آرمان ملی آنلاین - در این شرایط تنها راه حل برای سر و سامان دادن به وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور تنها مذاکره و دیپلماسی است، به خصوص آنکه آمریکا اکنون بیش از هر زمان دیگری به توافق با ایران نیاز دارد. این نیاز، هم در میان سیاسیون و دیپلماتهای آمریکایی و حتی در میان نظامیان و چهره های امنیتی ایالات متحده هم دیده می شود، کما اینکه لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده در نشست منامه صراحتاً عنوان کرد ما خواهان رسیدن به توافق با ایران هستیم. واشنگتن تمایلی برای درگیرشدن با نیروهای نیابتی تهران در منطقه را ندارد، چه برسد به آنکه با خود جمهوری اسلامی درگیر شود. هدف کانونی و محور تلاشهای دولت بایدن تقابل با نفوذ چین است. این یک سیگنال از طرف آستین، هم به کشورهای عربی و هم به اسرائیل بود تا تکلیف خود را در خصوص نوع نگاه دولت بایدن نسبت به ایران بدانند. حتی معتقدم آمریکا در این شرایط حاضر به دادن امتیازات جدید به ایران هست. پیرو این نکته بر خلاف برخی از کارشناسان و تحلیلگران در داخل کشور که معتقدند دولت رئیسی به دنبال تأخیر و کارشکنی در مذاکرات است اتفاقاً بر این باورم دولت رئیسی هم بیش از هر زمان دیگری اکنون به مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا نیاز دارد، اما نکته اینجاست که تفاوت دولت رئیسی با دولت روحانی در بیان صریح تر سه پیش شرط اساسی خود در رسیدن به توافق است. یعنی تضمین برای عدم خروج آمریکا از برجام، لغو کامل تحریمها و راستیآزمایی آنها اکنون پیش شرط های جدی دولت رئیسی برای موفقیت در مذاکرات است. پس می بینید، هم طرف ایرانی و هم طرف آمریکایی یعنی دولت رئیسی و دولت بایدن به دنبال معامله هستند. چون از یک طرف دولت رئیسی با انواع مشکلات اقتصادی و معیشتی واقعاً به موفقیت در این مذاکرات و رفع تحریمها نیاز دارد و از طرف دیگر دولت بایدن هم برای تمرکز بیشتر در خصوص مقابله با چین به تضمین در خصوص مدیریت توان هستهای ایران نیاز دارد که فقط در گرو احیای برجام و موفقیت مذاکرات وین است. این مسائل سبب می شود که آینده مذاکرات روشن باشد تا جایی که احتمال شکست مذاکرات را تقریباً صفر میدانم. حل مشکلات آبی به پول و بودجه کافی نیاز دارد. این بودجه و پول از کجا میآید از فروش آزادانه نفت و صادرات دیگر تولیدات داخلی کشور به واسطه احیای برجام، لغو تحریمها و نیز بازگشت منابع درآمدی در سایه روابط آزاد بانکی و مالی. بنابراین مذاکرات ما با1+4و آمریکا در وین باید به احیای برجام و لغو تحریم ها منجر شود و از طرف دیگر باید اختلافات مان را با FATF حل کنیم تا دوباره دست دولت برای حل مشکلات کشور به خصوص در حوزه آبی باز شود. برای مثال کشوری مانند عربستان با درآمدهای سرشار نفتی خود توانسته است نیروگاههای بزرگ آب شیرین کن ایجاد کند و آب اقیانوس و دریا را به راحتی در اختیار بگیرد. همین عربستان سعودی با این آب و هوای خشک در سال جاری حدود ۲۸۰ میلیون دلار صادرات محصولات کشاورزی داشته است. اینجاست که مسئله به بیآبی یا کم آبی ایران باز نمیگردد، بلکه به مدیریت کمآبی بازمیگردد که آن هم نیاز به بودجه و پول کافی دارد. پس اگر توافق نتیجه برسد، برجام احیا شود، تحریمها لغو گردند، مشکلات ما با FATF حل شود و ما از لیست سیاه این کار گروه مالی خارج شویم قطعا میتوان به راحتی نفت و دیگر محصولات غیرنفتی خود را صادر کند و آزادانه منابع درآمدی آن را هم به کشور بازگرداند. در این شرایط دست دولت رئیسی یا هر دولت دیگری برای مدیریت کم آبی یا دیگر مسائل اقتصادی و معیشتی باز خواهد شد. یعنی به موازات برنامهریزی برای حل مشکلات کم آبی کم آبی و یا بی آبی اصفهان، چهارمحال بختیاری، یزد، سیستان و بلوچستان، خوزستان، هرمزگان و دیگر شهرها و استان های کشور میتوان بودجه های دیگری برای تامین خسارت و امرار معاش دامداران، کشاورزان و سایر مشاغل آسیب در نظر گرفت که حداقل در کوتاه مدت و میان مدت شاهد تحصن و اعتراض مردم این شهرها و استانهایی که درگیر معضل و بحران کم آبی و یا بی آبی هستند و اتفاقا اعتراضات به حقی هم هست، نباشیم. در کنار آن میتوان وام هایی را هم برای به کارگیری آبیاری هوشمند و قطرهای در اختیار کشاورزان قرار داد، دامداری مکانیزه و مجهزی را در این استان ها که درگیر بی آبی و کم آبی هستند رها اندازی کرد. مضافا با وارد کردن دستگاههای آب شیرین کن مجهز، آب مصرفی استانهایی مانند یزد که به اشتباه صنعتی شده است را تامین کرد. همه اینها به بودجه و پول نیاز دارد. پس می بینید که بودجه و پول مشکلات را حل می کند. یعنی اکنون آب خوردن هم به احیای برجام گره خورده است. طبیعی است که آمریکاییها و اروپاییها در این روزهای منتهی به هشتم آذر ماه و آغاز مذاکرات سعی کنند در یک گام رو به جلو عملاً با تهدید به دنبال افزایش توان چانهزنی دیپلماتیک و امتیازگیری از ایران باشند. به هرحال آمریکا اکنون محور تحرکات سیاست خارجی و حتی نظامی خود را روی مهار چین قرار داده است. بنابراین از هر طریقی به دنبال آن است که در کمترین زمان به تضمین لازم در کنترل و مدیریت توان هستهای ایران دست پیدا کند تا بیشترین تمرکز خود را روی مهار چین بگذارد. پس باید پذیرفت که اکنون به همان اندازه که دولت رئیسی و ایران برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی به موفقیت در مذاکرات و لغو تحریمها نیاز دارد از آن طرف آمریکاییها هم برای عبور از پرونده هستهای ایران و تمرکز روی مهار چین به رسیدن به یک توافق جدید با تهران نیازمندند و حتی در این مسیر حاضرند امتیازات جدیدی به ایران بدهند.