آرمان - در حالی که به روزهای سرنوشتساز انتخابات نزدیک میشویم، کاندیداهای اصولگرا با شعارهای پوپولیستی تلاش میکنند پایگاه رأی خود را افزایش دهند. از سوی دیگر برگزاری مناظرههای انتخاباتی پیامدهای مهمی در جامعه داشته و باعث شده آرای خاکستری برای فعال شدن و قضاوت صحیح به تکاپو بیفتند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی آرایش سیاسی انتخابات ریاستجمهوری و چالشهای پیش روی آقای روحانی در انتخابات، با دکتر جواد اطاعت نماینده مجلس ششم شورای اسلامی و استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی گفتوگو کردهایم. دکتر اطاعت معتقد است: اگر اصولگرایان به این نتیجه برسند که حضور همزمان آقای قالیباف و رئیسی سبب شکستن آرای انتخاباتی میشود و ممکن است انتخابات به مرحله دوم کشیده شود، تلاش میکنند هر دو گزینه را در صحنه انتخابات نگه دارند. با این وجود اگر اصولگرایان به این نتیجه برسند که ممکن است انتخابات در مرحله اول تعیین تکلیف شود، تلاش میکنند روی یک گزینه اجماع کنند و با یک گزینه در انتخابات حضور پیدا کنند. برداشت من این است که در شرایط کنونی اصولگرایان به این نتیجه رسیدهاند که نتیجه انتخابات در مرحله اول مشخص نخواهد شد و به همین دلیل تلاش میکنند با هر دو گزینه خود یعنی آقای رئیسی و قالیباف در انتخابات حضور داشته باشند. در ادامه گفتوگوی دکتر جواد اطاعت با «آرمان» را از نظر میگذرانید.
پایگاه رأی آقای روحانی در سال96 نسبت به سال92 با ریزش همراه بوده یا رویش داشته است؟
آقای روحانی در چهار سال گذشته با مشکلات جدی مواجه بوده است. بحران و رکود اقتصادی توام با تورم که از سال 1391 خود را نشان داده بود، در طول چهار سال گذشته دولت را با چالش جدی مواجه ساخت. با این وجود رویکرد آقای روحانی نخبهگرایانه است و کمتر به زبان عامه پاسخ میدهد. از سوی دیگر تیم رسانهای ایشان نیز در انتقال دستاوردهای مثبت دولت به تودههای مردم ناتوان بوده است. از سوی دیگر رسانه ملی نقش مهمی در جهت دهی افکار عمومی داشته و نسبت به رسانههای دیگر و فضای مجازی تأثیرگذاری بیشتری دارد. با این وجود در چهار سال گذشته رسانه ملی با دولت آقای روحانی همراهی کاملی نداشته و گاهی این شائبه ایجاد شده که در یک مسیر گام برنمیدارند. نکته مهم دراین زمینه اینکه آقای روحانی و مخالفانش به شدت انتظارات مردم را از دولت افزایش دادند. شبیه چنین وضعیتی در آمریکا در دوران باراک اوباما هم مشاهده شد. وی وارث نابسامانی اقتصادی دولت محافظهکاران در دوران جرج بوش (پسر) بود و بحران اقتصادی که در سال 2008 یعنی سال پایانی محافظهکاران ظاهر شده بود، در دوره اوباما سایه خود را سنگین کرد. آقای اوباما در سال 2009 یعنی یک سال پس از بروز اولین نشانههای بحران اقتصادی کارش را شروع کرد. در نتیجه بحران اقتصادی باقیمانده از دولت جرج بوش به تمام دوران ریاستجمهوری اوباما منتقل و به یکی از مهمترین چالشهای دولت اوباما تبدیل شد. این در حالی بود که تودههای مردم و بخصوص اقشار پایین جامعه آمریکا مشکلات اقتصادی خود را ناشی از سیاستهای کاخ سفیدی میدیدند که آقای اوباما در راس آن قرار داشت. این وضعیت در نهایت به ضرر اوباما و حزب دموکرات تمام شد و در انتخابات بعدی مردم آمریکا از ترامپ حمایت کردند که با شعارهای اقتصادی و پوپولیستی به دنبال رسیدن به قدرت بود. مسأله مهم دیگر اینکه نگاه رقبای آقای روحانی به مسائل کشور یک نگاه پوپولیستی است. در شرایط کنونی اغلب رقبای آقای روحانی با توجه به دغدغههای معیشتی مردم تلاش میکنند با وعدههای اقتصادی و معیشتی برای خود پایگاه رأی ایجاد کنند. به همین دلیل رقابت آقای روحانی نخبهگرا در انتخابات 96 با کاندیدای تودهگرا که از شعارهای پوپولیستی استفاده میکند، مشکل خواهد بود.
