آرمان ملی آنلاین - چقدر دلمان میخواهد درآستانه نوروز از خوبیها و موفقیتها و خاطرههای خوش سال کهنه بنویسیم وآرزو کنیم که سال جدید توام با پیروزیهای بیشتر و شادکامی و پیشرفت و توسعه و رونق و آبادی وآزادی باشد ولی چند سالی است که هیچ قلمی برای چنین نوشتن نمیچرخد.گویی دورهای از رنجها و محنتها و نابسامانیهای ممتد فرا رسیده است و انتهایش پیدا نیست، در دو سال گذشته علاوه برجنگها و زلزلهها و سیلها وجنگلسوزیها، طوفان مرگبار کرونا گردا گرد زمین گشت وفقدان و زجر و محنت و ترس وتنهایی را به جان بشریت نهاد. شمار بیماران از400 میلیون نفر فراتر رفت و قربانیان نزدیک به 6 میلیون نفر رسیدند. در ایران 1400زیرسایه سهل انگاری وتصمیمات غلط یا بیتصمیمی مسئولان بزرگ وکوچک طغیان کرد وگاهی روزانه 700 نفر را به کام مرگ فرستاد. حالا دیگر کاملا روشن شده است که اگر از همان ابتدا موضوع شیوع بیماری جدی گرفته میشد و در تهیه واکسن اقدامات همه جانبه و سریعی صورت میگرفت و نجات جان انسانها هیچ محدودیتی به خود نمیدید اکنون بسیاری از عزیزان نزد خانوادههای خود بودند وکثیری از ایرانیان سال جدید رادرفقدان آنها سپری نمی کردند. متاسفانه هنوزهم آنچنان که می نمایندخطرکاملابرطرف نشده است و احتمال درگیری مردم با پیک جدید بیماری درتعطیلات نوروزی دور از تصور نیست. اما این کرونا تنها نبود که جانها را فشرد وآتش دردها را شعله ورنگاه داشت، تورمی که در این سال مردم ما متحمل شدند واقعا کمرشکن بود و سیل مهاجران از طبقه متوسط به طبقه ضعیف جامعه را به راه انداخت. با روی کارآمدن دولت دمکرات درآمریکا مذاکرات احیای برجام آغاز شد و ظاهرا حتی پیش نویس توافق هم نوشته شده بود، چنانچه رئیس جمهورسابق رسما اعلام کردکه اگر معاون وزیرخارجه مجوز داشته باشد همین فردا توافق دست یافتنی و تحریمها قابل رفع هستند.گویا فشار وارده به مردم خصوصا محرومان جامعه ازطریق تحریمها آنچنان نبود که تمایلات سیاسی وجناحی و اقتدارگرایی در آن تاثیر نگذارد و بالاخره توافق مورد نیاز اقتصاد ایران معلق ماند تا دولت اصولگرا روی کار بیاید وافتخار برداشتن محاصره اقتصادی کشور را ازآن خود کند. این معنا هنوز محقق نشده است ولی امید می رود که با هر مقدمه و ماخره بهزودی توافق ایران با آمریکا برسر مسئله هستهای به سرانجام برسد و اقتصاد ایران نفسی بکشد و از این طریق رنج بیامان تهیدستان جامعه کمترشود. اما در سال گذشته رویداد بسیارمهم انتخابات ریاست جمهوری هم تحقق یافت و با ردصلاحیت گسترده چهرههای اصلی اصلاحطلب بیرمقترین انتخابات پس ازانقلاب شکل گرفت و نزدیک 52 درصدازمردم درآن مشارکت نکردند. این میزان ازعدم مشارکت درانتخابات پایههای مردم سالاری را با چالشهای جدی روبهرو ساخت واگر ادامه پیدا کند بیتردید آینده دمکراسی به محاق خواهد رفت. اما کاهش شدید شور و نشاط انتخاباتی چیزی نیست که بدون عوارض گسترده سیاسی واجتماعی واقتصادی باشد. دولت برآمده ازچنین انتخاباتی دچارضعفهای بنیادین خواهد بود و معلوم نیست که با کدام پشتوانه گسترده مردمی میخواهد به مقابله با انبوه چالشها برود؟ با اینکه مدیران دولت جدید از پشتوانههای علمی و عملی لازم برخوردار نیستند و تجربه لازم برای پستهای مهم و بالارا ندارند ولی باز هم پاشنه آشیل اصلی این دولت در متن اجتماعی تعریف می شود که نارضایتیها در آن موج می زند و انتظارها و توقعات بهجا به اوج خودرسیدهاند، اتفاقا در همین سال 1400 انواع تجمعات صنفی ازمعلمان گرفته تا بازنشستگان تامین اجتماعی و کشاورزان اصفهانی شکل کم سابقه ای به خود گرفت و نشان داد که تنگنای معیشت به التهاب منجرشده است. هرچند دولت سیزدهم برنامههای مدون و مشخصی در زمینههای مختلف رسما اعلام نکرده و اغلب به کلی گوییها بسنده کرده است ولی ظاهرا همه امیدها به ضعیف شدن دایره تحریمها ورسیدن به توافق هستهای است که بهوسیله آن درمعیشت مردم گشایشی ایجاد شود. البته این امکان وجود دارد که نوعی از پول پاشی شبیه دوران دولت آقای احمدینژادصورت گیرد تا آبی برآتش نارضایتیها باشد ولی همه عاقبت مخرب چنین رویکردی را در دولتهای نهم ودهم دیدند. امید است که اگر تحریمها لغو شوند دولت با کمک اقتصادانان برجسته ضمن امداد به اقشار ضعیف جامعه در جذب سرمایهگذاریها همت کند و لوازم سیاسی و اجتماعی بین المللی آن را فراهم سازد. به هر حال سال 1400 هم با همه سختیهای طاقت فرسایش گذشت و دیگر بسیاری از عزیزان از دانشمندان و هنرمندان و پیشکسوتان و سیاستمداران را در کنارخود نداریم ولی بازهم چراغ امید خود راروشن نگاه میداریم و با اراده انسانی خویش به استقبال سال جدید خواهیم رفت وآگاهانه دوران گذار کشور بهسوی توسعه همه جانبه را در پیش خواهیم گرفت.