آرمان ملی آنلاین - چنانکه نگاهی به قطعنامه اخیر علیه ایران و تحرکات غربیها برای صدور آن را میتوان تلاشی در همین زمینه دید. چه اینکه برخی از تحلیلگران و کارشناسان بر این باورند که صدور قطعنامه یک بازی مقصرنمایی از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی است برای اینکه بخواهند توپ را به زمین ایران بیندازند و مواضع ایران را به چالش بکشند. هرچند که پاسخ درخور توجهی که ایران به این اقدام داد و نصب سانتریفیوژهای جدید و قطع فعالیت دوربینهای فراپادمانی یک بار دیگر عملا توپ را در زمین خود غربیها انداخت و اظهارنظرهای مقامات غربی در این زمینه و به خصوص بیانیه اخیر اتحادیه اروپا از همین مساله خبر میدهد که شاید اروپاییها خود نیز فکر نمیکردند که صدور قطعنامه اینقدر برایشان گران تمام شود. حال توپ در زمین آنهاست و آنها هستند که باید در مورد آینده برجام و احیای آن تصمیم بگیرند. در این راستا برای بررسی علل و عوامل صدور قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام، پاسخ متقابل ایران و آینده برجام «آرمان ملی» با علی بیگدلی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
ارزیابی شما از تصویب قطعنامه علیه کشورمان در شورای حکام، علل و عوامل آن و واکنش متقابل ایران چگونه است؟
زمانی که آقای گروسی به تهران آمد مقامات کشورمان نیز استقبال خوبی از وی کردند و توافقاتی انجام دادند که به پیشنهادات آژانس پاسخ مثبتی بدهند. به همین جهت نیز دوربینها نصب شد اما به مرور زمان فاصلهای میان ایران و آژانس افتاد و دلیلش نیز این بود که مساله هستهای با تعامل با آژانس ذاتا تفاوت میکند و متفاوت از یکدیگرند. اما اکنون خیلی درهم تنیده شدند و یک همپوشانی بین مسأله برجام و سازمان بینالمللی انرژی اتمی به وجود آمده است. از طرف دیگر ایران انتظار نداشت که برخلاف دفعات گذشته رأی اعضای شورای حکام این چنین باشد. چراکه تا کنون شورای حکام اینقدر رأی علیه ایران نداده بودند و 30 رأی موافق خیلی زیاد است و این مساله باعث ناراحتی ایران شده و با واکنش شدید کشورمان مواجه شده است، چراکه ایران فکر میکند تبلیغات غربیها باعث شده که شورای حکام بتواند 30 رأی منفی علیه ایران جمع کند. البته صحبتهایی هم در خصوص چرایی سفر آقای گروسی به رژیم صهیونیستی و ملاقاتش با بنت مطرح است که اساسا چرا باید این سفر انجام میشده است. گرچه عدهای مطرح میکنند که گروسی به دنبال آخرین اطلاعات و خبرها بوده که این صحبتهای صهیونیستها واقعیت دارد یا خیر. در کل وی سفر پرحاشیهای به اسرائیل داشته است. ایران نیز از آنجا که مصر است تا سپاه پاسداران را از لیست تحریمهای آمریکا و گروههای تروریستی خارج کند و این نهاد انقلابی به جهت ارتباطات اقتصادی و صنعتی که دارد خروجش از ذیل تحریمها میتواند به لحاظ اقتصادی نیز برای کشورمان سود و منفعت زیادی داشته باشد. بنابراین از سال 2020 به این طرف روابط ما و آژانس خیلی دچار فراز و نشیب شد و از سال گذشته که دولت آقای رئیسی روی کار آمد تیم مذاکره کننده دولت نیز با وجود تلاش زیاد برای به سرانجام رساندن مذاکرات و احیای برجام بازهم موفقیتی کسب نشد. البته هر چند که آقای اولیانوف سفیر روسیه در سازمان ملل میگوید 99 درصد پیشرفت کردهایم اما به نظر میرسد این اظهار نظر وی بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد اظهارنظری تبلیغاتی است، چراکه امروز خود روسیه با غرب مشکل دارد. اینکه گفته میشود پیشرفت در پیش نویس مذاکرات 99 درصد بوده نیز چندان درست نیست. گرچه پیشنویسهایی تهیه شده بوده اما در این حد و حدود نبوده است. لذا طی 5 تا 6 ماه گذشته شاهد فاصله گیری اروپاییها و آمریکا از مساله برجام بودیم و اگرچه اکنون نیز اصرار میکنند اما در واقع آنطور که باید چندان عملکرد موثری در راستای احیای این توافق انجام نمیدهند. غربیها بهخاطر بحران اوکراین و همین که نمیخواهند در این منطقه جنگی رخ دهد که بسیار خطرناک است؛ به همین دلیل خیلی با احتیاط پیش میروند. سرمایهگذاریهایی که در این منطقه شده و آسیب پذیریهایی که از طرف کشورهای عربی وجود دارد موجب شده تا غربیها مقداری با احتیاط با این منطقه برخورد کنند. ایران نیز این مساله را متوجه شده و به این قضیه اعتراض میکند و نسبت به خروج سپاه از لیست تحریمها پافشاری بیشتری میکند. ولی به نظر نمیرسد که مذاکرات هستهای به جای مطلوبی برسد.
