بستن
کد خبر: ۴۴۲۴۰۲
صلاح الدین هرسنی در گفت و گو با آرمان ملی :

ایران باید موضع بی‌طرفی اتخاذ کند

ایران باید موضع بی‌طرفی اتخاذ کند
علیرضا پورحسین: با وجود آنکه سمت و سوها و افق نگاه همه تحلیلگران بر آن بود که جنگی میان روسیه و اوکراین در نمی گیرد، اما سرانجام ولادیمیر پوتین در مقام یک نئوتزار، فرمان حمله به اوکراین را در صبح روز پنجشنبه 24 فوریه صادر کرد.

آرمان ملی آنلاین -اینکه چه انگیزه‌ها و دلایلی در پشت تحرکات مسکو بابت حمله اوکراین وجود داشته است و اینکه چرا میراث‌دار ارتش سرخ از زمین و هوا و دریا به اوکراین حمله کرده است، دلایل زیادی برای آن وجود دارد، اما در این میان تاثیر این جنگ بر سیاست خارجی ایران نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفت و گویی با دکتر صلاح الدین هرسنی، تحلیلگر سیاسی و مسائل بین‌الملل انجام داده است که در ادامه می‌خوانید. علیرضا پورحسین: با وجود آنکه سمت و سوها و افق نگاه همه تحلیلگران بر آن بود که جنگی میان روسیه و اوکراین در نمی گیرد، اما سرانجام ولادیمیر پوتین در مقام یک نئوتزار، فرمان حمله به اوکراین را در صبح روز پنجشنبه 24 فوریه صادر کرد.

به نظر شما حمله روسیه به اوکراین از کجا ریشه گرفته است؟
این پرسش یک پاسخ بیشتر ندارد و آن عدم توجه غرب و ناتو به حساسیت‌های روسیه بر سر اوکراین است و پیش بینی‌های بایدن نیز لاجرم از سر همین حساسیت‌ها مایه گرفته و خورده است. خود شخص پوتین انگیزه خود را از شروع چنین جنگی اینگونه بیان کرده است که روسیه قصد ندارد اوکراین را اشغال کند و قصد این کشور پرهیز دادن اوکراین از پیوستن به ناتو است. به عبارت دیگر، هدف پوتین در این حمله، به چالش کشیدن قدرت ناتو در قالب نمایش قدرت و به تعبیری نازیسم زدایی در محیط‌های پیرامونی و حیاط خلوت مسکو است. البته همه انگیزه پوتین در حمله به روسیه فقط به این حساسیت منحصر و محــدود نشده است. پوتین در پرتو کیش شخصیت و تمایلات جاه طالبانه خود، روسیه مدرن یعنی روسیه تحت زعامت خود را قوی‌ترین قدرت جهان می‌داند و قویا تاکید کرده است که هر کسی سعی کند در روند فعالیت روسیه مداخله و بدتر از آن تهدیدی علیه روسیه و مردم آن به حساب بیاید، باید بداند که روسیه فورا پاسخ خواهد داد. آن گونه که پوتین می‌اندیشد، روسیه مدرن و پساشوروی، قوی‌‌ترین قدرت جهان بوده و هیچ کس نباید شک داشته باشد که مهاجمان علیه روسیه مغلوب خواهند شد. او همچنین تاکید کرده است که هرگونه مداخله نظامی از سوی دیگر کشورها، به عواقبی بی‌سابقه منجر خواهد شد. در این ارتباط، پوتین یک هدف دیگری نیز دارد و آن براندازی ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور غرب گرای اوکراین است. خود شخص ولادیمیر زلنسکی در این ارتباط گفته است که روسیه من را به عنوان هدف شماره یک مشخص کرده و خانواده‌ام هدف شماره دو هستند.
