بستن
کد خبر: ۴۴۱۷۱۸

نه نازک نارنجی هستیم نه پوست کلفت

نه نازک نارنجی هستیم نه پوست کلفت
سیدحسن موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

آرمان ملی آنلاین - دوست بازنشستـــه‌ای را که از قضا بازنشسته یکی از سازمان‌های خیلی خوب است و همیشه هم شاد و شنگول بود و هرجا می‌آمد فضا را به سمت شادی می‌برد و به نوعی بر طبل بی‌خیالی می‌کوبید در سفر چند ساعته‌ای که همراه شدم، گرفته و ناراحت دیدم. توضیح داد که دو فرزند پسر دارد و هر دو بیماری زمینه‌ای دارند، یکی متاهل و مستاجر که صاحبخانه خیلی خوبی داشته و در منطقه جنوبی تهران ماهانه دو میلیون تومان کرایه پرداخت می‌کرده و ممنون‌دار صاحبخانه بوده اما ظاهرا قرار است که صاحبخانه خانه را بفروشد. از این رو در جست‌وجوی آپارتمان جدید هستند که کمترین قیمت ماهانه 13 میلیون تومان است. پدر با اینکه پسر مستقل و شاغل است اما نمی‌تواند نسبت به شرایطش بی‌تفاوت باشد و از این‌رو این احساس درد شدید در چهره این دوست و کلامش کاملا آشکار و قابل لمس بود. کمی که نگاه می‌کنیم، این احساس درد را خیلی‌ها به دوش می‌کشند. همگان در مجالس عروسی، عزا، اداره، صف نانوایی، استادیوم ورزشی، اماکن عمومی و... از همین موضوع صحبت می‌کنند که آخرش چه می‌شود؟ قیمت‌ها روزانه به طور نسبی افزایش پیدا می‌کند و این نااطمینانی همراه مردم است. دولتمردان باید شرایط را به گونه‌ای مدیریت کنند که نگرانی‌های معیشتی مردم در کنار سایر نگرانی‌هایی که دارند، کم شود. ایران کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک خاص و با ظرفیت‌ها و منابع بسیار غنی است و هر کدام از اینها می‌تواند فرصتی برای اشتغالزایی و درآمدزایی بیشتر باشد. لذا وقتی با مردم صحبت می‌کنیم که خود من هم یکی از همین مردم هستم، الان دنبال رفاه آنچنانی نیستیم که اگر به ما ندادند، ‌ای داد بیداد کنیم برای مواردی که ضروری نیست و جزو تجملات و برای زمان عیش و نوش است. لذا آنقدر نازک خیال یا نازک نارنجی هم نیستیم که چون نمی‌توانیم به سفرها و مهمانی‌های لاکچری برویم، اعتراض کنیم. دردی که ما داریم درد یک معیشت و گذران روزانه است. واقعیت این است که در گزارش‌های اعلامی خود مسئولان کشور راجع به خط فقر و تعیین حداقل میزان حقوق کارگری و همین‌طور بازنشستگان این تناسب وجود ندارد. از آن طرف هم آنقدر پوست کلفت نیستیم که دردمان نیاید. بالاخره این همه مدت تحمل کردیم، این همه مدت همکاری و همراهی کردیم، بالاخره دردمان می‌آید. آدم پوست کلفت است که دردش نمی‌آید. ما هم این درد را برای خودمان احساس می‌کنیم چون زنده‌ایم و نمی‌توانیم بی‌تفاوت باشیم و هم درد دیگران را احساس می‌کنیم. حداقل این موضوعی است که ما در حوزه مددکاری اجتماعی بیشتر با آنها مواجه هستیم چون نمی‌توانیم از انسانیت به دور باشیم و از انسانیت به دور است اگر نسبت به درد مردم بی‌تفاوت باشیم. ما به واسطه نوع کاری که در سازمان‌های مختلف داریم، شاید بیش از هر کسی درد مردم را داریم می‌شنویم. گاهی مواقع استخوان‌های خود ما هم به درد می‌آید. واقعیت این است که باید تدبیر کرد والا ادامه این شرایط نگرانی‌ها را بیشتر می‌کند. بارها گفته‌ایم که استمرار این شرایط حوزه امنیت را می‌تواند خدشه‌دار کند. هفته قبل هم یکی از نمایندگان مجلس در نطق پیش از دستور خود به این موضوع پرداخت. حداقل در حوزه کارشناسی، سالیان سال است که این دغدغه‌ها دارد مطرح می‌شود. باور کنید، باور کنید، باور کنید بخشی از دردی که احساس می‌کنیم ناشی از تحریم‌های ظالمانه است، بخشی ناشی از بد مدیریت شدن حوزه‌های اقتصادی است که گاهی مواقع حتی می‌تواند تحت تاثیر دیپلماسی‌های اتخاذ شده و مدیران ناکارآمد، ناشایست و فاسد باشد که هرازگاهی اخبار اختلاس و غیره‌شان را می‌شنویم و دیگر هم حیا نمی‌کنیم که نگوییم که هستند. لذا همه اینها واقعا دردمان می‌آورد و نمی‌توانیم نسبت به این شرایط آن درد را احساس نکنیم. چون لازمه انسان بودن این است که درد دیگران را هم در کنار درد خودمان حس کنیم. به امید روزی که با تدابیر اتخاذ شده لب مردم خندان شود، دلشان شاد شود و از زندگی‌شان لذت ببرند و هیچ پدر و مادری و هیچ بزرگی شرمنده فرزندان و کوچک‌ترها نشود.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی