آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: وزارت خزانهداری دولت ترامپ علاوه بر قرار دادن نام سپاه در فهرست FTO، در اکتبر سال 2017، سپاه را به دلیل حمایت از تروریسم در شمول فرمان اجرایی 13224 قرار داد. فرمان اجرایی 13224 در سال 2001 به دستور جرج بوش صادر شد که اشخاص یا نهادهایی را در برمیگیرد که آمریکا آنها را با عنوان تروریست میخواند. آمریکا در سال 2007 نیز نیروی قدس سپاه را در لیست شمول فرمان اجرایی 13224 قرار داده بود. سپاه پاسداران پیشتر مورد تحریمهای گسترده و یک جانبه آمریکا تحت عنوان قانون کاتسا قرار گرفته بود. کاتسا در مرداد 1396 با امضای دونالد ترامپ به قانون تبدیل شد و همین مساله باعث شد تا لغو تحریمهای سپاه در این قالب نیازمند رای و تصمیم کنگره و سنای آمریکا شود. اتفاقی که حل و فصل مساله تحریمها را پیچیدهتر از هر زمانی کرده است اما به نظر میرسد مسائل دیگری نیز در این روزها در مذاکرات گره ایجاد کرده است. در راستای بررسی این مسائل «آرمانملی» گفتوگویی با سیدجلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در بریتانیا داشته است که در ادامه میخوانید.
برخی شنیدهها حاکی از این است که در تابستان گذشته آمریکا با خروج نام سپاه از لیست تحریم موافقت کرده بود، با این وجود به چه علت امروز دولت بایدن مجددا با این امر موافقت نمیکند؟
اینکه در آن برهه زمانی توافق نشد یک اشتباه بود که چندین ماه کشور را در حوزه اقتصادی عقب نگه داشت. از سوی دیگر عدم اطلاعرسانی خوب از سوی طرفین مذاکرات نیز سبب شده تا گمانهزنیها زیاد شود اما مشخصا ما صرفا در این مدت زمان را از دست دادهایم. در مذاکراتی که دکتر عراقچی با طرفهای برجام داشتهاند، گویا پذیرفته شده بود که سپاه از لیست تحریمها خارج شود و عملا امروز همان نیز در مذاکرات حاصل نشده است. امروز آمریکا میخواهد بهواسطه لغو تحریم سپاه امتیازی از ایران بگیرد و علت اینکه هنوز توافق نشده است نیز این امر است که بر روی گرفتن امتیاز تاکید کرده است. آمریکا تضمین میخواهد تا اقدامی علیه آنها صورت نگیرد اما جزئیات این امر نیز هنوز مشخص نشده است. آنها شاید بخواهند هر اقدامی از سوی ایران را به این بهانه محدود کنند و بر همین اساس از سوی ایران پذیرفته نمیشود. این شفاف سازی صورت نگرفته است که دقیقا چه اقداماتی مورد اختلاف است و شاید عدم همین شفاف سازی نیز سبب شده تا پیغامهایی رد و بدل شود.
تنها اختلاف موجود همین مساله تحریم سپاه است؟
مقامات آمریکایی در آخرین اظهار نظر خود عنوان کردهاند که خواستههای فرابرجامی ایران مانع تحقق توافق است در حالی که آنها نیز همچنان چنین درخواستهایی دارند و برای قدرت دفاعی ایران برنامهها و نقشههایی در ذهن دارند. آنها حتی در این خصوص نیز شفاف صحبت نمیکنند. عدم موضعگیری شفاف نیز خود یک رویه است برای گرفتن امتیازهای بیشتر. آنها حتی در خصوص نفوذ منطقهای ایران نیز صریح صحبت نمیکنند و صرفا موضعگیریهای کلی میکنند. آمریکا به دنبال این است که رفع تحریم سپاه را به یک موضوع دیگر گره بزند و همین خواسته سبب شده تا موضوع طولانی شود و شاید اگر این یک موضوع حل و فصل شود در خصوص سایر جزئیات اختلاف زیادی وجود نداشته باشد. در همین راستا نیز به نظر میرسد که پذیرفته شده و تحریم نهادهای بالادستی ایران نیز برداشته شود، زیرا دیگر در خصوص آن اظهارنظری نمیشود.
مذاکرات ایران و عربستان میتواند تا حدودی مساله منطقهای مطرح شده در مذاکرات را حل و فصل کند؟
ظاهرا گفتوگوهای امنیتی بین ایران و برخی کشورها در حال انجام است و به نظر میرسد ایران دیگر خیلی از میانجیها استفاده نمیکند و مستقیما پیامهای خود را منتقل میکند. دور پنجم گفتوگوهای امنیتی بین ایران و عربستان که در بغداد برگزار شده است نیز در همین راستا بوده و به نظر میرسد که حذف واسطهها میتواند نتایج خوبی داشته باشد. امروز به نظر میرسد که حتی ایران به سمتی حرکت میکند تا دیدارهای رسمی دیپلماتیک را جایگزین دیدارهای پشت پرده کرده و این اتفاق خوبی میتواند باشد که ایران مستقیما حرف خود را به طرفهای مقابل میزند. شفاف سازی خواستهها یکی از مواردی است که در چنین رد و بدل کردن پیامها مورد تاکید قرار میگیرد. ایران اگر به دنبال حذف اروپا، روسیه و چین باشد و خود حرفش را مستقیم با طرفهای دیگر بزند، یک اتفاق خوب و بسیار مهم است و قطعا برای ایران نتایج بهتری در پی خواهد داشت. این یک مسیر سریع و بسیار خوب است که با طرف اصلی مذاکره مشکلات خود را حل کنیم و در پای میز مذاکره توافق نهایی صورت گیرد. ادامه وضعیت بلاتکلیف مشخصا نمیتواند به نفع هیچ یک از طرفین باشد و باید در این خصوص حتما توافقی صورت گیرد.