، فعالیتهایش و اینکه در لیست تروریستیشان باقی بماند، انعطاف نشان دهند. این خط قرمزشان است و اگر برای ایران هم این خط قرمز باشد که سپاه در لیست باقی نماند، دیگر مذاکره معنی نخواهد داشت و قطعا شکست میخورد. ایران هم تلاشهای خود را تاکنون انجام داده است. درحقیقت بحث ماهیتا سیاسی است و بحثهای فنی و حقوقی خیلی اینجا نقش ندارد یا آنها به صورتی است که طرفین میتوانند کنار بیایند. اینکه چگونه در حوزههای فنی نظارت انجام شود یا غنی سازی چگونه انجام بگیرد قابل بحث است یا اینکه شفافیتسازی چگونه انجام بگیرد ولی بحث سیاسی هیچ ربطی به مسائل فنی ندارد. از این رو به نظر میرسد آمریکاییها به نحوی در قالب اینکه دیپلماسی در اولویت ماست و دیپلماسی تمام نشده، سخن میگویند ولی اگر فقط ادامه دیپلماسی و امیدواری به دیپلماسی وجود داشت، این سفر به این صورت که دارد انجام میشود با محوریت ایران انجام نمیگرفت یا حداقل در مقطع دیگری و به صورت دیگری انجام میشد. بعدا گزارشها احتمالا توضیحات بیشتری را منتشر خواهند کرد که غیر از مساله ایران بحث انرژی نیز مطرح است. اینکه عربستان چگونه با آمریکا همکاری کند تا خلأ کاهش صدور نفت روسیه را پر کنند، آنهم موضوعی است که به ایران هم ربط دارد. یعنی در مساله انرژی اینکه ایران کجا قرار دارد، بحث مرتبطی با مساله انرژی است. نهایتا ایران اهمیتی که در این مقطع دارد، بیشتر به حوزه امنیت منطقه است. لذا موضوع امنیت خیلی پررنگ است و برای این موضوع یک برنامهریزی اساسی میشود و عمده تلاش بایدن این است که اعراب و اسرائیل را به حداکثر همگرایی و هماهنگی در مقابل ایران برساند.