آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: وزیر امور خارجه روسیه روز گذشته در یک کنفرانس خبری مشترک پس از دیدارش با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امورخارجه ایران در مسکو، گفت که اظهارات آمریکا مبنی بر اینکه مسکو در حال مانع تراشی بر سر راه تلاشها در راستای احیای توافق هستهای است، صحت ندارد. لاوروف گفت روسیه تضمین کتبی از واشنگتن دریافت کرده است که تحریمهای اعمال شده بر مسکو در پی حمله روسیه به اوکراین مانع همکاری با ایران در چارچوب توافق نخواهد شد. صحبتهایی که به نظر میرسد با اما و اگرهای فراوانی همراه است. در راستای بررسی این مساله «آرمانملی» گفتوگویی با مهدی ذاکریان، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی داشته است که در ادامه میخوانید.
با توجه به اظهارات وزیرخارجه روسیه میتوان استنباط کرد که بهزودی مذاکرات وین به نتیجه خواهد رسید؟
هنوز مشخص نیست صحبتهای لاوروف تا چه میزان واقعیت داشته باشد اما میتوان از صحبتهای او یک نتیجه گرفت و آن اینکه کلید تعامل روسیه با ایران در دستان آمریکاست. باید به این مساله توجه ویژهای داشت و باید این نکته جدی مدنظر قرار گیرد. لاوروف به گونهای عرصه را تعریف کرده است که کلید رابطه روسیه با ایران در دستان آمریکاست و آمریکا پذیرفته است که این قفل را باز کند تا ایران و روسیه رابطه داشته باشند. طبق این صحبتها آمریکا به روسیه اجازه داده است که از تحریمها در خصوص ایران معاف شود و بتواند از برحام بهرهای داشته باشد به این معنی که روسیه نیز از آمریکا اجازه گرفته است.
پس با این وجود دیگر مانعی در مسیر احیای برجام وجود ندارد؟
7 ماه پیش ما باید با طرفهای برجام به توافق میرسیدیم و این اتفاق باید در دولت روحانی رخ میداد تا مردم در این مدت رنجی مضاعف را متحمل نشوند. در آن برهه زمانی که دولت دوازدهم حداکثر امتیازها را گرفته بود باید توافق امضا میشد تا امروز کشورهای دیگر از فرصت سوءاستفاده نکنند. پس اگر تا به امروز توافق در وین شکل نگرفته است مقصر خودمان هستیم و نمیتوان صرفا روسیه را مقصر جلوه داد. بیش از اینکه روسیه را ملامت کنیم باید خودمان را ملامت کنیم که فرصت سوءاستفاده را به کشورهای دیگر میدهیم. چگونه ما فرصتهای خوب خود را قربانی برخی حواشی میکنیم. در زمانی که ترکیه در حال بهرهبرداری و کسب امتیاز از تنش روسیه و اوکراین است و خود را به عنوان قهرمان میانجیگری در جهان معرفی میکند، ایران قربانی بده بستانهای لاوروف و بلینکن شده است. باید امروز به این فکر کرد که ایران تا چه اندازه میخواهد به توافق نزدیک شود؟ باید به این فکر شود که آیا اراده واقعی در داخل کشور وجود دارد که معاش و زندگی مردم را نجات دهد؟ گویا بیشتر مسائلی که در مذاکرات امروز مطرح شده است، مسائلی هستند که حل آنها برای یک سیستم سیاسی مهم است و خیلی
ارتباطی به حل مسائل مردم ندارد. باید این مسائل را تفکیک کرد و مردم باید بدانند بر روی چه مسائلی در هفتههای اخیر تاکید شده است که تا این میزان مذاکرات طولانی شده است. چرا هیچکس نمیداند خواسته تیم مذاکره کننده از غرب چیست؟ مذاکره کنندگان نمایندگان این ملت هستند و باید برای مردم توضیح دهند که در وین در ماههای اخیر چه کردهاند. در برههای از زمان قرار گرفتهایم که زندگی مردم به شدت سخت شده است و در این شرایط سخت مالیات بیشتری نیز از مردم اخذ میشود و با همین مالیاتهاست که به خارج از کشور سفر میکنند. باید در قبال این دریافتیها به مردم توضیح داده شود. هیچکس اطلاع ندارد محورهای خواستههای ایران در وین چیست و این امری اشتباه است. آیا تیم مذاکره کننده بر روی منافع ملت بحث کردهاند یا بر روی مقولههایی که بهنفع سایرین بوده است. توافق در وین زمانی ممکن میشود که اراده طرف ایرانی جدی و واقعی باشد و مردم نیز آگاه شوند که دقیقا چه اتفاقی رخ داده است.
در روزهای اخیر شاهد بودیم که هندوستان در قبال تحریمها علیه روسیه عنوان کرد که یک کانال مالی مجزا راهاندازی میکند تا با روسیه تعامل تجاری داشته باشد، چرا چنین اتفاقی هیچگاه در خصوص ایران رخ نداد؟
هندوستان نیز به دنبال منافع خود است و در تحلیل خود وزن ایران را به اندازهای ندانستهاند که چنین خطری کنند اما روسیه را به عنوان بازیگری مهم در عرصه سیاسی و در عرصه انرژی پذیرفتهاند و میخواهند رابطه خود با روسیه را حفظ کنند. امروز مسئولین باید بدانند که همدردی با روسیه مشکلات کشور را حل نمیکند. همدردی با هیچ کشوری که مرتکب خطا شده است نباید صورت گیرد. روسیه کشوری بزرگ و عضو شورای امنیت است و به همین علت خودش میتواند در معادلات سیاسی راه نجات را پیدا کند و در همین راستا شاهد هستیم که هندوستان و ترکیه حاضر نیستند رابطه خود را با روسیه قطع کنند بلکه میخواهند تا راه بیشتری برای تعامل با این کشور باز کنند. دستگاه دیپلماسی ایران زمانی که ترامپ از برجام خارج شد به خوبی عمل کرد و اروپا که به مراتب از هندوستان میتوانست در عرصه تجارت مفید باشد را متقاعد کرد تا یک کانال مالی برای تجارت ایجاد کند اما در داخل یک اجماع و همکاری وجود نداشت تا تلاش دستگاه دیپلماسی به نتیجه برسد و اینستکس عملیاتی شود. دستگاه دیپلماسی در دولت دوازدهم برای رسیدن به یک موفقیت با دهها مانع داخلی و خارجی مواجه میشد و عملا اجازه فعالیت
به آنها داده نمیشد. درآن برهه زمانی کشورها تلاش کردند تا شرکتهای خود را ترغیب کنند تا در بازار خاکستری با ایران همکاری کنند اما همین موانع اجازه این همکاری را نداد. از سوی دیگر نبود ترامپ نیز تاثیرگذار است و عملا بایدن به کشورهایی همچون هندوستان و ترکیه فشار وارد نمیکند تا با روسیه همکاری نداشته باشند. ترامپ بههیچ قانون و عرفی پایبند نبود و همین نیز کار را سخت کرده بود.