اغلب رقبای آقای روحانی در انتخابات96 روی دغدغههای طبقات پایین جامعه سرمایهگذاری کردهاند و تلاش میکنند با شعارهای دلخواه آنها برای خود پایگاه رأی ایجاد کنند. آیا اساسا در این زمینه برای دولت چالشی وجود دارد یا طبقات پایین جامعه هم کاهش تورم را درک کردهاند؟
آقای روحانی نگاه اورژانسی به حل مشکلات کشور نداشته است. ایشان تلاش میکنند با نگاهی ساختارگرایانه معضلات اصلی اقتصاد ایران را که مزمن هم هست، درمان کنند. بدون شک یکی از مهمترین معضلات ساختاری اقتصاد ایران به حضور ایران در عرصههای بینالمللی بازمیگردد. به همین دلیل دولت آقای روحانی تلاش کرد با توافق برجام و سیاست درهای باز در زمینه مسائل بینالمللی زمینه بهبود روابط ایران با کشورهای جهان را فراهم کند. از سوی دیگر ایشان به دنبال بهبود زیرساختها و ساختارهای معیوب اقتصاد کشور است. اقشار پایین جامعه علاقهمند هستند مشکلاتشان در کوتاه مدت و به صورت فوری مرتفع شود و نگاه مُسکنی به مشکلات خود دارند که باید هر چه زودتر التیام پیدا کند. این در حالی است که در انتخابات ریاستجمهوری سال92 اقشار پایین جامعه از مهمترین حامیان انتخاباتی آقای روحانی بودند. با این وجود به دلیل برخی سیاستهای اشتباه دولت احمدینژاد اقشار پایین جامعه از نظر اقتصادی تحت فشار زیادی قرار گرفتند. در نتیجه رقبای انتخاباتی آقای روحانی تلاش میکنند با شعارهایی که دلخواه اقشار پایین جامعه است برای خود پایگاه رأی ایجاد کنند.
در فضای انتخاباتی گاهی دیده شده بخشهایی که باید نسبت به کاندیداها بیطرف باشند نسبت به کاندیدای خاصی گرایش پیدا میکنند. به نظر شما آقای روحانی با این مسأله چگونه باید برخورد کند؟
این مسأله یکی از مشکلات ساختاری فضای سیاسی ایران است و در گذشته نیز وجود داشته است. متأسفانه در کشور ما هنگامی که یک شخص به ریاستجمهوری میرسد در زمینههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی متناسب با مسئولیت و انتظاراتی که از ایشان وجود دارد، اختیارات ندارد و در برخی زمینهها با محدودیتهایی مواجه است. برای مثال هنگامی که دولت قصد دارد برای بهبود سرمایهگذاری خارجی فضای امنی در اقتصاد ایجاد کند، به تنهایی قادر به انجام آن نیست. مشکل اساسی این است که در کشور ما بین مصالح و منافع ملی و رقابتهای سیاسی تفکیک ایجاد نمیشود.
عملکرد آقای روحانی در مناظرههای برگزارشده در فضای انتخاباتی چگونه بوده است؟
به نظر من مناظرهها به صورت ضعیفی برگزار شده است. دلیل این مسأله نیز این است که مناظرههای انتخاباتی بیش از آنکه عرصه ارائه برنامهها از سوی کاندیدای انتخاباتی باشد عرصه بگو مگوها و جدلهای سیاسی بوده است. با این وجود آقایان روحانی و جهانگیری در برخی مسائل باید پاسخهای جدیتری به رقبای انتخاباتی و افکار عمومی بدهند. برای مثال هنگامی که در مناظرههای انتخاباتی عنوان میشود که رشد علمی در چهار سال گذشته کاهش داشته است که البته چنین نبوده و دولت آقای روحانی در این زمینه موفق عمل کرده است، اما ایشان باید پاسخ دهند در حالی که در طول چهار سال گذشته به دلیل مخالفت تندروها وزارت علوم به عنوان متولی امور دانشگاهها با تغییر مکرر وزیر مواجه بوده، به شکلی که این وزارتخانه در طول چهار سال هفت وزیر و سرپرست داشته است، آیا در چنین شرایطی باید انتظار موفقیت از چنین وزارتخانهای داشت. متأسفانه در فضای سیاسی ایران برای اینکه رقیب سیاسی خود را از عرش به فرش بکشانیم، دست به هر اقدامی میزنیم. از سوی دیگر آقای روحانی برای وزارت آموزش و پرورش آقای نجفی را به مجلس معرفی کردند که بهترین عملکرد را در این وزارتخانه داشته است اما مجلس نهم که عمدتا از نمایندگان محافظهکار تشکیل شده بود به آقای نجفی رأی اعتماد ندادند. در نتیجه بخشی از عملکرد دولت به مخالفان و شرایطی که برای دولت به وجود آوردهاند باز میگردد. بسیاری از مخالفان از همان ابتدای شکلگیری دولت به جای همکاری و تشریک مساعی در مسیر حرکت دولت سنگاندازی و کارشکنی کردند و دولت را با چالش مواجه کردند، اما نامزدهای مدافع دولت نتوانستند این کارشکنیها را به خوبی برای مردم تبیین کنند.
