آرمان ملی آنلاین - اصلاحطلبان از قدرت کنار گذاشته شدهاند و از سوی دیگر مردم به دلیل دغدغههای معیشتی که دارند کمتر سیاست ورزی میکنند و این وضعیت باعث شده جریانهای سیاسی و بهخصوص جریان اصلاحات مانند گذشته در زمینه معادلات سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار نباشد. این وضعیت اما به معنای انزوای جریان اصلاحات نیست. این وضعیت نیز پایدار نخواهد بود و در آینده شرایط تغییر خواهد کرد. تجربه تاریخی نشان داده که میانگین جامعه ایران اصلاحطلب است و با آموزههای اصلاحی آرمانهای خود را دنبال خواهد کرد.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
جریان اصلاحات امروز در کجای بازی قدرت قرار گرفته است؟ آیا اصلاحطلبان از تأثیرگذاری گذشته در جامعه برخوردار هستند؟
واقعیت این است که در شرایط کنونی اصلاحطلبان در هیچ کجای قدرت قرار ندارند و با اتفاقاتی که در انتخابات رخ داد از عرصه قدرت سیاسی کنار گذاشته شدهاند. با اینوجود اینکه اصلاحطلبان از تأثیرگذاری در جامعه برخوردار هستند یا خیر جای بحث دارد. تأثیرگذاری یک جریان سیاسی در سطح جامعه با فراز و نشیب همراه است. تأثیرگذاری یک جریان سیاسی با توجه به شرایط تاریخی، اجتماعی، سیاسی و بهویژه اقتصادی در برخی مقاطع پررنگ و در برخی مقاطع کمرنگ میشود. بهصورت طبیعی نیز اگر یک جریان ساسی در قدرت حضور داشته باشد و عملکرد قابل قبولی داشته باشد میزان تأثیرگذاری بیشتری پیدا میکند و در مقابل اگر عملکرد خوبی نداشته باشد تأثیرگذاری خود را از دست میدهد. جریانهایی که در بیرون از عرصه قدرت هستند نیز با همین وضعیت مواجه هستند و تحت شرایط تاریخی و اجتماعی میزان تأثیرگذاری آنها شدت و ضعف پیدا میکند. در این زمینه فضای سیاسی کشور نیز تأثیرگذار است. واقعیت این است که سیاست ورزی اصلاحطلبان در شرایط کنونی بسیار سخت شده است. این وضعیت بهخصوص برای کسانی سخت شده که بهصورت دلسوزانه قصد دارند روندهای اصلاحی را دنبال کنند. این افراد در مسیری که در پیشگرفتهاند با موانع و چالشهایی مواجه خواهند بود. نکته مهم دیگر شرایط اقتصادی مردم است که نسبت به ادوار گذشته در شرایط سختی قرار گرفته و مردم گرفتار نیازهای معیشتی خود هستند. به همین دلیل مهمترین دغدغه این روزهای مردم کشور مسائل اقتصادی است. بهصورت طبیعی هنگامیکه مردم دغدغه اقتصادی و معیشتی دارند کمتر فرصت برای نگاه به سپهر سیاسی برای آنها و سیاست ورزی برای جریانهای سیاسی باقی میماند. این موضوع نیز میزان تأثیرگذاری جریانهای سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد. با اینوجود من معتقدم جامعه ایران از نظر تاریخی به این نتیجه رسیده که بهترین راه برای عبور از چالشهای کنونی استفاده از رویکردهای اصلاحی و مصلحانه است. به همین دلیل با عبور از نشیبی که امروز بر جامعه حاکم است باید منتظر فرازی بود که دوباره روندهای اصلاحی در دستور کار قرار بگیرد.
آیا در شرایطی که جریان اصلاحات از قدرت کنار گذاشته شده برنامهای برای عبور از وضعیت موجود ندارد؟ آیا جریان اصلاحات نسبت به چالشهای کنونی جامعه بیتفاوت شده است؟
مهمترین موضوعی که امروز باعث میشود جامعه از چالشهای کنونی عبور کند این است که تصمیم گیران اصلی جامعه متوجه رویکردهای اشتباهی که در گذشته دنبال شده و وضعیت کشور را به این نقطه رسانده بشوند. از سوی دیگر مسئولان کشور باید در رویکردهای اشتباه گذشته تجدیدنظر کنند. مسئولان باید به این باور برسند که تجدیدنظر در رویکردهای گذشته تنها راه عبور کشور از چالشهای کنونی است. مهمترین برنامه اصلاحطلبان در شرایط کنونی این است که در تحقق این امر بکوشند. این امر نیازمند روشنگریهای مستمر و کارشناسی برای مردم و مسئولان است. از سوی دیگر باید برنامههای مدون و علمی برای عبور از چالشهای کنونی جامعه ارائه شود. اصلاحطلبان باید در این دو زمینه تلاش کنند تا کشور از وضعیت کنونی خارج شود.
