آرمان ملی آنلاین - سهیل ثابت: دور هشتم مذاکرات احیای برجام در وین در حال برگزاری است و هر روز پس از روز دیگر طرفین مذاکره به طور دو جانبه یا چند جانبه با یکدیگر دیدار و گفت و گو کرده و مواضع خود را مطرح میکنند. این در حالی است که به گواه خود تیمهای مذاکره کننده و منابع مطلع نزدیک به مذاکرات؛ پیشرفت محسوسی در چند وقت اخیر در مذاکرات بوده و با بازگشت هیاتها از وین میتوان امیدوار بود که طرفین با دستور کار مشخص برای توافق بیایند. اما آنچه تاکنون دیده شده روایتگر این موضوع نیست و هنوز مذاکرات برای حل اختلافات در جریان است. در این راستا برای بررسی روند مذاکرات وین، تاثیر مسائل داخلی آمریکا بر توافق و تاثیر بحران اوکراین بر احیای برجام «آرمانملی» با قاسم محبعلی مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه و تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
تحولات اخیر پیرامون احیای برجام و مذاکرات وین را چگونه ارزیابی میکنید؟
قبل از شروع مذاکرات در روزهای اخیر و بازگشت طرفین مذاکره از پایتختها به وین فضا خیلی مثبتتر به نظر میرسید اما پس از بازگشت هیأتها به وین فضا منفیتر از قبل به نظر میرسد. یعنی آمریکاییها مواضع منفیتری داشتند و وزیر خارجه روسیه نیز اظهار نظر تامل بر انگیزی داشت که برای اینکه برجام احیا شود زمان لازم است. کاملا واضح بود که برای اینکه برجام نهایی شود تصمیمات سیاسی لازم است. لذا به نظر میرسد که هم در ایران و هم در آمریکا مواضع به نسبت گذشته مقداری تغییرات پیدا کرده است. اما با این حال باید صبر کرد و نمیتوان به فوریت قضاوت کرد. شاید به قول معروف طرفین مواضع خود را داغ کردند که در سر میز مذاکره و شلیک آخر امتیاز بیشتری بگیرند و از موضع قویتری وارد مذاکره شوند. واقعیت این است که بازیگران مختلف برجام در این دور از مذاکرات بازی خود دارند و نمیشود که بر اساس مواضع اعلامی و اعمالی طرفین را یکسان دانست. شاید روسها چینیها، آمریکاییها اروپاییها و حتی ایران بین صحبتهایی که میکنند، آنچه عمل میکنند و خواستهشان است یکی نباشد و شاید هه طرفها به دنبال این هستند که به نوعی زمان بخرند. اگر چه تبلیغات بیشتر
روی ایران متمرکز است که میخواهد زمان را طولانی کند ولی شاید این زرنگی طرفهای مقابل از جمله آمریکاییها باشد که خیلی علاقهمند نیستند که برجام به سرعت به انجام برسد و میخواهند که این زمان برجام را بیش از یکسال ونیم از آن باقی نمانده را به نوعی تلف کنند تا به یک قرارداد جدیدی برسند. لذا این سوءظن را نیز باید داشت که طرف آمریکایی به رغم آن گفتهها و زبان مثبتی که نسبت به احیای برجام دارند شاید هم خیلی آمادگی بازگشت به برجام را نداشته باشد. شاید مسائل داخلی یا فشارهای کنگره و موقعیت ضعیف بایدن باشد که بازگشت آمریکا به برجام را پیچیده کرده است. از طرف دیگر برای ایران نیز مشکل است که دستاوردهایی که داشته را یکسره کنار بگذارد و اورانیوم غنی شده 60درصد را به روسیه بفرستد و هیچ تضمینی هم نداشته باشد که در صورتی که آمریکاییها از برجام خارج شدند دوباره مجددا اورانیوم به ایران بازگردد یا ما به ازایی داشته باشد. به هر حال به دلیل بیاعتمادی و هم اینکه طرفین بازی پیچیدهای دارند و هم مساله ایران و هم اینکه مناسبات روسیه با اروپا و آمریکا گره خورده و شاید هم روسها خیلی علاقهمند نباشد که تا قبل از مساله اوکراین به
سر انجامی برسد مساله ایران و برجام حل و فصل شود و آمریکاییها خیالشان از این طرف راحت شود و فشار بیشتر را روی روسیه بگذارند. بنابر این بازیها پیچیده است و به راحتی نمیتوان در مورد وضعیتی که هست قضاوت کرد.
با این حساب بحران اوکراین را میتوان به عنوان متغیر اصلی و تاثیرگذار بر مذاکرات احیای برجام در راه رسیدن به توافق در نظر گرفت؟
من معتقدم که حداقل به صورت تحلیلی میتوان گفت که در این وضعیت شاید روسها علاقهمند باشند که توجه آمریکا بیشتر متوجه ایران باشد تا متوجه اوکراین و دست بازتری در آنجا داشته باشند. یعنی این یک سوءظن است و نمیشود قطعی راجع به آن قضاوت کرد. ولی منطقی است که در دنیای سیاست هر طرفی از ابزار خودش برای دستیابی به منافع خود استفاده کند طبیعتا یکی از ابزاری که روسها در اختیار دارند این تهدید ایران و مناقشه ایران و آمریکا است که با کمک آن امتیازات بیشتری بهدست بیاورند و یا حداقل توجهات آمریکاییها را از آنجا به این سمت معطوف کنند. به هر حال تلقی این است که آمریکاییها با یکدست دو هندوانه نمیتوانند بردارند و باید یکی را انتخاب کنند.
اروپاییها با وجود ابراز امیدواری و تاکید بر پیشرفت مذاکرات اما به نحوی عمل نمیکنند که طرفین در نهایت به سمت و سوی توافق سوق داده شوند؛ تحرکات تروئیکای اروپایی را چطور تحلیل میکنید؟
اروپا علی القاعده علاقهمند است که توافق انجام شود ولی تواناییهای اروپا آنقدرها بالا نیست. بهخصوص اینکه آنها درک میکنند که مشکل بین ایران و آمریکا است و تا وقتی که ایران و آمریکا نتوانند سنگهای خود را با یکدیگر وا بکنند بعید است که طرف دیگری بتواند این مسائل را حل و فصل کند. حداقل این است که پیامهای مثبت بین طرفین رد و بدل کنند یا فضا را تلطیف کنند. کاری که قطریها و عمانیها هم انجام میدهند. ولی به هر حال به نظر نمیرسد که اروپا هم به دلیل شرایط داخلی و هم به دلیل مناسباتی که با آمریکا دارد و نیازی که اکنون به خصوص در قضیه اوکراین به آمریکا دارد خیلی خواسته باشد که روی آمریکا فشار بگذارد و آمریکا را از خود گلایهمند کند. البته مشکلات داخلی آمریکا نیز بر مذاکرات تاثیر گذاشته است. چنانکه بخشی از جمهوریخواهان و دموکراتها از ابتدا با برجام مخالف بودند. لابی یهودیها و عربها نیز فعال است. لذا آمریکا چون به سمت انتخابات کنگره میرود نگرانند که اقدامی صورت گیرد تا روی رای آنها تاثیر بگذارد. به خصوص دموکراتها که نگران هستند کنگره و سنا را از دست بدهند. از این جهت میتوان گفت که به طور غیر مستقیم
تحولات داخلی آمریکا برای رسیدن به توافق و انگیزه دولت بایدن برای رسیدن به توافق تاثیر میگذارد