آیا اصولگرایان که با سه کاندیدا در انتخابات حاضر شدهاند در نهایت به یک گزینه نهایی خواهند رسید و دیگر کاندیداها به سود گزینه نهایی صحنه انتخابات را ترک خواهند کرد؟
این مسأله بستگی به نظرسنجیها و تحلیل آنها نسبت به شرایط انتخابات دارد. اگر اصولگرایان به این نتیجه برسند که حضور همزمان سه نامزد سبب توزیع آرا شده و ممکن است انتخابات به مرحله دوم کشیده شود، تلاش میکنند هر سه گزینه را در صحنه انتخابات نگه دارند، اما اگر به این نتیجه برسند که ممکن است انتخابات در مرحله اول تعیین تکلیف شود، تلاش میکنند روی یک گزینه اجماع کنند و با یک گزینه در انتخابات حضور پیدا کنند. برداشت من این است که در شرایط کنونی آنها به این نتیجه رسیدهاند که نتیجه انتخابات در مرحله اول مشخص نخواهد شد و به همین دلیل تلاش میکنند با همه گزینههای موجود خود در انتخابات حضور داشته باشند.
به نظر شما اگر قرار باشد بین آقایان رئیسی و قالیباف یکی به سود دیگری صحنه انتخابات را ترک کند آن فرد چه کسی خواهد بود؟
این مسأله بستگی به نتایج نظرسنجیها دارد. با این وجود به نظر میرسد در شرایط کنونی وضعیت آقای قالیباف نسبت به دیگر گزینههای اصولگرا بهتر باشد و ایشان در نظرسنجیها جلوتر از بقیه قرار دارد. از سوی دیگر گفته میشود که آرای مردمی آقای رئیسی روز بهروز در حال افزایش است.
آیا انتخابات ریاستجمهوری سال96 دارای ویژگیهای یک انتخابات دوقطبی است؟
در نظامهای سیاسی اکثریتی مانند کشور ما انتخابات به صورت طبیعی دو قطبی میشود. انتخابات چند قطبی بیشتر مربوط به قوه مقننه در نظامهای تناسبی است. در نظامهای اکثریتی که پیروزی یک قطب سیاسی به منزله باخت قطب دیگر سیاسی است قطعا انتخابات دو قطبی خواهد شد.
آیا میتوانیم انتخابات 96 را با انتخابات 76 مقایسه کنیم؟
برخی انتخابات سال96 را از نظر دو قطبی با انتخابات سال76 مقایسه میکنند. در سال76 مردم به دنبال گزینهای بودند که وضعیت موجود را تغییر دهد. در انتخابات ریاستجمهوری سال76 رئیس دولت اصلاحات نماینده گفتمان تغییر وضعیت موجود بود و آقای ناطق نوری نماینده گفتمان حفظ وضعیت موجود. در انتخابات ریاستجمهوری سال96 آقای روحانی که نماینده تغییر وضع موجود است به مدت چهار سال رئیس جمهور کشور بوده و مردم با عملکرد ایشان آشنایی دارند. در نتیجه ایشان به عنوان نماینده تغییر وضع موجود در انتخابات حضور پیدا نکردهاند که بتوان شرایط را با سال76 مقایسه کرد. در شرایط کنونی آقای روحانی باید از عملکرد خود در چهار سال گذشته دفاع کند. در نتیجه شرایط انتخابات ریاستجمهوری سال96 با سال76 متفاوت است.
به نظر میرسد آقایان رئیسی و قالیباف به شکلهای مختلف نیمنگاهی به پایگاه رأی احمدینژاد دارند و تلاش میکنند آرای اقشار پایین جامعه را به سمت خود متمایل کنند. دلیل این مسأله چیست؟ آیا در این زمینه موفقیتی حاصل خواهد شد؟
کسانی که رویکرد پوپولیستی دارند بیش از آنکه به برنامههای کاندیداها توجه کنند به شعارهای آنها توجه میکنند. انتخابات در برخی کشورها مانند ایران کاندیدامحور است، اما مثلا در کشورهای اروپایی احزاب نقش مهمی در تعیین سرنوشت انتخابات بازی میکنند. در کشورهایی مانند ایران کاندیداها باید در فضای انتخابات جریانسازی کنند و به همین دلیل شعارهایی که مطرح میکنند دارای اهمیت است. در شرایط کنونی نیز شعارهایی که کاندیداهای اصولگرا مطرح میکنند برای جذب آرا در اقشار پایین جامعه است. این طبقه فاقد شکلبندی و گفتمان سیاسی خاصی است و هر نامزدی بتواند نظر آنان را جلب کند، آرای آنها به سبد وی واریز خواهد شد.
چرا کاندیداهای اصولگرا تلاش میکنند از طریق حمله به دولت آقای روحانی برای خود پایگاه رأی ایجاد کنند؟
در ایران همواره فضای انتخاباتی بیش از آنکه ایجابی باشد سلبی بوده است. بدون شک این مسأله یکی از پیامدهای توسعه نیافتگی سیاسی در ایران است. کاندیداهای انتخاباتی در ایران به جای اینکه با ارائه راه حل برای مشکلات مردم و همچنین ایجاد انگیزه برای پیشرفت و توسعه تلاش کنند پایگاه رأی خود را تقویت میکنند و تمایل دارند با سادهترین راه که همان نفی تواناییهای رقیب است به اهداف خود دست پیدا کنند. متأسفانه حمله و تخریب به رقیب سیاسی به یکی از الگوهای غلط در فضای سیاسی ایران تبدیل شده است.
آقای روحانی برای جذب آرای خاکستری انتخابات چه اقداماتی باید انجام دهد؟
در این زمینه ما باید گروههای اجتماعی را مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار بدهیم تا متوجه شویم که گروههای اجتماعی در بزنگاههای سیاسی مانند انتخابات چه رفتاری از خود نشان میدهند. برای مثال بخشهایی از جامعه تمایلی برای مشارکت در انتخابات ندارند و به همین دلیل در انتخابات شرکت نمیکنند. از سوی دیگر طبقه متوسط همواره در زمینههای اجتماعی گرایش به تغییر دارد و به همین دلیل به کاندیدای جریان اصلاحات رأی میدهند. گروههای سنتیتر جامعه و گروههای محافظهکار معمولا از کاندیدای اصولگرا حمایت میکنند. گروه دیگر تودههای بیشکلی هستند که براساس مصالح و منافع خود و به صورت موردی از یک کاندیدا حمایت میکنند. مهمترین هدف این گروه برآورده کردن مطالبات خود است و به مسائل دیگر توجه جدی ندارند. به صورت طبیعی سه گروه نخست یعنی کسانی که قصد مشارکت در انتخابات را ندارند و اصولگرایان و اصلاحطلبان تصمیم خود را از قبل گرفتهاند و به همین دلیل در انتخابات به گزینه مورد نظر خود رأی میدهند و یا اینکه در انتخابات شرکت نمیکنند. با این وجود تمرکز اصلی کاندیدای انتخاباتی بر گروه چهارم است که براساس مصالح و منافع خود رأی میدهد. بدون شک مهمترین مشکل آقای روحانی در این زمینه خوش استقبال و بد بدرقه بودن مردم ایران است. مردم ایران همواره در صحنه انتخابات حضور قابل قبولی از خود نشان میدهند. با این وجود به دلیل اینکه انتظارات بالایی از دولت دارند پس از مدتی که دولت نمیتواند همه مطالبات آنها را محقق کند از دولت روی برمیگردانند. در نتیجه در مقاطعی که بدنه اجتماعی جریان اصلاحات در انتخابات به صورت فعال شرکت میکند، کاندیدای مورد نظر آنها به پیروزی دست پیدا میکند، اما زمانی که در انتخابات به صورت فعال مشارکت نمیکنند به صورت طبیعی رقیب سنتی آنها به پیروزی خواهد رسید. در نتیجه برخی پیروزیهای اصولگرایان به پایگاه رأی آنها بستگی ندارد و بلکه به حضور فعال یا غیر فعال بدنه اجتماعی جریان اصلاحات بستگی دارد.