آیا اصلاحطلبان برای عبور از شرایط کنـــونی استراتژی کاربردی دارند؟
استراتژی اصلاحطلبان در شرایط کنونی باید حول سه محور شکل بگیرد و در این راستا حرکت کنند. محور اول نحوه مواجهه اصلاحطلبان با دولتمردان است. در این زمینه راهبرد هشدار، روشنگری، متقاعدسازی و ارائه راهکارهای واقع بینانه و عملیاتی باید در دستور کار قرار بگیرد. محور دوم نحوه مواجهه اصلاحطلبان با جامعه و مردم است. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که تحولات عمیق و وسیعی در جامعه ایران رخداده است و به همین دلیل نیازها و دغدغههای جدیدی در بین اقشار و نسل جدید جامعه شکل گرفته است. به همین دلیل ارتباط با جامعه نیازمند سازوکارهای جدید برای ارتباط دوسویه با لایههای مختلف اجتماعی است. در چنین شرایطی میتوان درک صحیحی از چالشها و متعاقب آن ارائه راهکار دست پیدا کرد. اصلاحطلبان باید بتوانند به انحای مختلف اثرگذاری در جامعه دست پیدا کنند. راهحل این موضوع نیز ارتباط با نهادهای مختلف اجتماعی است که هرکدام بخشهایی از مطالبات و تحولات جامعه را نمایندگی میکنند. اصلاحطلبان باید منادی و نماینده مطالبات جدیدی باشند که در جامعه شکل گرفته است. محور سوم نیز تنظیم روابط و مناسبات بین خود اصلاحطلبان است. این امر نیز باید در راستای شایستگیها و توانمندیهای جدید و متناسب با چالشهای امروز جامعه شکل بگیرد. نتیجه این وضعیت نیز باید بازسازی و نوسازی گفتمانی و همچنین خالصسازی از اصلاحطلبان از خطاها و انحرافاتی است که درگذشته رخداده است.
آیا جریان اصلاحـــات به یک جریان منزوی تبدیلشده که قدرت منطبق کردن خود را با شرایط موجود ازدستداده است؟
من فکر نمیکنم این اتفاق افتاده باشد و جریان اصلاحات به یک جریان منزوی تبدیلشده باشد. نحوه تأثیرگذاری جریانهای سیاسی متناسب با اقتضائات دارای فراز و نشیب است. در شرایط کنونی جریان اصلاحات در وضعیت نشیب قرار دارد اما منزوی نیست. اصلاحطلبان از قدرت کنار گذاشته شدهاند و از سوی دیگر مردم به دلیل دغدغههای معیشتی که دارند کمتر سیاست ورزی میکنند و این وضعیت باعث شده جریانهای سیاسی و بهخصوص جریان اصلاحات مانند گذشته در زمینه معادلات سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار نباشد. این وضعیت اما به معنای انزوای جریان اصلاحات نیست. این وضعیت نیز پایدار نخواهد بود و در آینده شرایط تغییر خواهد کرد. تجربه تاریخی نشان داده که میانگین جامعه ایران اصلاحطلب است و با آموزههای اصلاحی آرمانهای خود را دنبال خواهد کرد. از سوی دیگر اگر بین همه جریانهای فکری سیاسی به دنبال یک جریان باشیم که قدرت بیشتری برای تطبیق خود با تحولات و شرایط امروز جامعه را داشته باشد جریان اصلاحات است. درنتیجه نمیتوان عنوان کرد جریان اصلاحات قدرت انطباق خود را با شرایط امروز ازدستداده است. یکی از آموزههای اصلی اصلاحطلبی درک تحولات و تنظیم شدن با شرایط موجود است. این وضعیت امروز نیز وجود دارد و اصلاحطلبان همچنان تلاش میکنند خود را تحولات و دغدغههای نسل امروز جامعه منطبق کنند.
اصلاحطلبی در نقد وضعیت موجود به چه مواردی اشاره میکند؟
اصلاحطلبی همواره نقد خود را نسبت به وضعیت موجود اعلام کرده است. در شرایط کنونی آنچه به نقدهای گذشته اصلاحطلبان اضافهشده انتخاب برخی مدیران کم تجربه در زمینه مسئولیتهایی که برعهده گرفتهاند، است. این رویکرد نیز قابل نقد است. از سوی دیگر یکی از مسائلی که باعث به وجود آمدن چالشهای کنونی شده نحوه نظارت است. برخی از این مدیران با استفاده از رانتهای سیاسی و تبلیغاتی وارد چرخه مدیریت کشور شدهاند. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد خودی و غیرخودی کردن برخی از مدیران کشور است که رویکرد مخربی است و باعث آسیبهای زیادی به کشور شده است. ادامه این وضعیت باعث سرمایه سوزی میشود. نکته دیگر دستگاههای موازی غیررسمی است که بهتدریج در برخی عرصهها شکلگرفتهاند و دستگاههای رسمی را دور میزنند. از سوی دیگر با میدان دادن به نیروهای تندرو مواجه هستیم که شرایط تصمیمگیری را برای مسئولان سخت کرده است. هر کدام از این موضوعات میتواند آسیبهای جدی به جامعه بزند. به همین دلیل باید در این موضوعات تجدیدنظر کرد.
به نظر میرسد پس از اینکه جریان اصلاحات از دایره قدرت خارج شد قدرت تأثیرگذاری خود را تا حدودی از دست داده است؟ آیا جریانی که مدعی جریان سازی و تفکرسازی است نباید در بیرون از قدرت تأثیرگذاری خود را حفظ کند؟
ابتدا باید مشخص کنیم که وضعیت اصلاحطلبان زمانی که در قدرت بودند با امروز که در قدرت نیستند چه تفاوتی دارد. بههرحال باید بپذیریم زمانی که اصلاحطلبان در قدرت حضور دارند از تواناییهایی برخوردار هستند که در بیرون از قدرت این تواناییها را از دست میدهند که این سخن صحیحی است. اینکه عنوان کنیم جریان اصلاحات به دلیل خارج شدن از دایره قدرت ساحتهای اجتماعی و فرهنگی خود را نیز از دست داده واقعیت ندارد و چنین اتفاقی رخ نداده است. امروز جامعه ایران با تحولات عمیق و وسیعی مواجه شده و به همین دلیل جریان اصلاحات تلاش میکند خود را با این تحولات منطبق کند. مهمترین رسالتی که جریان اصلاحات در شرایط کنونی برعهده دارد تنظیم روابط خود با حاکمیت، جامعه و با خود جریان اصلاحطلبی است. اصلاحطلبان باید سازوکارهای گذشته در این سه محور را روزآمد و کارآمد کنند تا بتوانند همچنان در فضای سیاسی و اجتماعی ایران نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
تحلیل آسیب شناسانه شما از عملکرد دولت سیزدهم چیست؟ چه نقاط قوت و ضعفی در دولت مشاهده میکنید؟
مهمترین نقطه قوتی که دولت با آن مواجه است که درگذشته بیسابقه بوده این است که تمام دستگاهها بهصورت تمامقد از دولت حمایت میکنند و در کنار دولت هستند. وضعیت این دولت مانند دولت اصلاحات نیست که هر9 روز با یک بحران مواجه شود. این وضعیت درباره دولت اعتدالی آقای روحانی نیز وجود داشت و شاهد بودیم که برخی کارشکنیهایی در مسیر دولت انجام میشد. مهمترین نقطهضعفی که دولت دارد این است که تاکنون در رویکردهای اشتباه گذشته تجدیدنظر نکرده است. برخی مدیرانی که امروز در دستگاههای مختلف به کار گرفتهشدهاند کمتجربه در زمینه امور تخصصی خود هستند. مدتها طول خواهد کشید که این افراد با آزمونوخطا به یک ثبات نسبی در مدیریت دست پیدا کنند. این در حالی است که آزمونوخطا کردن در شرایط امروز جامعه که با مشکلات زیادی مواجه است خودبهخود چالشها را افزایش خواهد داد.