چرا در بحبوحه آغــاز جنگ روسیه ما شاهد اظهارنظرات منتقدانه ترامپ در قبال بحران اوکراین بوده‌ایم؟
ببینید اظهارنظرهای ترامپ، از منظر نشانه شناسی و تحلیل محتوا، درست خلاف مسیر سیاست‌های بایدن را دنبال می‌کند. هدف ترامپ استهزا و به تمسخر گرفتن رویکردهای بایدن است و آن که به باور ترامپ، بایدن رئیس جمهور بی‌کفایتی است. اینکه ترامپ گفته است اگر من در کاخ سفید بودم اجازه نمی‌دادم که این اتفاق بیافتد، نه برای دغدغه در به تمسخر گرفتن دموکراسی و نظم نئو لیبرال بلکه به جهت نهاد گریزی در رویکردهای راهبردی اوست. ترامپ آن گونه که نشان داده است یک نو واقع گرا و ناسیونالیست است و اعتقادی به نظم نهادی مانند ناتو ندارد. دغدغه ترامپ آن است که آمریکا نباید برای امنیت اعضای ناتو هزینه کند و اگر امنیت در یک نظم آنارشیک کالا و امر نایابی شده است باید سایر اعضا برای امنیت خود هزینه کنند. حال برخلاف ترامپ که یک ناسیونالیسم است، بایدن رویکرد نئولیبرال دارد و برای او نظم‌های نهادی چون ناتو اهمیت کلیدی دارد و به همین خاطر است که می‌خواهد توان ناتو را برای خنثی کردن تحرکات مسکو در حمله به اوکراین خنثی کند.
حمله مسکو به اوکراین چه مفهومی و چه پیامدهایی را به دنبال دارد؟
از منظر نشانه شناسی این گونــه کنش‌ها و اعلام این گونه مواضع جاه‌طلبانه چیزی جز خودزنی ندارد. در واقع نئو تزار و روسیه مدرن تحت زعامت پوتین با این حمله و غرور جاه‌طلبانه دچار یک خود بزرگ بینی متوهمانه شده است. اینکه لااقل روی کاغذ اوکراین شانسی برای پیروزی در برابر حمله روسیه ندارد بسیار واضح و روشن است اما مهم آنجاست که اوکراین لقمه آسانی برای روسیه نخواهد بود، بلکه به جهت حمایت کشورهای بلوک ناتو می‌تواند یک لقمه گلوگیری برای روسیه تبدیل شود. در این ارتباط، بسیاری از کشورهای همسو با اوکراین، چنین جنگی را به مثابه جنگ جهانی سوم تلقی کرده و آمادگی خود را برای پاسخ و اقدام متقابل نشان داده‌اند. به گونه‌ای که بایدن قویا اعلام کرده است که آمریکا با ارسال تجهیزات نظامی و اعزام سربازان خود به کشورهای حوزه بالتیک، توان دفاعی اوکراین را تقویت خواهد کرد و تقویت متحدان ناتو نیز در برابر روسیه ادامه خواهد یافت. جدای از اقدامات حمایتی واشنگتن، اتفاق دیگری که برای روسیه در راه است، متحدتر شدن جبهه ناتو در قبال ماجراجویی‌های ولادیمیر پوتین است. در واقع حمله روسیه به اوکراین می‌تواند یاد آور این تجربه به پوتین باشد که کشورهایی که روزگاری ابرقدرت بودند و مناطقی از قلمرو سرزمینی‌شان را از دست داده‌‌اند در صورتی که در موقعیت قدرت قرار بگیرند، تمایل آنها به توسعه‌‌طلبی و کشورگشایی فعال می‌شود. حال فرقی نمی‌کند این قدرت امپراطوری روسیه تزاری باشد یا شوروی کمونیستی و یا روسیه سرمایه‌داری الیگارشیک پوتینی. البته متحد شدن کشورهای عضو بلوک ناتو در برابر ماجراجویی‌های پوتین همه پیامدهای ناگوار حمله روسیه به اوکراین نیست. در شرایط حاضر حجم وسیعی از نظام تحریم‌ها به ویژه تحریم روسیه در پروژه خط لوله نورد استریم 2 در دستور کار کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و آمریکا قرار گرفته است. نورد استریم ۲ خط لوله‌ای ۱۲۲۰ کیلومتری است که قرار است گاز طبیعی روسیه را از غرب این کشور به شمال‌ شرق آلمان منتقل ‌کند. در این ارتباط، نورد استریم 2 یک پروژه استراتژیک و ژئواکونومیک برای روسیه است و گفته می‌شود که این پروژه درآمد صادرات گاز روسیه را دو برابر خواهد کرد. حال و تحت مناقشه روسیه و اوکراین، اولاف شولتس صدر اعظم آلمان و بایدن رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده‌اند که اگر حمله روسیه به اوکراین تداوم یابد، باید قید پروژه نورد استریم ۲ را بزند و مورد تحریم غرب قرار می‌گیرد. حال باید دید که چگونه ولادیمیر می‌خواهد خود را در برابر تهاجمی بلوک چون ناتو آماده مقابله ببیند، هرچند که خود کرده را تدبیر است.