اخیرا وزیر امور خارجه آمریکا مطرح کرده که با همپیمانان اروپایی خود به دنبال پایان دادن به مذاکرات وین هستیم؛ از طرفی نیز کنگره آمریکا به دنبال طرحی برای قطع بودجه دولت بایدن برای احیای برجام است؛ اساسا این نوع رویکرد متناقض آمریکاییها را چگونه تحلیل میکنید؟
با توجه به نفوذی که اسرائیل مخصوصا در نمایندگان جمهوریخواه دارد این طرح برای جمهوریخواهان در مجلس سناست و آنها نیز چنین جبهه خشونت آمیزی نسبت به برجام گرفتند و هر دو به سمت و سویی حرکت میکنند که برجام را به بنبست بکشانند. برخلاف نظر بایدن که خیلی علاقهمند است این موضوع در فضای مسالمتآمیزی حل و فصل شود ولی جمهوریخواهان به دنبال این هستند که آمریکا را از مساله برجام و توافق با ایران بیرون بکشند و این به نفع اسرائیل خواهد بود. با توجه به اینکه بنت نیز طی روزهای گذشته به امارات رفته میخواهند شیخنشینهای خلیج فارس را ساپورت کنند که درآمد اقتصادی و نظامی برای صهیونیستها دارد. بنابراین جمهوریخواهان در حمایت از اسرائیل در تلاشند که فاصله آمریکا را با مذاکرات هستهای بیشتر کنند ولی آقای بلینکن در حال تلاش است که با همکاری انگلیس، فرانسه و آلمان دنبال این مسائل را بگیرد و مجددا شرایط از سرگیری مذاکرات را فراهم کند. البته باز هم دیپلماسی محرمانهای از طریق عراق، عمان، قطر و کشورهایی مثل پاکستان که در شورای حکام به ایران رأی ممتنع داد شکل گرفته که مقداری مواضع طرفین را آشتی جویانه و مسالمت جویانه کنند. بنابر این، این اختلاف در ساختار قدرت آمریکا بسیار مشهود است که دموکراتها خواهان حل مساله به صـــورت مسالمتآمــــیز هستند اما جمهوریخواهان به تحرکات لابیهای یهودی به دنبال این هستند که آمریکا از مساله ایران فاصله بگیرد و سیاست تنبیهی علیه ایران اعمال کنند که کار بسیار خطرناکی خواهد بود و مشخص نیست که در آینده چه خواهد شد.
تروئیکای اروپایی همواره به از سرگیری مذاکرات و احیای برجام تاکید داشته اما در مقام عمل شاهد چنین رویکردی از آنها نبودهایم و عملکرد متناقضی داشتهاند که نمــونه آن را میتوان در قطعنامه ضد ایرانی صادر شده از سوی شــورای حکام دید؛ این تناقض رفتاری اروپایی را چگونه میتوان تبیین کرد؟
الان چون رئیس اتحادیه اروپا آقای مکرون است وی ارتباط بسیار نزدیکی با دموکراتها در آمریکا دارد و برخلاف اینکه نوعی بدبینی به ترامپ و جمهوریخواهان داشت؛ نسبت به بایدن روابط نزدیک و صمیمانهای دارد. بنابراین او هم تلاش میکند به اینکه به عنوان رئیس اتحادیه اروپا مذاکرات به شیوه مسالمتآمیز حل شود، چراکه در ایران میتواند بازار خوبی به دست آورد. فرانسه به عنوان رئیس اتحادیه اروپا نگران این امر است که اگر شاهد تقابل و رویارویی میان ایران و آمریکا یا بروز تنش در منطقه باشیم باز هم سیل مهاجرتها پیش خواهد آمد و همه اروپا از این موضوع متاثر خواهد شد. بنابراین نگرانیهای این چنینی وجود دارد و میدانند که به هم خوردن منطقه، بازار اقتصادی آنها را مسدود خواهد کرد. بنابراین برخلاف یهودیهایی که در اسرائیل و آمریکا هستند و موافق این امرند؛ اروپاییها و دیگر کشورها معتقدند که بروز جنگ؛ ایجاد تنش در منطقه و رفتن به سمت و سوی جنگ در منطقه بسیار کار خطرناک و احمقانهای است. لذا ممکن است که آمریکاییها این قضیه را پس از انتخابات دسامبر باز هم به کنگره بکشند. اکنون اروپاییها به خصوص فرانسه که به دموکراتها نزدیکتر است از پیروزیهای احتمالی ترامپ نگران هستند که البته به نظر نمیرسد ترامپ به پیروزی برسد. لذا اروپاییها تلاش میکنند که موقعیت بایدن را درخشان جلوه دهند تا بایدن مجددا انتخاب شود و ترامپ شکست بخورد. اروپاییها به جهت اینکه بازار خوبی در کشورمان دارند در پی آن هستند که همه چیز مسالمتآمیز پیش برود.
