آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: نخست وزیر جدید پاکستان در رأس هیاتی بلندپایه از مقامهای این کشور، اسلامآباد را به مقصد ریاض ترک کرد. این سفر 3 روزه، نخستین سفر خارجی شهباز شریف پس از انتخاب به عنوان نخستوزیر پاکستان است. به گفته برخی منابع خبری، نخستوزیر پاکستان در این سفر به دنبال حمایت مالی از کشوری است که سالها در آن تبعید بوده است. شریف که هدف از سفر خود را تقویت پیوندهای برادری و دوستی با عربستان عنوان کرده، وارث اقتصادی در رکود با بدهیای سنگین است و تورم در این کشور جولان میدهد. به همین سبب برخی هدف از سفر شهباز شریف به عربستان را با اولویت اقتصادی میدانند. در همین راستا و بر اساس بیانیه وزارت خارجه پاکستان، هدف اصلی آقای شریف از سفر به عربستان سعودی، توسعه روابط اقتصادی، تجاری و سرمایهگذاری میان دو کشور است. هرچند که برخی این نزدیکی روابط پاکستان و عربستان را برای ایران خوب نمیدانند. در راستای بررسی این مساله «آرمانملی» گفتوگویی با محسن روحیصفت، دیپلمات پیشین داشته است که در ادامه میخوانید.
با تغییر دولت در پاکستان آیا سیاستهای پاکستان نسبت به ایران تغییر میکند؟
بعید به نظر میرسد تغییر خاصی در روابط ایران و پاکستان بهوجود آید. این گونه نبود که عمران خان نگاهی ویژه به ایران داشته باشد. بعید به نظر میرسد که نگاه شهباز شریف به ایران متفاوت با آن چیزی باشد که عمران خان نسبت به ایران متصور بود. یک رویهای در پاکستان وجود دارد و طبق آن غالب نخست وزیرهای دولت پاکستان نسبت به ایران نگاهی مثبت دارند. بینظیر بوتو و نواز شریف نیز که از حزب رقیب بودند باز هم نگاهی منفی نسبت به ایران نداشتند. باید توجه داشت که موقعیت ژئوپلیتیک پاکستان به گونهای است که از مسیر زمینی هیچ راهی جز ایران ندارد تا با جهان خارج ارتباط داشته باشد زیرا رابطه پاکستان با طالبان و هندوستان به شدت پرتنش بوده و تنها همسایهای که میتواند با آن رابطه خوبی داشته باشد ایران است و در همین راستا پاکستان چارهای جز تحکیم روابط با ایران ندارد. آن قسمت خاک پاکستان که به نزدیکی چین میرسد نیز مناقشهآمیز بوده و میان هندوستان و پاکستان در آن محل تنش جدی وجود دارد. پاکستان به این باور رسیده است که باید روابط خوبی با ایران داشته باشد و همواره در رقابت بین ایران و عربستان تلاش میکند بیطرف بوده و توازن را میان دو طرف حفظ کند. شهباز شریف پیش از آنکه نخست وزیر نیز شود روابط خوبی با ایران داشته و مراوداتی صورت گرفته و به همین علت در حوزه سیاسی و اقتصادی پیش بینی میشود روابط ایران و پاکستان بهبود یابد.
این شائبه در میان برخی ایجاد شده که خرابکاریها و حملات تروریستی در شرق کشور شاید مربوط به تغییر دولت در این کشور باشد، چنین شائبهای صحت دارد؟
ناامنیها در شرق کشور ارتباطی با دولت پاکستان و تغییرات سیاسی در این کشور ندارد و ریشه این اتفاقات در تردد اشرار و گروههای تروریستی است که از خلأها در غرب پاکستان و کشور افغانستان سوءاستفاده میکنند. هیچ شواهدی وجود ندارد که دولت پاکستان در اتفاقات تروریستی نقش داشته باشد و دولت این کشور تمایل دارد تا روابط خود با ایران را باثبات حفظ کند. مشخصا پاکستان نمیتواند با تمام همسایگان خود درگیری داشته باشد و باید حداقل با یک همسایه خود روابط خوبی داشته باشد و ایران نیز چنین علاقهای دارد تا روابط خود را با پاکستان توسعه دهد. ایران و پاکستان از یک تمدن و یک فرهنگ هستند و تا همین چند دهه پیش، قسمت اعظمی از پاکستان جزو خاک ایران بوده و ایران در این کشور نفوذ فرهنگی دارد و میان مردم دو کشور علاقه وجود دارد.
سیاست خارجی پاکستان پس از برکناری عمران خان به چه شکل خواهد بود و چه راهبردی را در پیش خواهد گرفت؟
پاکستان از زمان تأسیس جزیی از بلوک غرب بوده و هنوز نیز در تقسیم بندیها همراه با غرب قلمداد میشود و هرگز نیز تلاش نکرده است که از بلوک غرب خارج شود. در برخی مواقع اقداماتی از سوی دولت پاکستان مشاهده شده تا با سایر قطبهای جهان رابطه خوبی داشته باشد اما بسته به شرایط زمانی این مراودات دستخوش تغییر میشد. در این برهه زمانی نیز مشخصا اگر جنگ اوکراین رخ نمیداد، توسعه روابط عمران خان با حاکمیت روسیه دردسرساز نمیشد. عمران خان دچار یک بدشانسی شد و عملا سفر او به روسیه همزمان شد با تیرگی روابط شرق و غرب و مشخصا یکی از قربانیان نیز در این میان عمران خان بود. باید توجه داشت که در زمان درگیری، کشورهای غربی تحمل نخواهند کرد که یکی از همپیمانهای آنها با بلوک شرق وارد رابطه صمیمی شود. از سوی دیگر ساختار ارتش پاکستان، آمریکایی بوده و حتی تجهیز و آموزش ارتش پاکستان نیز تا حدودی به غرب وابسته است. فراتر از حوزه نظامی و در حوزه اقتصادی نیز بیشترین وام را پاکستان از آمریکا میگیرد و بیشترین مراوده اقتصادی را نیز با آمریکا دارد و به همین علت نمیتواند خیلی رابطه نزدیکی با کشورهای بلوک شرق داشته باشد. بنابراین شاکله کشور پاکستان به گونهای نیست که تصور شود عمرانخان قصد جدایی از غرب را داشته باشد زیرا اصلا چنین اقدامی مقدور نیست بلکه تلاش میکرد تا روابط خود را با روسیه ارتقا دهد تا امتیازات بیشتری برای پاکستان اخذ کند. در این میان برخی اجازه این بازی را به عمران خان ندادند و همین امر منجر به برکناری او شد. چنین اقدامی را اردوغان انجام داد اما او پس از کودتا به ثباتی رسیده بود که قدرت او را افزایش داد. کودتای گولن نیز به علت این بود تا رویه اردوغان را تغییر دهند و به همین علت ردپای کشورهای عربی و غربی در کودتای ترکیه مشاهده میشد.