نظر شما چه موضع گیری برای ایران در بحران اوکراین بهتر است؟
در شرایط حاضر، مقصریابی ما در قبال بحران اوکراین بی‌شباهت به راه رفتن روی یک طناب باریک نیست و قطعا بازی ما در هریک از جبهه ناتو و یا مسکو، به معنای بازی دو سر باخت خواهد بود و بهترین استراتژی برای ما استراتژی بی‌طرفی است و نیاز به موج سواری بر بحران اوکراین نیست، چراکه در شرایط حاضر تیم مذاکره کننده ما با کشورهایی در حال مذاکره است که همه آنها در بلوک ناتو قرار دارند و شاید بازی کردن در زمین مسکو، دستمایه واشنگتن و تروئیکای اروپایی در برجام و ایران آزاری شود و آنکه آنها نخواهند تن به خواسته‌های ما به ویژه در مسأله تضمین و ادامه فعالیت‌های هسته‌ای دهند. اتخاذ این مواضع فقط در شرایطی محلی از اعراب دارد که ما مایل باشیم میز مذاکره را ترک کنیم و منتظر بمانیم که مذاکرات نتواند معطوف به نتیجه شود. در سطحی دیگر، آن سوی قصه و ماجرا نیز کمی غامض‌تر و پیچیده‌تر است به این معنی که چنانچه مواضع ما اگر هم بخواهد همسو با ناتو باشد، یقینا مورد خورند و پسند مسکو نیست و مسکو اقدامات ایذایی را با توجه به پیشینه و عملکردی که تاکنون از خود نشان داده است، از حمایت خود در احیای برجام می کاهد و چه بسا که بخواهد با رفتارهای سینوسی موجب تاخیر در نتایج برجام شود.
چرا شما موضع بی‌طرفی را برای ایران در قبال بحران اوکراین توصیه می‌کنید؟
ببینید، پاسخ بسیار روشن است و علت اتخاذ راهبردی بی‌طرفی آن است که مذاکرات وین به مرحله حساس و مهمی رسیده است و حتی در روزهای اخیر ما شاهد آن بوده‌ایم که علی باقری کنی سرپرست تیم مذاکره کننده هسته‌ای برای کسب اختیارات بیشتر از وین به تهران آمده و حتی وزیر امور خارجه عمان یعنی بدر بن حمد البوسعیدی حامل نامه سلطان عمان یعنی هیثم بن طارق آل سعید به تهران آمده است. این نشانه بیانگر آن است که مذاکرات قرار است معطوف به نتیجه شود. حال ممکن است هرگونه جانب داری دستمایه برجام آزاری شود. برای نمونه وزیر امور خارجه ما، حسین امیر عبداللهیان در توئیتی اعلام کرده که ریشه حمله روسیه به اوکراین ناشی از تحرکات ناتو در مناطق حساسیت زایی چون اوکراین است. اینکه ریشه این حملات تحرکات ناتو است حرفی که بی برو برگشت درست است ولی این می‌تواند برای طرف غرب و بلوک ناتو سوءتفاهم ایجاد کند. بنابراین و در شرایطی که همه نشانه‌ها دلالت بر آن دارند که زنگ‌ها برای احیا و اجرای برجام به صدا درآمده‌اند، نیازی به مقصرشناسی در قضیه اوکراین نیست. به ویژه آنکه اگر بخواهیم جانب یکی از طرفین را بگیریم.