با این اوصاف پس چرا اروپاییها به دنبال تحرکاتی مثل صدور قطعنامه رفتند که هم شرایط را متشنج کرد و هم پاسخ قاطع و متقابل ایران را در پی داشت؟
من پیش از این نیز گفتم که این قطعنامه صادر شده قطعنامه تنبیهی نیست و فقط جنبه اخطاری دارد. اما ذاتا این قطعنامه تکلیف سیاسی یا حقوقی برای ایران ایجاد نکرده بلکه قطعنامهای توصیهای است. واکنش ایران در خصوص غیرفعال کردن دوربینها اقدام خوبی بود. بنابراین هر قدر که دوربینهای جدیدی از کار بیفتد روابط ما با آژانس تیرهتر خواهد شد و چون آژانس موظف است به کمیسیون مشترک برجام نیز از وضعیت پیشرفت در ایران گزارش دهد. لذا نباید به سمت و سویی برویم که پنجرههای ارتباطیمان با برجام و آژانس بسته شود.
برخی بر این عقیدهاند که غربیها به ویژه آمریکا بهخاطر اینکه برنامه مشخصی برای احیای برجام و از سرگیری مذاکرات نداشتند با صدور قطعنامه به بازی مقصرنمایی ایران و انداختن توپ به زمین ایران روی آوردند؛ این گزاره را چطور تحلیل میکنید؟
پیش از شکلگیری نشست شورای حکام آژانس، زمانی که 3 کشور اروپایی اقدام به صدور بیانیه کرده و آمریکا نیز آن بیانیه را مورد تایید قرار داد، روشن شد که آمریکاییها رفتهرفته از برجام فاصله میگیرند و در ادامه نیز سفر آقای رافائل گروسی به اسرائیل در آستانه برگزاری نشست شورای حکام نیز سند دیگری بود که جدیت این احتمال درخصوص فاصلهگیری را آشکارتر ساخت. در واقع با این تحولات میتوان گفت که صدای جدیدی در مذاکرات هستهای شنیده میشود که در مجموع حکایت از این دارد که رفتار طرف مقابل رفتهرفته شکل و شمایلی خصمانه به خود میگیرد. بهطور کلی همه پنجرهها در حال بسته شدن است. طرفین یکدیگر را مقصر از بین رفتن امید به احیای برجام معرفی میکنند. درواقع هم در منطقه با محوریت اسرائیل و عربستان سعودی و هم درون آمریکا و اروپا نوعی همگرایی و همدستی علیه ایران در حال شکلگیری است. البته شورای حکام آژانس به دو شکل «اخطاری» و «تنبیهی» اقدام به صدور قطعنامه میکند، قطعنامهای که روز چهارشنبه علیه ایران تصویب شد قطعنامهای اخطاری بود نه تنبیهی که آن هم آنطور که خودشان گفتند بهخاطر عدم اجازه بازرسی از 3 سایت هستهای ایران بوده است. از طرفی ادامه ماجرا طبیعتا به رفتار ایران و این مساله بستگی دارد که اجازه بازرسی از آن سه سایت صادر شود یا نه؛ چراکه طبیعتاً درصورتی که این امکان برای آژانس فراهم نشود، احتمالاً در ماههای پیشرو باید منتظر قطعنامه دیگری هم باشیم.