چرا شما موضع بی‌طرفی را برای ایران در قبال بحران اوکراین توصیه می‌کنید؟
ببینید، پاسخ بسیار روشن است و علت اتخاذ راهبردی بی‌طرفی آن است که مذاکرات وین به مرحله حساس و مهمی رسیده است و حتی در روزهای اخیر ما شاهد آن بوده‌ایم که علی باقری کنی سرپرست تیم مذاکره کننده هسته‌ای برای کسب اختیارات بیشتر از وین به تهران آمده و حتی وزیر امور خارجه عمان یعنی بدر بن حمد البوسعیدی حامل نامه سلطان عمان یعنی هیثم بن طارق آل سعید به تهران آمده است. این نشانه بیانگر آن است که مذاکرات قرار است معطوف به نتیجه شود. حال ممکن است هرگونه جانب داری دستمایه برجام آزاری شود. برای نمونه وزیر امور خارجه ما، حسین امیر عبداللهیان در توئیتی اعلام کرده که ریشه حمله روسیه به اوکراین ناشی از تحرکات ناتو در مناطق حساسیت زایی چون اوکراین است. اینکه ریشه این حملات تحرکات ناتو است حرفی که بی برو برگشت درست است ولی این می‌تواند برای طرف غرب و بلوک ناتو سوءتفاهم ایجاد کند. بنابراین و در شرایطی که همه نشانه‌ها دلالت بر آن دارند که زنگ‌ها برای احیا و اجرای برجام به صدا درآمده‌اند، نیازی به مقصرشناسی در قضیه اوکراین نیست. به ویژه آنکه اگر بخواهیم جانب یکی از طرفین را بگیریم.
جدال انرژی در اروپا پس از بحران اوکرایــن به کجا خواهد رسید؟
مجازات انرژی روسیه برای کشورهای اروپایی مسبوق به سابقه است. اروپا چنین مجازاتی را از سوی روسیه قبل از این مشخصا درست اندک زمانی بعد از بروز انقلاب نارنجی تجربه کرده بود که چیزی به یخ زدگی مردم اروپا در زمستان 2005 نمانده بود. در شرایط حاضر نیز انرژی اروپا سخت به خطوط نورد استریم گازی 1 و 2 روسیه وابسته است. خطوط نورد استریم گازی 1 و 2 که در سال ۲۰۱۲ تکمیل شد، برخلاف خطوط قدیمی گاز روسیه که از اوکراین و لهستان می‌گذرند، از بستر دریای بالتیک یعنی از آب‌های سرزمینی چند کشور اروپایی از جمله سوئد، دانمارک، فنلاند و آلمان عبور می‌‌کند. در این میان نورد استریم ۲ خط لوله‌ای ۱۲۲۰ کیلومتری است که قرار است گاز طبیعی روسیه را از غرب این کشور به شمال‌ شرق آلمان منتقل ‌کند. این پروژه در سپتامبر 2021 تکمیل شد اما در انتظار دو مجوز از طرف آلمان و اتحادیه اروپاست و تاکنون گازی به آن تزریق و بار گذاری نشده است. حال در اوج مناقشه روسیه و اوکراین نام نورد استریم 2 بیش از گذشته پررنگ‌تر شده است. البته اروپا در قبال سیاست ایذایی روسیه در قبال اوکراین گفته است که ممکن است روسیه را بابت پروژه نورد استریم 2 تحریم کند و آمریکا نیز تهدید کرده که اگر روسیه به اوکراین حمله کند، باید قید پروژه نورد استریم ۲ را بزند. امری که به خود اروپا نیز ضربه وارد می‌کند.
انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی